مصطفی ملکیان، فیلسوف اخلاق، در کانال تلگرامی خود نوشت:
وقتی میگوییم «کاش بیشتر عمر میکردم»، خوب است یک سؤال دیگر هم از خودمان بپرسیم: عمرِ بیشتر را برای چه میخواهم؟
فرض کنید به شما اطمینان بدهند که سیصد سال عمر خواهید کرد. چه برنامهای میریزید؟ چه چیزهایی یاد میگیرید؟ چه کارهایی را آغاز میکنید؟
حالا بپرسید: چه بخشی از همان برنامه را با فرصتِ کنونیام میتوانم انجام بدهم؟
اگر عمرِ بیشتر را برای خواندن، آموختن، سفرکردن یا بودن با عزیزانمان میخواهیم، چرا سهمِ ممکنِ این کارها را همین امروز وارد زندگی نکنیم؟
فرصتِ انجام همهچیز را نداریم؛ فرصتِ انجام بعضی چیزها هنوز هست. نمیتوانیم بگوییم اگر سیصد سال عمر داشتم، فلان کار را میکردم، اما چون عمرم کوتاهتر است، اصلاً سراغش نمیروم.
اگر فرصت خواندن صد کتاب را نداریم، میتوانیم ده کتاب بخوانیم. اگر نمیتوانیم همهٔ سرزمینهای دلخواهمان را ببینیم، شاید دیدن یکی از آنها هنوز ممکن باشد. محدودبودن فرصت، ارزشِ آنچه را هنوز شدنی است از بین نمیبرد.
زندگی را به فرصتِ بیشتر موکول نکنیم
ممکن است بگوییم میدانم روزی باید بمیرم، اما چرا پنجاه سال دیگر نه؟ با رسیدن به آن پنجاه سال دیگر هم ممکن است همین درخواست را تکرار کنیم و باز زمان بیشتری بخواهیم.
در این میان، باید مراقب باشیم آرزوی عمرِ طولانیتر، ما را از پرداختن به همین زندگی بازندارد. میتوانیم محدودیت زمان را بپذیریم و برنامههایمان را متناسب با فرصت و توانمان پیش ببریم. آن کاری که برای عمرِ بیشتر کنار گذاشتهایم چیست؟ از همان، چه مقدار را میتوانیم امروز آغاز کنیم؟
پینوشت: سخنرانی دربارهٔ کتاب «راهنمایی فلسفی برای میانسالی»
انتهای پیام




