مینیمال‌های زندگی | چیزهای کوچکی که جامعه را سرپا نگه می‌دارند

فهیمه نظری، عضو هیئت مدیره انجمن جامعه شناسی ایران، مدرس و پژوهشگر مسائل اجتماعی در سایت انجمن جامعه‌شناسی ایران نوشت:

«این روزها که سایه جنگ بر سر جامعه سنگینی می‌کند، سخن گفتن از رفتارهای کوچک روزمره شاید کم‌اهمیت، تجملی یا حتی بی‌تناسب با شرایط به نظر برسد. وقتی اخبار جنگ، ناامنی، مرگ، مهاجرت، فقر و آینده‌ای مبهم ذهن مردم را اشغال کرده است، آیا هنوز می‌توان از لبخند یک فروشنده، تعهد یک تعمیرکار، مهربانی یک پزشک یا احترام یک جوان به سالمندی سخن گفت؟ آیا این‌ها موضوعاتی کوچک و حاشیه‌ای نیستند؟

واقعیت آن است که جنگ پدیده‌ای بزرگ، ویرانگر و انکارناپذیر است؛ اما زندگی اجتماعی فقط بر اثر حوادث بزرگ آسیب نمی‌بیند. گاهی آنچه مردم یک جامعه را از درون فرسوده می‌کند، مجموعه‌ای از بی‌اعتنایی‌ها، بی‌مسئولیتی‌ها، بدقولی‌ها، بی‌احترامی‌ها و نامهربانی‌های کوچکی است که هر روز و هر روز تکرار می‌شوند. من این اجزای کوچک اما تعیین‌کننده را «مینیمال‌های زندگی» می‌نامم؛ تکه‌های ظاهراً ساده‌ای که کنار هم، کیفیت زیستن ما را می‌سازند.

منظور من از مینیمال‌های زندگی همان لحظه‌هایی هستند که شاید در هیچ رسانه یا نشریه ای بازتاب پیدا نکنند: بلکه این مینیمال‌ها را باید دید و باید حسشان کرد. برای مثال؛ هنگامی که راننده‌ای برای عبور عابر پیاده توقف می‌کند؛ کارمندی با حوصله پاسخ ارباب‌رجوع را می‌دهد؛ پزشکی بیمار خود را نه یک شماره پرونده، بلکه انسانی نگران و آسیب‌پذیر می‌بیند؛ پرستاری با وجود خستگی، درد بیمار را جدی می‌گیرد؛ معلمی هنوز برای فهمیدن یک دانش‌آموز ضعیف وقت می‌گذارد؛ تعمیرکاری قطعه سالم را خراب معرفی نمی‌کند؛ فروشنده‌ای از ناآگاهی مشتری سوءاستفاده نمی‌کند؛ صاحبخانه‌ای شرایط دشوار مستأجر را درک می‌کند و همسایه‌ای صدای تلویزیون خود را برای آرامش دیگران کم می‌کند.

این مفهوم با آنچه در جامعه‌شناسی «زندگی روزمره» نامیده می‌شود، ارتباط نزدیکی دارد. اروینگ گافمن یکی از همانهاست.. او نشان می دهد که نظم اجتماعی فقط به‌وسیله قوانین، دولت‌ها و نهادهای بزرگ برقرار نمی‌شود؛ بخش مهمی از آن در تعاملات کوتاه و روزمره میان مردم شکل می‌گیرد. نگاه‌کردن، سلام‌کردن، رعایت نوبت، حفظ حرمت دیگری، عذرخواهی و وفای به عهد، اجزای همان چیزی هستند که گافمن آن را «نظم تعامل» می‌نامد. اگر این نظم کوچک فروبپاشد، جامعه ممکن است ظاهراً پابرجا باشد، اما زندگی در آن خشن، ناامن و تحمل‌ناپذیر می‌شود.آنری لوفور نیز زندگی روزمره را عرصه‌ای بی‌اهمیت نمی‌دانست. از نگاه او، آثار سیاست، اقتصاد، قدرت و فرهنگ دقیقاً در زندگی عادی مردم ظاهر می‌شوند.

کیفیت زندگی و وضعیت یک جامعه را تنها نمی‌توان از روی سخنرانی‌های رسمی، شاخص‌های کلان و قوانین مکتوب سنجید؛ باید دید مردم در صف نانوایی چگونه با یکدیگر رفتار می‌کنند، کارمند اداره چگونه پاسخ می‌دهد، راننده تاکسی چه نسبتی با مسافر دارد، پزشک چقدر برای شنیدن بیمار خود وقت می‌گذارد و مدرسه تا چه اندازه برای کودک محیطی امن و انسانی است.در یک آزمون تک نفره هریک از مابه تنهایی می توانیم به این پرسشها پاسخ دهیم:

  • آیا حواسمان هست که شاید دیگر مثل گذشته به یکدیگر سلام نمی‌کنیم؟
  • آیا متوجه شده‌ایم که احترام به بزرگ‌ترها، نه به معنای اطاعت بی‌چون‌وچرا، بلکه به مفهوم حفظ حرمت و تجربه آنان، کم‌رنگ شده است؟
  • آیا در کار خود همچنان مسئولیت‌پذیریم یا فقط می‌کوشیم ساعت کاری را به پایان برسانیم؟
  • آیا پرستاران ما هنوز آن توان دلسوزی را دارند؟- آیا پزشکان عزیز ما در کنار دانش و مهارت، مهربانی و تعهد حرفه‌ای را نیز حفظ کرده‌اند؟
  • آیا در صنف مشاغل خدماتی چون؛ لوله‌کش، برق‌کار، بنا و تعمیرکار لوازم خانگی، کار خود را چنان انجام می‌دهند که گویی آن خانه متعلق به خودشان است؟
  • آیا مکانیک خودرو عیب واقعی را می‌گوید یا از نگرانی مشتری برای کسب درآمد بیشتر استفاده می‌کند؟
  • آیا پستچی بسته را سالم و به‌موقع به مقصد می‌رساند؟
  • آیا مأمور تحویل کالا به وقت و آسایش مردم احترام می‌گذارد؟
  • آیا کارمندان بانک، شهرداری، بیمه و دیگر اداره‌ها مراجعه‌کننده را مزاحم کار خود نمی‌دانند؟
  • آیا معلمان هنوز دلشان برای کلاس، درس، آینده کودکان و دانش‌آموزی که در سکوت رنج می‌کشد، می‌تپد؟
  • آیا مدیر مدرسه صدای گلایه ها و خواسته های والدین را می‌شنود؟
  • آیا استاد دانشگاه برای پرسش دانشجو احترام قائل است؟
  • آیا قاضی، وکیل، خبرنگار، پژوهشگر، راننده، نانوا، فروشنده و مأمور انتظامی به مسئولیت اخلاقی حرفه خود می‌اندیشند؟«

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *