به مناسبت ۸۱ سالگی استاد «محمد مجتهد شبستری» روشنفکر دینی معاصر، برخی از محققان یادداشتهای قابل تاملی نوشتهاند که به نقل از کانال تلگرامی و سایت آقای شبستری در انصاف نیوز بازنشر میشود.
شبستری به نوعی پیشگام نواندیشی دینی در ایران
«حسن یوسفی اشکوری» که مقیم شهر بن در آلمان است در این باره نوشت:
زادروز دوست دانشمند و استاد بزرگوار جناب آقای محمد مجتهد شبستری بر ایشان و دوستداران و شاگردان و علاقه مندانش مبارک باد.
جشن و نکوداشت تولد و زادروز در نزد اقوام کهن و از جمله ایرانیان باستان مورد توجه بوده و همواره به صورت یک سنت پاس داشته میشده است. نشانهی بزرگ آن جشن زادروز خورشید در میترائیسم کهن ایرانی است که در درازنای زمان در شرق و غرب عالم نیز مورد توجه قرار گرفت و چنان تأثیری گذاشت که (البته به روایتی) در قرون نخستین مسیحیان زادروز مسیح را در همان روز تولد خورشید دانستند (۲۵ دسامبر). سنتی بس نیکو و پر معنی و الهام بخش. اما روشن نیست چرا و چگونه در قرون اخیر در ایران روز و سال مرگ بیشتر اهمیت یافته است. و خوشبختانه جشن تولد در سالیان اخیر باز مورد توجه میگیرد. مقدمش خوش باد.
در حال حاضر مجتهد شبستری به دو دلیل پیشگام و به نوعی پدر معنوی و فکری جریان نواندیشی و اصلاح دینی در ایران است. دلیل نخست، کهولت سن است (بیش از هشتاد سال) که البته به خودی خود چندان اهمیت ندارد ولی دلیل دوم پیشتازی در اندیشمندی و نوآوری در نحلهی نواندیشی اسلامی معاصر است که بسیار مهم است.
من شخصاً از دههی چهل خورشیدی در قم جناب شبستری را شناختم و از همان زمان، که طلبهی جوانی بودم، به اندیشه و قلم تازه و جوان ایشان علاقهمند شدم و از خوانندگان آثار قلمی ایشان بودم. هرچند سالیانی، به دلیل اقامت در آلمان این رابطه کم شد، ولی پس از بازگشت ایشان در آستانهی انقلاب، از طریق حضور در مجامع و سخنرانیها و مصاحبهها و انتشار مقالات و اندکی بعدتر با انتشار مجلهی «اندیشه اسلامی»، استفاده فکری جدیتر شد. بعدتر در مجلس شورا اسلامی (دوره اول) و بعدتر در همکاری با مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی و در دیدارهای شخصی، ارتباط از نزدیک و تبادلات فکری جدیتر و عمیقتر شد. این روابط و تعاملات فکری مستقیم و از نزدیک از آن زمان تا حدود ده سال پیش در ایران پیوسته ادامه داشته است. در این دوران دراز، یکی از آبشخورهای فکری و یکی از بسترهای تحول فکر دینی – اجتماعی من، بی مبالغه، شخصیت و آثار و افکار جناب شبستری بوده است. در ده سال اخیر، که به حکم اجبار دور از وطنم، نیز همواره با اشتیاق آثار استاد شبستری را که مییابم میخوانم و میآموزم.
در این مجال نمیتوان به آموزههای شبستری و ممیزات فکری و اثرگذاریهای اندیشدگی و اجتماعی ایشان در تحولات فکری و اجتماعی جامعهی جوان ایران و جوانان مشتاق نوآوری در سنت فکری دینی ایران حتی اشارتی هم کرد و فقط یادآوری میکنم در این چهل سال اخیر شماری از مفاهیم فلسفی و الهیاتی در قلمرو دین و جامعه و سیاست یا به دست شبستری وارد حوزه دین شناسی شده است (از جمله نگاه هرمنوتیکی به متون دینی) و یا با همت ایشان تقویت و تا حدودی تثبیت شده است (مانند نقد پیاپی فقه و فقه محوری).
به رغم ناسازگاری شرایط و وجود موانع خردکننده، خوشبختانه شبستری در این زمان نه چندان کوتاه در عرصهی نظر و تا حدودی عمل، در حد ممتازی اثرگذار بوده و حتی صدای او در جهان خارج از ایران و از جمله اروپا پژواک یافته است.
برای حضرت ایشان عمری دراز همراه با شادکامی و سلامتی و نشاط فکر و قلم و گفتار آرزو میکنم.
انتهای پیام



دیدگاهتان را بنویسید