هانیه علیاصغری در سایت اندیشه دینی نوشت: «واقعه عاشورا از مهمترین رویدادهای تاریخ اسلام است که ابعاد دینی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و تربیتی فراوانی دارد. از سال ۶۱ هجری قمری تاکنون، این واقعه در فرهنگها و متون مختلف بررسی شده و هر نسل کوشیده است پیامها و درسهای آن را متناسب با نیازهای زمان خود بازخوانی کند. بااینحال، شناخت دقیق عاشورا زمانی امکانپذیر است که همه عناصر و کنشگران آن، از جمله زنان حاضر در کاروان امام حسین(ع)، مورد توجه قرار گیرند.
کاروان امام حسین(ع) تنها از مردان جنگاور تشکیل نشده بود، بلکه زنان، کودکان، نوجوانان و اعضای خانواده امام و یاران ایشان نیز در آن حضور داشتند. این حضور خانوادگی نشان میدهد که حرکت امام حسین(ع) را نمیتوان صرفاً حرکتی نظامی برای دستیابی به قدرت سیاسی تلقی کرد. همراهی خانواده با امام، بیانگر آن است که این نهضت رسالتی فراتر از میدان نبرد داشت و قرار بود شیوه درست زیستن، دفاع از کرامت انسانی و ایستادگی در برابر ظلم را برای نسلهای آینده تعریف کند.
در این میان، زنان عاشورایی تنها همراهان عاطفی کاروان نبودند. آنان پیش از عاشورا در آمادهسازی و تشویق مردان به یاری امام، در روز عاشورا در حمایت روحی از مبارزان و پس از شهادت امام حسین(ع) در مدیریت بحران و انتقال پیام نهضت نقش داشتند. بدون حضور و روشنگری آنان، امکان داشت حکومت اموی روایت خود را از واقعه کربلا بر جامعه تحمیل کند و حقیقت این قیام در همان صحرای نینوا باقی بماند.
۱. حضور آگاهانه زنان در نهضت عاشورا
یکی از نکات مهم در بررسی نقش زنان کربلا، آگاهانه و ارادی بودن حضور آنان است. زنانی که امام حسین(ع) را همراهی کردند، تنها به دلیل روابط خویشاوندی یا عاطفی در کنار ایشان نبودند، بلکه امام حسین(ع) را امام، ولی و رهبر دینی خود میدانستند و با رفتار خویش، وفاداری به این پیمان را نشان دادند.
نمونهای از این حضور آگاهانه را میتوان در رفتار دلهم، همسر زهیر بن قین، مشاهده کرد. بر اساس گزارشهای نقلشده، هنگامی که زهیر در پذیرش دعوت امام حسین(ع) تردید داشت، همسرش او را به دیدار و همراهی با امام تشویق کرد. این رفتار نشان میدهد که زنان نهتنها پیرو تصمیمهای مردان نبودند، بلکه در مواردی با بصیرت و استدلال، آنان را به انتخاب مسیر حق هدایت میکردند.
در برخی گزارشها همچنین از مادرانی مانند همسر امام حسن و همسر عمرو بن جناده یاد شده است که فرزندان خود را به دفاع از امام حسین(ع) تشویق کردند. این رفتارها را نمیتوان صرفاً با هیجان یا وابستگی عاطفی توضیح داد؛ زیرا عاطفه طبیعی مادرانه معمولاً به حفظ جان فرزند تمایل دارد. فداکاری این زنان نشاندهنده اعتقاد عمیق آنان به حقانیت مسیر امام و ترجیح ارزشهای الهی بر تعلقات شخصی بود.
از اموهب نیز بهعنوان یکی از زنان برجسته عاشورا یاد شده است. در گزارشهای تاریخی درباره جزئیات زندگی و چگونگی شهادت او اختلافهایی وجود دارد، اما در مجموع، وی نمادی از وفاداری، شجاعت و حمایت از نهضت امام حسین(ع) معرفی شده است. روایت مشهور بازگرداندن سر شهید به سوی دشمن و بیان این مضمون که «آنچه را در راه خدا دادهایم، بازپس نمیگیریم»، بیانگر اوج استقامت و اخلاص در راه عقیده است (قمی، نفس المهموم؛ ابومخنف، مقتل الحسین)
۲. حضرت زینب(س) و مدیریت بحران پس از عاشورا
حضرت زینب(س) برجستهترین زن در نهضت عاشورا و محور اصلی مدیریت کاروان پس از شهادت امام حسین(ع) بود. ایشان در روز عاشورا، عزیزترین اعضای خانواده خود، از جمله برادران، فرزندان و برادرزادگان خویش را از دست دادند. بااینحال، پس از شهادت امام، فرصت فرو رفتن در اندوه شخصی برای ایشان وجود نداشت؛ زیرا مسئولیت حفاظت از بازماندگان و انتقال پیام قیام بر دوش ایشان قرار گرفته بود.
نخستین جلوه مدیریت حضرت زینب(س)، مدیریت روانی خود بود. در شرایطی که فقدانهای پیدرپی و مشاهده خشونتهای میدان میتوانست هر انسانی را دچار فروپاشی عاطفی کند، ایشان توانستند هیجانهای خود را کنترل کرده و بر وظیفه اصلی متمرکز شوند. این خویشتنداری به معنای نداشتن اندوه نبود، بلکه به معنای جهتدهی به اندوه و تبدیل آن به کنشگری آگاهانه بود.
مسئولیت دوم حضرت زینب(س)، حمایت عاطفی از زنان و کودکان بازمانده بود. کاروانی که عزیزان خود را از دست داده و با غارت، آتشسوزی، تهدید و اسارت روبهرو شده بود، بیش از هر چیز به مدیریتی آرام، قاطع و حمایتگر نیاز داشت. حضرت زینب(س) در این شرایط، مانع از فروپاشی روانی کاروان شدند و با همدلی و مراقبت، اعضای آن را برای ادامه مسیر آماده کردند.
حفاظت از جان امام سجاد(ع) نیز از مهمترین مسئولیتهای ایشان بود. امام سجاد(ع) به دلیل بیماری نتوانسته بودند در میدان نبرد حضور یابند و پس از شهادت امام حسین(ع)، امامت جامعه را بر عهده داشتند. حضرت زینب(س) در چند موقعیت از جان ایشان دفاع کردند و از قطع سلسله امامت جلوگیری نمودند.
از منظر روانشناسی، رفتار حضرت زینب(س) نمونه برجستهای از «تابآوری» است. تابآوری به معنای انکار رنج و فشار نیست، بلکه توانایی حفظ کارکرد روانی و اجتماعی و یافتن معنا در دل بحران است. حضرت زینب(س) اندوه خود را به نیرویی برای حمایت از دیگران، دفاع از حقیقت و ادامه رسالت امام تبدیل کردند.
۳. پیامرسانی و مقابله با تحریف
با پایان نبرد عاشورا، مرحله دیگری از نهضت آغاز شد. حکومت اموی میکوشید امام حسین(ع) و یاران ایشان را افرادی شورشی معرفی کند که علیه خلیفه مسلمانان قیام کردهاند. در چنین شرایطی، اگر بازماندگان کربلا سکوت میکردند، روایت رسمی حکومت میتوانست بهعنوان حقیقت تاریخی در ذهن مردم باقی بماند.
حضرت زینب(س)، حضرت امکلثوم(س)، امام سجاد(ع) و دیگر اعضای کاروان اسرا، با سخنان و خطبههای خود در کوفه و شام، این روایت را به چالش کشیدند. آنان هویت واقعی شهیدان کربلا، نسبت آنان با پیامبر اسلام(ص) و ماهیت رفتار حکومت را برای مردم آشکار ساختند.
خطبههای حضرت زینب(س) را میتوان نوعی کنشگری سیاسی و اجتماعی مبتنی بر اخلاق دانست. ایشان بدون برخورداری از قدرت نظامی یا امکانات حکومتی، با تکیه بر استدلال، فصاحت، شجاعت و حقانیت پیام خود، فضای عمومی را تغییر دادند. سخنان ایشان در برابر ابنزیاد و یزید، پیروزی ظاهری حکومت را به شکست اخلاقی و سیاسی تبدیل کرد.
عبارت مشهور «ما رأیتُ إلّا جمیلاً» نیز بیانگر نگاه توحیدی حضرت زینب(س) به واقعه عاشوراست. این سخن به معنای زیبا دانستن خشونت و مصیبت نیست، بلکه نشان میدهد که ایشان در ورای رنجهای ظاهری، وفاداری شهیدان به خداوند و پیروزی حقیقت بر ظلم را مشاهده میکردند. چنین نگاهی، به رنج معنا میبخشد و مانع تسلیم انسان در برابر ناامیدی میشود (ابنطیفور، بلاغات النساء.)
۴. سوگواری هدفمند و حفظ پیام عاشورا
یکی دیگر از اقدامات زنان عاشورایی، استفاده هدفمند از سوگواری بود. گریه و عزاداری آنان تنها واکنشی شخصی به فقدان عزیزان نبود، بلکه وسیلهای برای بیدار کردن افکار عمومی و معرفی مظلومیت امام حسین(ع) به شمار میرفت.
در شرایطی که حکومت میکوشید حادثه کربلا را یک پیروزی سیاسی جلوه دهد، عزاداری زنان، پرسشهایی اساسی در جامعه ایجاد میکرد: این اسیران چه کسانی هستند؟ چه نسبتی با پیامبر اسلام(ص) دارند؟ چرا فرزندان و خاندان پیامبر با چنین خشونتی مواجه شدهاند؟
ازاینرو، میتوان سوگواری زنان عاشورایی را نوعی روایتگری تاریخی دانست. آنان با خطبه، شعر، گریه و بیان مصیبت، حافظان حافظه جمعی جامعه شدند و اجازه ندادند واقعه کربلا فراموش یا تحریف شود. مجالس عزاداری در دورههای بعد نیز به یکی از ابزارهای انتقال پیام عاشورا و حفظ هویت دینی و اجتماعی جامعه شیعه تبدیل شد.
۵. زنان عاشورایی و تربیت الگویی
یکی از مهمترین پیامهای رفتار زنان عاشورایی، اهمیت تربیت مبتنی بر الگو است. زنانی که در کربلا فرزندان یا همسران خود را به دفاع از امام تشویق کردند، احتمالاً این ارزشها را تنها در لحظه نبرد به آنان نیاموخته بودند. روحیه وفاداری، شجاعت، مسئولیتپذیری و ایثار، محصول یک فرایند تربیتی طولانی بود.
در روانشناسی تربیتی و نظریه یادگیری اجتماعی، مشاهده رفتار الگوها یکی از مهمترین راههای یادگیری شناخته میشود. فرزندان بیش از آنکه از دستورها و توصیههای مستقیم تأثیر بپذیرند، رفتار واقعی والدین و مربیان را مشاهده و تکرار میکنند. هنگامی که والدین در عمل به صداقت، مسئولیتپذیری، عدالت و وفای به عهد پایبند باشند، احتمال درونی شدن این ویژگیها در فرزندان افزایش مییابد .
زنان عاشورایی با رفتار خود نشان دادند که تربیت دینی نباید تنها به بیان مفاهیم و انجام ظواهر محدود شود. ارزشهای دینی زمانی در شخصیت فرزند ریشه میدواند که در عملکرد روزانه والدین مشاهده شود. مادری که خود در برابر ظلم بیتفاوت نیست، پدری که بر عهد خود میایستد و خانوادهای که در بحران اعضای خود را تنها نمیگذارد، عملاً مسئولیتپذیری و آزادگی را به فرزندان آموزش میدهد.
۶. عاشورا و تقویت هوش هیجانی
یکی از مفاهیم قابل استخراج از سیره زنان کربلا، هوش هیجانی است. هوش هیجانی شامل شناخت هیجانها، تنظیم احساسات، همدلی با دیگران و توانایی رفتار سنجیده در شرایط دشوار است. حضرت زینب(س) و دیگر زنان کاروان، با وجود تجربه اندوهی عمیق، توانستند هیجانهای خود را بهگونهای مدیریت کنند که مانع انجام مسئولیتهایشان نشود.
مدیریت هیجان به معنای سرکوب احساسات نیست. زنان کربلا گریستند، سوگواری کردند و اندوه خود را آشکار ساختند؛ اما اجازه ندادند خشم و غم، آنان را به رفتارهای بیهدف یا نابودکننده سوق دهد. آنان احساسات خود را به سخن، خطبه، دعا، مراقبت از کودکان و افشاگری علیه ظلم تبدیل کردند.
این الگو برای خانواده امروز اهمیت فراوانی دارد. اعضای خانواده در برابر بیماری، مشکلات اقتصادی، فقدان، اختلاف و فشارهای اجتماعی با هیجانهایی مانند ترس، خشم، غم و اضطراب روبهرو میشوند. خانواده تابآور خانوادهای نیست که در آن احساسات منفی وجود ندارد؛ بلکه خانوادهای است که اعضای آن میتوانند احساسات خود را به رسمیت بشناسند، درباره آنها گفتوگو کنند و انرژی روانی خود را به سمت حل مسئله هدایت نمایند.
۷. همدلی و پرورش حساسیت اخلاقی
آشنایی صحیح کودکان و نوجوانان با واقعه عاشورا میتواند زمینه پرورش همدلی را فراهم کند. هنگامی که کودک با رنج کودکان، زنان و دیگر اعضای کاروان کربلا آشنا میشود، فرصت مییابد خود را در موقعیت دیگران تصور کند و از محدوده نیازها و خواستههای شخصی خود فراتر رود.
البته انتقال این واقعه به کودکان باید متناسب با سن، ظرفیت روانی و میزان درک آنان باشد. تأکید افراطی بر صحنههای خشونتآمیز ممکن است به اضطراب یا ترس منجر شود. در مقابل، تمرکز بر مفاهیمی مانند حمایت از فرد ضعیف، وفای به عهد، مهربانی، شجاعت و دفاع از حقیقت، میتواند حساسیت اخلاقی کودک را تقویت کند.
سوگواری سالم نیز میتواند به کودک بیاموزد که احساس اندوه، بخشی طبیعی از زندگی است و میتوان آن را به شیوهای سازنده بیان کرد. استفاده از داستان، شعر، گفتوگو و فعالیتهای جمعی، به کودک کمک میکند بهجای سرکوب هیجان یا بروز پرخاشگرانه آن، احساس خود را بشناسد و به زبان آورد.
۸. آزادگی و استقلال فکری
آزادگی یکی از بنیادیترین پیامهای عاشوراست. آزادگی در اینجا تنها به معنای رهایی ظاهری نیست، بلکه رهایی از ترس، منفعتطلبی، فشار اجتماعی و بردگی فکری است. امام حسین(ع) و یاران ایشان حاضر نشدند برای حفظ جان یا موقعیت خود، با ساختاری همراه شوند که آن را مخالف عدالت و کرامت انسانی میدانستند.
زنان عاشورایی نیز پس از اسارت، تسلیم روایت و خواسته حکومت نشدند. آنان در حالی که از نظر ظاهری اسیر بودند، استقلال فکری و اخلاقی خود را حفظ کردند و سخنی را که حکومت انتظار داشت بر زبان نیاوردند.
در تربیت امروز، این مفهوم را میتوان به تقویت قدرت «نه گفتن» در کودکان و نوجوانان مرتبط دانست. فرزند باید بیاموزد که در برابر فشار همسالان، دعوت به رفتارهای ناسالم، دروغ، زورگویی و بیعدالتی مقاومت کند. این مقاومت زمانی شکل میگیرد که کودک دارای عزتنفس، قدرت تحلیل و نظام ارزشی روشن باشد.
بااینحال، آزادگی نباید با لجاجت یا رد کردن هر نوع قانون و اقتدار اشتباه گرفته شود. آزادگی عاشورایی، تصمیمی آگاهانه و اخلاقی است که بر شناخت حق و باطل و پذیرش مسئولیت پیامدهای انتخاب استوار است.
۹. تأثیر الگوی زنان عاشورا بر روابط خانوادگی
الگوی زنان عاشورا میتواند در چند زمینه بر روابط خانوادگی اثرگذار باشد. نخستین زمینه، تبدیل خانواده به فضای امن عاطفی است. زنان کاروان در اوج بحران، شنونده رنج یکدیگر بودند و با همدلی، از فروپاشی روانی بازماندگان جلوگیری کردند. خانواده امروز نیز زمانی به پناهگاه اعضای خود تبدیل میشود که در آن، افراد بتوانند بدون ترس از تحقیر یا سرزنش، احساسات و نگرانیهای خود را بیان کنند.
دومین زمینه، وفاداری و مسئولیتپذیری در روابط است. زنان عاشورایی بر عهد خود ایستادند و حتی در سختترین شرایط، مسئولیت خویش را رها نکردند. در زندگی خانوادگی، وفای به عهد در رفتارهایی مانند پایبندی به تعهدات زناشویی، حمایت از همسر، مسئولیتپذیری در تربیت فرزند و صداقت در گفتوگوها آشکار میشود.
سومین زمینه، مدیریت بحران است. در هر خانواده ممکن است بحرانهایی مانند بیماری، بیکاری، مشکلات اقتصادی، مهاجرت، فقدان یا اختلافهای عمیق رخ دهد. الگوی زنان کربلا نشان میدهد که در بحران، حفظ آرامش نسبی، حمایت از اعضای آسیبپذیر، تشخیص اولویتها و جلوگیری از تصمیمهای هیجانی اهمیت فراوانی دارد.
چهارمین زمینه، اقتدار عاطفی است. اقتدار عاطفی به معنای بیاحساسی یا سلطه بر دیگران نیست، بلکه توانایی ابراز محبت، حفظ مرزها، تصمیمگیری مسئولانه و مدیریت هیجانهاست. حضرت زینب(س) در عین عاطفه عمیق، از قدرت تصمیمگیری و موضعگیری برخوردار بودند. این ترکیب میتواند برای زنان و مردان در خانواده امروز الگویی سازنده باشد.
۱۰. زنان عاشورایی و مسئولیت اجتماعی
حضور زنان در نهضت عاشورا نشان داد که نقش اجتماعی زنان به حضور در نبرد نظامی محدود نمیشود. روشنگری، تربیت، روایتگری، حمایت از مظلوم، نقد قدرت و دفاع از حقیقت، از مهمترین شکلهای کنشگری اجتماعی است.
حضرت زینب(س) در کوفه و شام، در برابر حاکمان و افکار عمومی سخن گفتند و از موقعیت اسارت برای معرفی حقیقت استفاده کردند. این رفتار نشان میدهد که انسان مسئول نمیتواند در برابر دروغ، ظلم و تحریف بیتفاوت باشد.
در جامعه امروز، تأسی به این الگو میتواند در قالب مطالعه و افزایش آگاهی، دفاع مستدل از حقیقت، حمایت از افراد آسیبپذیر، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و نقد دلسوزانه ناهنجاریها تحقق یابد. البته روشنگری باید بر پایه دانش، اخلاق و استدلال باشد. بازنشر اخبار تأییدنشده، قضاوت عجولانه یا تخریب شخصیت دیگران را نمیتوان ادامه راه حضرت زینب(س) دانست.
الگوی زینبی همچنین نشان میدهد که برای اصلاح جامعه نباید از ابزارهای غیراخلاقی استفاده کرد. هدف درست، استفاده از هر وسیلهای را توجیه نمیکند. سخن مستدل، شجاعت اخلاقی، وفاداری به حقیقت و احترام به کرامت انسانها، اساس کنشگری اجتماعی مسئولانه است.
۱۱. زنان عاشورا و حفظ سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی به اعتماد، همکاری، وفاداری و پیوند میان اعضای جامعه اشاره دارد. جامعه کوفه با دعوت از امام حسین(ع) و سپس تنها گذاشتن ایشان، نمونهای از فروپاشی اعتماد و بدعهدی اجتماعی را به نمایش گذاشت. در مقابل، زنان عاشورایی تا پایان بر عهد و پیمان خود ایستادند.
وفای به عهد آنان میتواند الگویی برای بازسازی اعتماد در جامعه باشد. جامعهای که در آن افراد به وعدههای خود پایبندند، مسئولیت خطاهایشان را میپذیرند و منافع عمومی را قربانی سود شخصی نمیکنند، از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردار است.
روایتگری زنان عاشورا نیز در حفظ هویت جمعی مؤثر بود. هر جامعه برای انتقال ارزشهای خود به نسل آینده به روایتهای صادقانه و معنادار نیاز دارد. زنان کربلا با بازگویی آنچه رخ داده بود، اجازه ندادند قدرت سیاسی، حافظه تاریخی جامعه را به سود خود بازسازی کند.
۱۲. راهکارهای کاربردی برای خانواده و جامعه امروز
برای آنکه آموزههای زنان عاشورا از سطح احساسات و مناسک فراتر رود و به سبک زندگی تبدیل شود، میتوان راهکارهای زیر را مورد توجه قرار داد:
نخست، واقعه عاشورا باید با روش قصهگویی تحلیلی به فرزندان معرفی شود. والدین میتوانند پس از بیان داستان، از کودک یا نوجوان بپرسند: «به نظر تو چرا این شخصیت چنین تصمیمی گرفت؟»، «اگر کسی در مدرسه مورد ظلم قرار گیرد، چه کمکی میتوان به او کرد؟» یا «وفای به عهد در زندگی ما چه نمونههایی دارد؟» این پرسشها کودک را از شنونده منفعل به فردی تحلیلگر تبدیل میکند.
دوم، والدین باید میان آموزههای عاشورا و زندگی روزمره ارتباط برقرار کنند. دفاع از حقیقت میتواند در صداقت هنگام اشتباه، حمایت از همکلاسی ضعیف، نپذیرفتن تقلب و مخالفت محترمانه با رفتار نادرست نمود پیدا کند.
سوم، انتقال ارزشها باید در بستر محبت و امنیت عاطفی انجام شود. اگر کودک مفاهیم دینی را با اجبار، ترس، سرزنش و خشونت تجربه کند، ممکن است نسبت به آنها مقاومت نشان دهد. در مقابل، گفتوگوی آرام، احترام به پرسشها و رفتار محبتآمیز والدین، زمینه درونی شدن ارزشها را فراهم میسازد.
چهارم، خانوادهها باید مهارت گوش دادن فعال را تقویت کنند. زنان کاروان، با وجود رنج شخصی، توانستند درد دیگران را نیز ببینند. در خانواده امروز نیز همسران و فرزندان نیاز دارند سخنانشان بدون قطع کردن، قضاوت و بیاعتنایی شنیده شود.
پنجم، مطالعه منابع معتبر تاریخی ضروری است. شناخت عاشورا نباید تنها بر شنیدهها یا روایتهای احساسی استوار باشد. مراجعه به منابع تاریخی و پژوهشی، امکان تشخیص گزارشهای معتبر از مطالب ضعیف یا تحریفشده را فراهم میکند.
سخن آخر
زنان عاشورایی از عناصر اصلی شکلگیری و ماندگاری نهضت امام حسین(ع) بودند. نقش آنان از همراهی عاطفی و خانوادگی فراتر رفت و حوزههایی مانند هدایت، تربیت، حمایت از مبارزان، مدیریت بحران، حفاظت از امامت، روشنگری، سوگواری هدفمند و مقابله با تحریف را دربرگرفت.
در میان آنان، حضرت زینب(س) با مدیریت بازماندگان، حمایت از امام سجاد(ع)، حفظ انسجام کاروان و ایراد خطبههای روشنگرانه، نقشی تعیینکننده در تداوم نهضت ایفا کردند. ایشان نشان دادند که انسان میتواند در اوج اندوه، احساسات خود را مدیریت کند، از دیگران حمایت نماید و مسئولیت اجتماعی خویش را فراموش نکند.
از منظر تربیتی و روانشناختی، رفتار زنان کربلا الگویی برای پرورش تابآوری، هوش هیجانی، همدلی، استقلال فکری، مسئولیتپذیری و وفاداری به ارزشهاست. خانواده امروز میتواند با بهرهگیری از این الگو، فضای امن عاطفی ایجاد کند، تربیت دستوری را به تربیت الگویی تبدیل نماید و فرزندانی دارای عزتنفس، قدرت تحلیل و حساسیت اخلاقی پرورش دهد.
پیام اصلی زنان عاشورا آن است که حتی در شرایطی که قدرت ظاهری، امکانات و آزادی از انسان گرفته میشود، امکان انتخاب اخلاقی، سخن گفتن از حقیقت و اثرگذاری بر جامعه همچنان باقی است. آنان با روایتگری آگاهانه خود، شکست نظامی را به پیروزی تاریخی و فرهنگی تبدیل کردند و نشان دادند که ماندگاری هر نهضت، علاوه بر فداکاری در میدان، به آگاهی، تربیت و انتقال درست پیام نیازمند است.
منابع:
ابراهیمی، فاطمه ، اکبری انسیه، تقی زاده سعیده، بررسی نظریه های شخصیت در علوم تربیتی
مطالعات روانشناسی و علوم تربیتی (موسسه آموزش عالی نگاره)«تابستان ۱۴۰۰ – شماره ۲۷(۱۴ صفحه – از ۱۵۵ تا ۱۶۸)
ابنطیفور، احمد بن ابیطاهر. بلاغات النساء. بخش مربوط به خطبهها و سخنان زنان اهلبیت(ع).
ابومخنف، لوط بن یحیی. مقتل الحسین(ع).
باندورا، آلبرت. (۱۹۷۷). نظریه یادگیری اجتماعی.
بوربا، میشل. پرورش هوش اخلاقی. فرناز فرود. تهران. ۱۴۰۴. صابرین.
طبری، محمد بن جریر. تاریخ الامم و الملوک. بخش حوادث سال ۶۱ هجری قمری.
قزوینی، سید محمدکاظم. زینب کبری(س) از ولادت تا شهادت.
قمی، شیخ عباس. نفس المهموم فی مصیبه سیدنا الحسین المظلوم.
احمدی، محمد رضا. فرایند شکل گیری رشد اخلاقی کودکان. احمدی، محمد رضا. معرفت «اسفند ۱۳۸۳ – شماره ۸۷ ISC (۷ صفحه – از ۶۷ تا ۷۳ )
کی. ریان. آموزش اخلاق و ارزشها. معافی، محمود. رشد آموزش قرآن و معارف اسلامی «زمستان ۱۳۷۵ – شماره ۲۹ (۹ صفحه – از ۵۳ تا ۶۱ )
انتهای پیام





