محمد فاضلی، جامعهشناس، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
اگر حافظهام یاری کند، مرحوم ابراهیم نبوی دو دهه قبل، با قلم طنزش در وصف سلاح اتمی از عبارت تسلیحات تخمیه استفاده کرد. حالا جریانی شکل گرفته که از سر خیرخواهی یا هر دلیل دیگری، در فضای رسانهای به نفع ساخت #سلاح_اتمی یا همان تسلیحات تخمیه مرحوم نبوی، استدلال میکند.
من ماههای متمادی است چیزی درباره سیاست و حکمرانی نمینویسم و بیشتر در ایرانتاک پای حرف دیگران مینشینم. متخصص تسلیحات تخمیه و بازدارندگی هم نیستم. اما به اقتضای روزگار ناسازگار و کنجکاوی، این چند ماه، ساعات بسیار صرف خواندن درباره تاریخچه تسلیحات هستهای، بازدارندگی، ملزومات نظامی متعارف تسلیحات اتمی و… کردم. دو گفتوگو هم با عبدالرسول دیوسالار (مخالف ساخت سلاح) و حسین قتیب (موافق ساخت) انجام دادم که منتشر شده است. جمعبندی غیرحرفهای، بسیار محتاطانه ولی دلسوزانهام به شرح زیر است.
یک. طرفداران ساخت سلاح هستهای، مفروض میگیرند که قابلیت فنی آن در شرایط فعلی وجود دارد. نمیدانم این فرض درست یا غلط است، اگر چنین قابلیتی وجود نداشته باشد یا به لحاظ ناتوانی در پنهانکاری، احتمال بمباران و … امکان ساخت سلاح وجود نداشته باشد، دمیدن بر جو رسانهای ضرورت تولید سلاح هستهای، نه فقط دردی درمان نمیکند، بلکه صرفاً ابزار گفتمانی برای اجماعسازی و جا انداختن ضرورت حمله به کشور را فراهم میکند.
توصیه: اگر امکان ساختش نیست، با تأکید بر ضرورت و تشریح کارکردش، سودی نمیبرید؛ بیخیال شوید! اگر هم ساختنی است، از شکستن سکوت درباره آن سودی حاصل نمیشود.
دو. موافقان ساخت سلاح اتمی، اغلب (تقریباً هرگز) وارد بحث درباره ملزومات فنی متعارف و مقولات نظامی مرتبط با ساخت، حمل و ایجاد بازدارندگی از طریق سلاح اتمی نمیشوند. اغلب (تقریباً همه) از منظر نظریههای روابط بینالملل (اغلب برآمده از آرای میرشایمر و والتز) به موضوع نظر میکنند. ملاحظات فنی مربوط به رادارها، در امان ماندن از ضربه اول، بقا برای زدن ضربه متقابل، امکان حمل کلاهک، و … در استدلالهای این گروه جایگاه درخوری ندارد.
سه. مفروض میگیرند که ساخت چند سلاح و تصور دشمن درخصوص بقای تعداد کافی سلاح هستهای (بعد از دریافت ضربه اول) برای پاسخ دادن، بازدارندگی ایجاد میکند. اغلب به درستی هم معتقدند داشتن این نوع بازدارندگی هستهای حداقلی، مانع ترور، جنگ متعارف، خرابکاری، تحریم، محاصره دریایی و سایر صورتهای منازعه نمیشود اما جلوی جنگ وجودی را میگیرد.
چهار. همه استدلالهای موافقان ساخت سلاح هستهای، با نقدهای جدی مواجه است. هر چند آنها هم معتقدند مخالفان ساخت سلاح هستهای، نمیتوانند پاسخ درخوری به معمای امنیت در شرایط شکست بازدارندگی متعارف بدهند. اما بین «بازدارندگی متعارف شکست خورده است» تا «ساخت سلاح هستهای ضروری و ناگزیر است» فاصلهای است که استدلالهای ایشان آنرا پر نمیکند. کسی که حکم دوم را صادر میکند باید توضیح دهد چرا راههای دیگر کفایت نمیکنند و چرا بمب، با همه هزینههای مسیر ساخت و پیامدهایش، پاسخ بهتری فراتر از همه هزینههاست.
پنج. کشورهایی که سلاح هستهای ساختهاند، آنرا در سکوت محض انجام دادهاند. اسرائیل حتی امروز هم سیاست ابهام هستهای را دنبال میکند. ایران تنها کشوری است که در آن برخی زیر بمباران و جنگ، شدیدترین بازرسیهای هستهای (منهای یکونیم سال گذشته)، و در منبر و رسانه از ضرورت ساخت بمب و تغییر دکترین هستهای و خروج از انپیتی، «احتمالاً ساختهایم»، یک هفتهای میسازیم و… میگویند. حال آنکه «بمبسازها در سکوت بُمبیدند».
شش. این نوع پررنگ کردن گفتارها درباره ضرورت ساخت سلاح هستهای، بالاخص جلوه کردن آن در نماز جمعه و گفتارهای نمایندگان مجلس و بقیه جایگاهها، فایدهای جز تسهیل اجماعسازی علیه ایران برای حملات دیگر ندارد. خود دانید.
عقل این حقیر این قدر میرسد که سیاسیون، نظامیان و استراتژیستهایی که مسئول تصمیمگیری درباره این مسائل حساس هستند، برای ساخت سلاح یا دست شستن از آن، نیازی به توصیههای رسانهای و منبری ندارند. تحت تأثیر هم قرار نمیگیرند. این گونه مسائل هم رفراندومی و منبری و میدانی نیست. بهتر است نخبگان ایراندوست واقعی، بساط بحث درباره ضرورت ساخت تسلیحات تخمیه را از کف جامعه جمع کنند؛ و به همان افراد مسئول واگذارند.
مولانای بزرگ اگر در زمانه حاضر بودند، میفرمود:
هر که را اسرار بمب آموختند
مُهر کردند و دهانش دوختند.
و شاید ادامه میداد:
هر که را اسرار آن ناموختند
گر بگوید! جان و مالش سوختند
خلاصه! بحث در عرصه عمومی به نفع ضرورت ساخت تسلیحات تخمیه، خیری ندارد. بیخیال.
انتهای پیام



