سجاد عابدی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «اتمی شدن ایران؛ معامله ای خطرناک» نوشت:
اتمی شدن ایران احتمالاً منجر به فعال شدن شدیدترین مکانیسمهای تحریمی در تاریخ مدرن خواهد شد. برخلاف تحریمهای فعلی که عمدتاً هدفمند یا قابل دور زدن در برخی بخشها هستند، «اتمی شدن» میتواند منجر به یک «قرنطینه اقتصادی» کامل شود. خروج سرمایهگذاران خارجی، قطع کامل دسترسی به سیستمهای بانکی جهانی (SWIFT) در سطحی گستردهتر و تحریم جامع صادرات انرژی، اقتصاد را با رکودی عمیق و تورمی افسارگسیخته مواجه میکند. در این حالت، هزینههای نگهداری و توسعه زرادخانه هستهای در حالی تحمیل میشود که منابع ارزی کشور به شدت کاهش یافته است، که نتیجه آن فشار مستقیم بر معیشت مردم و کاهش کیفیت زندگی خواهد بود.
از سوی دیگر در فضای استراتژیک منطقه، دستیابی ایران به بمب هستهای لزوماً به معنای صلح نیست، بلکه میتواند «مسابقه تسلیحات هستهای» را در خاورمیانه آغاز کند. زمانی که کشورهای همسایه یا رقیب احساس کنند چتر امنیتی آنها متزلزل شده است، برای حفظ تعادل، به دنبال کسب سلاحهای مشابه خواهند رفت. این وضعیت، منطقه را به یک باره « gunpowder» (انبار باروت) تبدیل میکند که هرگونه خطای محاسباتی یا تنش کوچک، پتانسیل تبدیل شدن به یک جنگ هستهای ویرانگر را دارد. در این سناریو، ایران نه به عنوان یک قدرت صلحآفرین، بلکه به عنوان کاتالیزور ناپایداری شناخته میشود.
از منظر دیپلماتیک، تخطی از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) میتواند ایران را از یک «دولت متخاصم اما شناساییشده» به یک «دولت طردشده» (Pariah State) تبدیل کند. این انزوا تنها در سطح سیاسی نیست، بلکه همکاریهای علمی، فناوری و فرهنگی را نیز متوقف میکند. در فضای بینالمللی، ایران به جای آنکه به عنوان یک قدرت منطقهای اثرگذار عمل کند، به هدف مشترک ائتلافهای جهانی تبدیل میشود که این امر هرگونه اهرم فشار دیپلماتیک را از بین برده و احتمال مداخلات نظامی مستقیم را افزایش میدهد.
در نهایت، توازن میان «امنیت نظامی» و «بهرهوری اقتصادی-سیاسی» نشان میدهد که هزینههای استراتژیک اتمی شدن، بسیار فراتر از دستاوردهای احتمالی آن است.
انتهای پیام


