اصفهانی‌ها درباره جشنواره فیلم کودک و نوجوان چه نظری دارند؟

سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی کودکان و نوجوانان اصفهان دیروز به پایان رسید و امشب، داوران کودک و نوجوان برندگان پروانه‌های زرین را معرفی خواهند کرد.

به گزارش سایت اصفهان زیبا، طی هفته‌ای که گذشت، کودکان و نوجوانان اصفهانی به‌عنوان مخاطبان اصلی این جشنواره، به پای تماشای پانزده فیلم ویژه ردی سنی‌شان نشستند و آن‌ها را با ذهن کودکانه و نوجوانانه‌شان ارزیابی کردند، از تماشای آن‌ها لذت بردند و با جهان ذهنی کارگردان آشنا شدند. در این گزارش با سه داور کودک و دو خبرنگار نوجوان صحبت کرده‌ایم و نظرشان را درباره جشنواره و فیلم‌هایی که تماشا کرده‌اند،‌ جویا شدیم.

آرشیدا منزه، داور کودک، پایه ششم:
فیلم‌های امسال از سال گذشته خیلی بهتر بودند
سومین سال است که در این جشنواره به‌عنوان داور شرکت می‌کنم. مکان برگزاری امسال بیشتر به دلم نشسته است؛ چون بزرگ‌تر و شیک‌تر است و راحت می‌توانیم یکدیگر را پیدا کنیم. از طرف دیگر، وقتی جشنواره در چهارباغ برگزار می‌شد، به مراکز خرید محصولات و خوراکی نزدیک‌تر بودیم.

ما در نجف‌آباد زندگی می‌کنیم و دسترسی جاده‌ای امسال برایم راحت‌تر است. تا جایی که می‌دانم کسی از نجف‌آباد در اینجا شرکت نکرده است؛ البته چند دوست جدید پیدا کرده‌ام، اما درباره مسافت و مسیر از آن‌ها سؤالی نپرسیده‌ام.

فیلم‌های امسال در بخش کودک خیلی خوب و جالب بودند و من واقعاً همه فیلم‌ها را دوست داشتم؛ اما فیلم «نابغه و دیو سنگی» را بیشتر از بقیه پسندیدم. فیلم «نابغه و دیو سنگی» یک اثر کودکانه درباره پسری به نام نابغه بود که بر اساس نامش قرار بود کارهایش را خیلی خوب و درست انجام دهد. اما در کارهایش کمی خراب‌کاری می‌کرد و در پایان توانست خراب‌کاری‌اش را جبران کند.

من داستانی را که درباره نابغه تعریف کرده بودند قبلاً خوانده بودم و این‌که نابغه بر اساس یک داستان (که معلوم نیست واقعی بوده یا نه) روی یک دیو آزمایش کرد و در نهایت موفق شد، برای من خیلی جالب بود. فیلم «من جاسوزنی نیستم» را هم خیلی دوست داشتم.

به این دو فیلم نمره کامل دادم. چون احساس می‌کنم از همه فیلم‌ها پخته‌تر و بهتر بودند و احتمالاً برندگان نهایی جشنواره بشوند.

فیلم «عموی بچه‌ها» هم برایم جالب بود، اما به‌اندازه بقیه فیلم‌ها جذابیت نداشت. «گرگی خان» بازیگران محدودی داشت و ماجرایش را هم قبلاً خوانده بودم؛ راستش را بخواهید خیلی دوستش نداشتم و بیشتر دلم می‌خواست از سالن بیرون بروم.

«نگهبانان خورشید» هم خیلی خوب بود. اما احساس می‌کنم اسم فیلم و داستانش هیچ ربطی به همدیگر نداشتند و تا آخر فیلم واقعاً متوجه این موضوع نشدم. فیلم دیگری هم دیدیم به نام «یکی بیاد دنبالم» که آن هم خوب بود. این‌که فیلم به شهدای میناب تقدیم شده بود برای من خیلی جالب بود و فیلم را دیدنی‌تر می‌کرد.

فیلم‌های امسال از فیلم‌های دوره‌های قبل خیلی بهتر بودند. تا جایی که خاطرم هست، در سال‌های گذشته فیلم خوبی ندیده بودم و به نظرم فیلم‌های امسال حتی از فیلم «ببعی قهرمان» که در سینمای کودک ایران خیلی مشهور شد هم بهتر بودند. فکر می‌کنم فیلم‌های «نابغه و دیو سنگی» و «نگهبانان خورشید» برای برادرم آرتیمان که کلاس دوم است، خیلی مناسب باشند.

درباره «عموی بچه‌ها» هم با این‌که به آقای داریوش فرضیایی و همه عوامل فیلم علاقه دارم و فکر می‌کنم شاید برنده شود، اما اصلاً با سلیقه من جور نبود و دوستش نداشتم.

امسال دوست داشتم به‌عنوان خبرنگار کودک ثبت‌نام کنم؛ اما فرصت نشد. سال بعد حتماً در بخش خبرنگارها شرکت می‌کنم.

ریحانه مصیب‌زاده، داور کودک، پایه هفتم:
تماشای فیلم‌ها بعد از خستگی مدرسه خیلی لذت‌بخش است
امسال چهارمین سالی است که به‌عنوان داور کودک در جشنواره حضور دارم. به نظرم جشنواره امسال در این مکان خیلی خوب بوده است؛ چون فضای اینجا خیلی بزرگ‌تر و بازتر است. درحالی‌که مکان قبلی کوچک‌تر بود و بچه‌ها خیلی درهم و فشرده بودند. از نظر مسافت و دوری راه هم اصلاً اذیت نشدیم. شرایط خوب بوده است و ما با اتوبوس رفت‌وآمد می‌کنیم و گاهی هم خانواده ما را می‌آورند.

فیلم‌های جدید جشنواره خیلی خوب بودند. من اسم همه فیلم‌ها را حفظ نمی‌کنم و وقتی به سایت جشنواره می‌روم، موقع نمره دادن نام آن‌ها را می‌نویسم. با این حال بعضی از فیلم‌ها واقعاً جنبه آموزشی دارند و به ما یاد می‌دهند که چه‌کاری انجام دهیم. مثلاً فیلم «کاکالوتی» به ما یاد داد که باید با پدر و مادرمان خوب رفتار کنیم، به آن‌ها محبت داشته باشیم و مهربان باشیم.

فیلم «عموی بچه‌ها» هم خیلی قشنگ بود و فیلم «یکی بیاد دنبالم» را هم دوست داشتم. این سه فیلم به من روحیه می‌دادند و وقتی بعد از خستگی مدرسه آن‌ها را تماشا می‌کردم، واقعاً انرژی می‌گرفتم و خیلی دوستشان داشتم.

فکر می‌کنم سال آینده به بخش نوجوان جشنواره بروم. بین خبرنگاری و داوری، من همچنان داوری را ترجیح می‌دهم؛ چون کار داوری و نمره دادن به فیلم‌ها را خیلی دوست دارم.

آیدا غدیرپور، خبرنگار نوجوان،‌ پایه نهم:
فیلم‌های مرتبط با جنگ اخیر را دوست دارم، به‌شرطی که حقایق را بازگو کنند
امسال به‌عنوان خبرنگار نوجوان در جشنواره حضور دارم. قبلاً هم تجربه خبرنگاری در موضوعات مختلف را داشته‌ام، اما این اولین سالی است که در جشنواره فیلم شرکت می‌کنم.

قبل از جشنواره آموزش‌های خبرنگاری داشتیم؛ دو روز کارگاه فشرده برگزار شد که در آن ساخت پادکست، نوشتن خبر، مبانی فضای مجازی و همچنین مباحث سینما و نقدنویسی را به ما یاد دادند. یک روز جداگانه هم کارگاه مخصوص خبر و نقدنویسی داشتیم.

نشست‌های خبری فرصت‌های خیلی خوبی هستند؛ چون می‌توان از آن‌ها چیزهای جدید یاد گرفت و با افراد مشهور مصاحبه کرد. از میان نشست‌ها، نشستی را که با آقای سیدجواد هاشمی داشتیم و همچنین نشست با عمو پورنگ (آقای فرضیایی) را خیلی دوست داشتم. مطالب بسیار خوبی مطرح کردند، درباره سابقه کاری‌شان برای ما صحبت کردند و حس خوبی به من منتقل شد، چون فضای بسیار صمیمی‌ای داشتند.

به نظرم اگر زمان برگزاری جشنواره در فصل تابستان بود خیلی بهتر می‌شد، چون هم‌زمانی آن با سال تحصیلی برای ما که دانش‌آموز هستیم کمی سخت است.

بیشتر فیلم‌های امسال درباره جنگ‌های اخیر، اساطیر و مشاهیر ایرانی و اتفاقاتی بود که در ماه‌ها و روزهای اخیر رخ داده است. من توانستم با فیلم‌ها ارتباط برقرار کنم. اما بیشتر آن‌ها حالت موزیکال داشتند و در بخش‌هایی متناسب با سن من نبودند. به همین دلیل با فیلم‌های بخش کودک کمتر ارتباط گرفتم.

فیلم‌های موزیکال را دوست دارم، به شرط آن‌که موسیقی‌های پخش‌شده بجا و متناسب با صحنه و پلان باشند. همچنین دیدن فیلم درباره جنگ‌های اخیر را هم دوست دارم، البته به این شرط که واقعاً حقایق را بازگو کند و نشان دهد دقیقاً چه اتفاقاتی افتاده است.

در میان فیلم‌های بخش نوجوان، فیلم «وِرکانا» و فیلم «یکی بیاد دنبالم» را بیشتر دوست داشتم؛ چون هر دو داستان‌پردازی خوبی داشتند و مطالب آموزنده‌ای بیان می‌کردند. بازیگران این فیلم‌ها خیلی خوب در نقش‌هایشان قرار گرفته بودند و متناسب با شخصیت داستان بازی می‌کردند.

فیلم «ورکانا» که با هوش مصنوعی ساخته شده بود کار نسبتاً خوبی بود؛ ولی به دلیل محدودیت‌های هوش مصنوعی یک‌سری اشکالات جزئی داشت؛ از جمله متنی که برای آن نوشته شده بود. اما در مجموع هر دو فیلم کارهای خوب و موفقی بودند.

فرزانه ورپایی، داور بخش کودک، پایه ششم:
امسال مکان برگزاری جشنواره خیلی بهتر است
چهارمین سال است که در جشنواره شرکت می‌کنم. امسال مکان جشنواره بهتر شده است. از نظر مسافت، مسیر کمی دور و سخت بود؛ اما با وجود سرویس‌هایی که خودِ جشنواره در نظر گرفته بود، خیلی راحت توانستیم به اینجا بیاییم و رفت‌وآمد کنیم.

به نظر من سه فیلم «یکی بیاد دنبالم»، «عموی بچه‌ها» و «من جاسوس نیستم» خیلی بهتر از بقیه آثار بودند. دلیل علاقه من این است که بیشتر به فیلم‌های رئال (با حضور بازیگران واقعی) علاقه دارم و فیلم‌های انیمیشنی را خیلی دوست ندارم؛ این سه اثر هم هر سه فیلم‌هایی بودند که بازیگران واقعی در آن‌ها بازی می‌کردند.

برای مثال، فیلم «یکی بیاد دنبالم» فیلم بسیار جالبی بود. همچنین فیلم «عموی بچه‌ها» که عمو پورنگ (داریوش فرضیایی) و خانم نعیمه نظام‌دوست در آن بازی می‌کردند خیلی عالی بود. چون تقریباً پنجاه درصد داستان بر اساس واقعیتِ زندگی خودِ عمو پورنگ ساخته شده بود.

علاوه بر این، بیشتر بازیگرانی که همیشه در فیلم‌ها و برنامه‌های کودکانه حضور دارند در این فیلم هم بازی کرده بودند و ما حتی توانستیم خود آن‌ها را داخل محیط جشنواره از نزدیک ببینیم که تجربه خیلی خوبی بود.

یاسمین شاه‌سنایی، پایه نهم، داور بخش نوجوان:
فیلم‌های مرتبط با ایران و هویت ایرانی را بیشتر دوست دارم
امسال اولین سالی است که تجربه حضور در جشنواره را به‌عنوان خبرنگار نوجوان دارم و به طور کلی برای نخستین بار در چنین فضایی حاضر می‌شوم.

جشنواره از روز یکشنبه در گلستان شهدا آغاز شد و از همان روز تا الان، هر روز به‌صورت پیوسته از ساعت دو بعدازظهر تا هشت شب در محل جشنواره حضور داریم و روزانه دو فیلم (یا دو فیلم در بخش کودک یا دو فیلم در بخش نوجوان) تماشا می‌کنیم.

به نظر من استقبال نوجوانان (هم داوران و هم خبرنگاران) و حتی مردم عادی بسیار بی‌نظیر بوده است؛ به‌خصوص در مقایسه با دوره‌های قبل که اخبارشان را در سایت‌ها و رسانه‌ها دنبال می‌کردم. امکانات جشنواره هم خوب و این مکان برای برگزاری جشنواره کاملاً مناسب است.

پس از تماشای فیلم‌ها در نشست‌های خبری شرکت می‌کنیم. در این جلسات بیشتر خبرنگاران و گاهی مردم عادی یا نمایندگان سایر خبرگزاری‌ها حضور دارند و عوامل فیلم‌ها شامل کارگردان، تهیه‌کننده، نویسنده یا بازیگران در آن حاضر می‌شوند.

ما با عوامل درباره فیلم گفت‌وگو می‌کنیم، سؤالاتمان را می‌پرسیم و سپس این مصاحبه‌ها را به‌صورت خبر مکتوب تنظیم و منتشر می‌کنیم. برخورد عوامل با داوران و خبرنگاران نوجوان بسیار صبورانه، با آرامش و توأم با احترام است و ارتباط خیلی خوبی برقرار می‌کنند.

در میان فیلم‌هایی که دیدم، فیلم «کوچ» را بیشتر از همه دوست داشتم که موضوعش درباره زندگی شهید حاج‌قاسم سلیمانی بود. به نظرم اگر شخص دیگری این فیلم را می‌ساخت، شاید وارد فضای اسطوره‌سازی و قهرمان‌سازی افراطی می‌شد. اما ویژگی عالی این فیلم این بود که زندگی‌نامه شهید را از دوران کودکی تا نوجوانی روایت کرد و نشان داد ایشان هم در ابتدا فردی معمولی و روستازاده بوده که به‌خاطر بدهی پدرش برای کار به شهر رفت و با چالش‌ها روبه‌رو شد.

این اثر قهرمان شدن را برای بچه‌ها دست‌نیافتنی جلوه نمی‌داد و به همین دلیل برای کودکان و نوجوانان بسیار تأثیرگذار و مفید بود.

فیلم دیگری که پسندیدم، «نگهبانان خورشید» در بخش کودک بود. داستان فیلم درباره دو پسر ده‌ساله بود که با یک کتیبه باستانی و سپس شمشیر خشایار (از بزرگان تاریخ ایران) روبه‌رو می‌شوند. آن‌ها در جریان تلاش برای حفظ شمشیر، با سارقان میراث تاریخی و آثار فرهنگی ایران مقابله می‌کنند، کارهای بزرگی انجام می‌دهند و سرانجام موفق می‌شوند شمشیر گم‌شده را نجات داده و به باستان‌شناسان تحویل دهند.

به طور کلی من فیلم‌هایی را دوست دارم که به تاریخ، فرهنگ و هویت ایران مربوط باشند. همچنین به نظرم چون عنوان این رویداد، جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان است، بسیار بهتر است که نقش‌های اصلی را خودِ کودکان و نوجوانان بر عهده داشته باشند. خوشبختانه فیلم‌هایی که این چند روز دیدیم اکثراً همین ویژگی را داشتند و نقش‌های اول را بچه‌ها بازی می‌کردند.

امیدوارم این جشنواره در سال‌های آینده با کیفیت بالاتر، حضور پرشورتر کودکان و نوجوانان، هیجان بیشتر و فیلم‌های ارزشمندتر ادامه پیدا کند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *