صبر در مکه، صلح در جهان امروز

مهدی یزدانیان در یادداشتی با عنوان «صبر در مکه، صلح در جهان امروز» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

در تاریخ آغازین اسلام، یک حقیقت روشن و بسیار آموزنده دیده می‌شود: نخستین واکنش قرآن در برابر فشار، آزار و دشمنی، دعوت به صبر بود، نه شتاب به جنگ. مسلمانانِ نخستین در مکه، در شرایطی زندگی می‌کردند که از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در تنگنا بودند؛ شکنجه می‌شدند، تحقیر می‌شدند، و بسیاری از آنان از خانه و کاشانه خود رانده شدند. با این همه، فرمان الهی در آن مرحله، خویشتن‌داری، استقامت و پرهیز از درگیری مسلحانه بود.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاه
«آیا ندیدی کسانی را که به آنان گفته شد: دست‌های خود را بازدارید و نماز را برپا دارید و زکات بدهید؟»
نساء، آیه ۷۷

تعبیر «کُفّوا أیدیَکم» یعنی دست از درگیری مسلحانه بردارید. بنابراین، در دوره مکه راهبرد اصلی پیامبر(ص) و مسلمانان صبر، دعوت، هجرت و پرهیز از مقابله نظامی. این تجربه تاریخی، فقط یک روایت مربوط به گذشته نیست؛ بلکه یک الگوی اخلاقی و سیاسی است. قرآن نشان می‌دهد که هر تضادی الزاماً نباید به جنگ ختم شود. (بدیهی است که ما هم در انقلاب باید مسیر صلح با جهان را پیش می گرفتیم که در آن صورت ایرانیان یک درصد جمعیت جهان می توانستند با هفت درصد منابع جهان ، بهشتی برای خود بسازند و جهنمی برای نابودی استکبار)

در مرحله بعد، هنگامی که ظلم ادامه یافت و مسلمانان از خانه‌های خود اخراج شدند، قرآن در سوره حج اجازه دفاع داد؛ آن‌هم نه به عنوان اصل دائمی، بلکه به عنوان پاسخی به ستم. سپس در آیه ۱۹۰ سوره بقره، این قاعده با صراحت بیشتری بیان شد: با کسانی بجنگید که با شما می‌جنگند، اما تجاوز نکنید. یعنی حتی در وضعیت تقابل، اصل، عدالت است، نه گسترش خشونت.

اگر این منطق قرآنی را به وضعیت امروز جهان تعمیم دهیم، باید نتیجه گرفت : هر جامعه‌ای که خود را متعهد به اسلام بداند، نمی‌تواند صرفِ تضاد آرمانی با نظام حاکم جهانی را مجوزی برای تنش دائمی و تقابل بی‌پایان قرار دهد. تضاد فکری یا هویتی، به خودی خود مجوز ستیز نیست. همان‌گونه که مسلمانان مکه مأمور به صبر بودند

این سخن به معنای نفی آرمان نیست. ایران، اگر خود را حامل آرمان اسلامی می‌داند، طبعاً حق دارد بر ارزش‌های اخلاقی، استقلال و کرامت انسانی تأکید کند. اما آرمان‌خواهی بدون احتیاط صلح‌محور، به فرسایش جامعه می‌انجامد. قرآن در مکه به مسلمانان آموخت که حق، همیشه با شمشیر حفظ نمی‌شود؛ گاه با صبر، با تدبیر، با گفت‌وگو و با حفظ موجودیت جامعه حفظ می‌شود. این همان درسی است که امروز نیز می‌تواند راهگشا باشد: جایی که صلح ممکن است، صلح برتر از ستیز است.

از این منظر، سازشِ مورد نظر، اگر به معنای پذیرش صلح، کاهش تنش، و ترجیح زندگی و امنیت مردم باشد، نه تنها با روح قرآن ناسازگار نیست، بلکه به آن نزدیک‌تر است. قرآن جنگ را اصل ندانست؛ بلکه در شرایط خاص و برای دفع ظلم به آن اجازه داد. پس وقتی امکان صلح، همزیستی و کاهش خسارت وجود دارد، منطق قرآنی اقتضا می‌کند که صلح برگزیده شود.

بنابراین، در جهان پرتنش امروز، جامعه‌ای مانند ایران اگر بخواهد بر مبنای سیره قرآنی حرکت کند، باید به جای منطقِ تقابلِ دائمی با آمریکا به منطق کاهش خصومت، حفظ منافع عمومی، و صلح مسئولانه تکیه کند. این نه عقب‌نشینی از ایمان است و نه فراموشی آرمان؛ بلکه ترجمه‌ای معاصر از همان فرمانی است که در روزگار مکه به مسلمانان داده شد: صبر کنید، شتاب نکنید، و راهی را برگزینید که کمترین هزینه را بر جان و جامعه تحمیل می‌کند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *