ابوالفضل محلوجی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «تنگه هرمز و دکترین امنیت در ازای هزینه؛ چالش نظم دریایی و راهبردهای خنثیسازی برای ایران» نوشت:
پیام اخیر ترامپ درباره تنگه هرمز، صرفنظر از عملیاتیشدن، چرخشی گفتمانی در امنیت بینالملل است. او آمریکا را «نگهبان» آبراه خوانده و خواستار دریافت ۲۰ درصد از ارزش محمولهها بهعنوان بهای امنیت شده است. این منطق، امنیت را از «کالای عمومی» به خدمتی پولی تبدیل میکند و با کنوانسیون حقوق دریاها در تضاد است. اجرای طرح برای آمریکا پرهزینه است: حضور دریایی گسترده، خطر درگیری و واکنش چین، هند، ژاپن و اروپا. همچنین ۲۰ درصد هزینه اضافی، تورم جهانی را تشدید میکند. اهمیت اصلی پیام، تغییر روایت از «ضامن نظم» به «فروشنده خدمات امنیتی» است که نظم جهانی را با ابهام تازهای روبهرو میکند.
برای ایران، راهبرد خنثیسازی بر دو پایه «عبور از دریا به خشکی» و «افزایش هزینه دشمن» استوار است:
۱. اقتصاد مقاومتی خشکیمحور: قطع وابستگی به آبراه با توسعه خطوط لوله زمینی به شرق و شمال، بازتعریف مبادی صادراتی بر اساس دسترسی زمینی امن، و تنظیم بودجه بر سناریوی «صادرات بدون تنگه و بندر» برای مصونسازی از محاصره.
۲. بازدارندگی نامتقارن: افزایش هزینه نگهبانی آمریکا با توان موشکی و پهپادی دوربرد برای هدفگیری دقیق شناورها، رزمایشهای مستمر با پیام «امنیت برای همه یا هیچکس»، و تقویت شناورهای تندرو، مینریزهای هوشمند و جنگ الکترونیک که استقرار ناوگان سنگین را غیرقابل تحمل میکند.
۳. کریدورهای زمینی: تکمیل کریدور شمال-جنوب و اتصال ریلی به آسیای مرکزی، روسیه و چین، سرمایهگذاری زیرساختی در مرزهای شرقی و شمالی برای سوآپ زمینی نفت و گاز، و امضای قراردادهای بلندمدت ترانزیتی با قدرتهای شرقی که مسیر ایران را جایگزین امن مسیرهای دریایی تحت کنترل غرب تثبیت کند.
نتیجهگیری: ایران با انتقال صادرات از دریا به خشکی، سرسامآور کردن هزینه ماجراجویی دشمن، و گره زدن تجارت به ریلهای شرقی و شمالی، اهرم فشار را از واشنگتن میگیرد و امنیت اقتصادی را بر بنیادهای داخلی استوار میسازد. این سه اقدام، تهدید را به فرصتی برای بازسازی ساختارهای تجاری کشور تبدیل میکند.
انتهای پیام




