به گزارش انصاف نیوز، انصاف نیوز شعری از دکتر عبدالکریم سروش که برای نبی مکرم اسلام حضرت محمد(ص) سروده شده در پی می آید:
خرد آن پایه ندارد که برو پاى گذاری / بختیارى تو و بر مرکب اقبال سوارى
چون توان در تو رسیدن؟ به دویدن؟ به پریدن؟ / نور پایى که چنین با دگران فاصله دارى
لیله القدر وصال تو چه فرخنده شبى بود / تا چه دیدى که چنین مستى و پرشور و شرارى
شعله در خرمن تاریکى تاریخ فکندى / چشم بیدار زمان بودى و خسبیده به غارى
از اشارات تو روشن شده چشمان بشارت / طرفه فانوسى و آویخته بر طرفه منارى
نه دل من طرب آلود نگاه و نفس توست / از نگاه و نفست حق به طرب آمده، آرى
به شفاخانه قانون تو افتاد نجاتم / کیمیایى است سعادت ز فتوحات تو جارى
اى غزلواره پایانى دیوان نبوت / حجت بالغه شاعرى حضرت بارى
دولتى! اختر اقبال بلندى که بخندى / رحمتى! سینه آبستن ابرى که ببارى
شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنانى / کوثر خلد نشان سدره ى معراج تبارى
مژده یى اختر سعدى جرسى نعره ى رعدى / آفتابى، سحرى، خنده صبح شب تارى
یوسفستان جمالى هنرستان خیالى / شکرستان وصالى ز شکر شور برآرى
روح عشقى، هنرى خمر خرابات طهورى / نفحات شب قدرى نفس سبز بهارى
همه اقطار گرفتى، همه آفاق گشودى / به جهادى و مدادى و کتابى و شعارى
توسن تجربه، اى فاتح آفاق تجرد / در شب واقعه راندى ز مدارى به مدارى
ز سوادى به خیالى، ز خیالى به هلالى / پاى پر آبله جبریل و تو چالاک سوارى
بال در بال ملائک به تماشاى رسولان / طائر گلشن قدسى تو و خود عین مطارى
به تجمل بگذشتى به جلالت بنشستى / بر چنان خوان کریمى و چنان خیل کبارى
میهمان حرم ستر و عفاف ملکوتى / در تماشاگه رازى و تماشاگر یارى
با ظلومان و جهولان و منوعان و جزوعان / مهربان باش چو بر حمل امانت بگمارى
تو بر ارکان شریعت نزدى سقف معیشت / سیر چشمى تو، رسالت ز تجارت نشمارى
به خدایى که تو را شاهد سوگند قلم کرد / که حریفان قلم را به فقیهان نسپارى …
انتهای پیام



