عبدالحکیم سالارزهی در یادداشتی با عنوان «پلهای گفتگو با منتقدان را باز نگه دارید!» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
پس از رخدادهای تلخ ۱۸ و ۱۹ دی، جامعه با موجی از تنشها و نگرانیهای عمیق در فضای عمومی و سیاسی روبهرو شده است. محدودیتها علیه نویسندگان و فشار بر اقلیتهای قومی و مذهبی، فراتر از یک پرونده قضایی یا چالش حقوقی ساده است؛ امروز ما با معضلی دستوپنجه نرم میکنیم که پیامدهای آن به لایههای بنیادین ساختار اجتماعی و امنیت ملی سرایت میکند.
در روزهای اخیر، در شرایطی که کشور در وضعیت بحرانی و جنگی بهسر میبرد، وقایعی نظیر محدودیت برای نویسندگانی همچون عباس عبدی، فشار بر مجموعه مسجد مکی و بازداشت برخی از کارکنان حوزه علمیه اهلسنت زاهدان، اوضاع سیاسی را ملتهبتر کرده است. در این میان، مصطفی تاجزاده نیز پس از گذشت یک دهه در بند، وارد یازدهمین سال از دوران حبس خود شده است.
وضع محدودیتها، اعتماد عمومی نسبت به نهادهای دولتی را کاهش میدهد و مانع خلاقیت و نوآوری در حوزههای مختلف میشود. مسئولان باید میان «نقد تخریبی» و «نقد سازنده» تمایز قایل شوند؛ چرا که هر انتقادی لزوماً هدفمند نیست و برخی نقدها ممکن است با هدف تضعیف صورت گیرد. با این حال، حتی نقد تخریبی نیز میتواند زنگ خطری برای بازبینی سلامت ساختار جامعه باشد. در سطوح مدیریتی، میتوان با بهرهگیری از عقلانیت، ماهیت نقد را سنجید و از ظرفیتهای مختلف فکری در مدیریت بحران بهره برد.
تنگ نمودن عرصه بر فعالان مدنی—مانند عباس عبدی، صادق زیباکلام و مصطفی تاجزاده—بهجای حل مسائل، به تخلیه سرمایههای فکری و عمیقتر شدن شکاف میان حاکمیت و بخشهای میانهروی جامعه میانجامد. از منظر مدیریت کلان، محدود کردن منتقدان در واقع قطع کانالهای انتقال «واقعیت» به بدنه تصمیمساز کشور است. قطع پلهای ارتباطی میان حاکمیت و اصحاب رسانه، موجب بیگانه شدن مدیران با واقعیتهای میدانی میشود؛ امری که خطر اتخاذ تصمیمات مبتنی بر دادههای غیردقیق را افزایش داده و ثبات اقتصادی و اجتماعی را با چالشهای جدی روبهرو میکند. برای خروج از این بحران، سیاستگذاران میبایست پلهای گفتگو با مردم را باز نگه دارند.
در بحبوحه این بحرانها، مولوی عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان (۲۶ تیر ۱۴۰۵)، هشدار داده است که برخی مسئولان به دنبال «تسویهحساب» هستند و فشارهای موجود بر اهلسنت، وحدت و امنیت ملی را تهدید و تضعیف میکند. مولوی عبدالحمید معتقدند که بر مفاد بسیاری از بندهای توافق «جمعه خونین» عمل نشده است. لازم به یادآوری است که پس از رخداد جمعه خونین زاهدان در سال ۱۴۰۱، ناامنی در سطح منطقه بلوچستان گسترش یافت، اما پس از عذرخواهی مقامات دولتی از مردم و خانوادههای شهدا و مجروحین، به وساطت مولوی عبدالحمید در مسجد مکی، فضای استان آرامتر شد؛ اتفاقی که جایگاه مولوی عبدالحمید را میان اقشار مردمی نمایان ساخت.
با این حال، وارد ساختن فشارهای مجدد بر مجموعه مسجد مکی، موج جدیدی از نارضایتی را میان مردمان صبور و ایران دوست بلوچ برانگیخته است. در واقع، عدم بهرهگیری از ظرفیت چهرههای دلسوز و فکریای همچون مولوی عبدالحمید که طی سالهای متمادی طلایهدار وحدت و امنیت ملی بوده است، فرصتسوزی محض است. مولوی عبدالحمید علاوه بر خدمات گسترده در حوزه امنیت، در کارنامه خود توانسته است با پادرمیانی و نفوذ مردمی، آزادی سربازان ایرانی را از عمق خاک پاکستان (در سال ۱۳۹۳) فراهم آورد؛ در شرایطی که دولت وقت با تمام تجهیزات خود با دشواریهای عملیاتی روبهرو بود. نیز قابل یادآوری است، حقابهٔ ایران از رود هیرمند یکی دیگر از دستاوردهای مهم مولوی عبدالحمید برای کشور بوده است. مولانا عبدالحمید همیشه منافع ملی را بر هر چیزی دیگر اولویت داده است و تمام انتقادات ایشان حول این اصل محوری متمرکز بوده است.
اکنون پرسش اساسی اینجاست که چرا در ایران به سرمایههای انسانی، فارغ از رنگ، نژاد و اندیشه، بها داده نمیشود و چرا از ظرفیت آنان در مدیریت بحران استفاده نمیشود؟! واقعیت تلخ این است که محدودیتهای رسانهای و سیاسی، نخبگان را میان دوراهی «انفعال» یا «مهاجرت» قرار داده است؛ وضعیتی که تهدیدی جدی برای ثبات ملی و هدررفت سرمایههای انسانی محسوب میشود.
سخن پایانی: انتقاد سازنده، اصلی اساسی و ضرورتی اجتنابناپذیر برای بقا و سلامت یک جامعه پویا و زنده بهشمار میرود. شنیدن صدای منتقدان، نشانه ضعف نیست، بلکه حکایت از عقلانیت و پختگی سیاسی دارد. شواهد نشان میدهد جوامعی که به موازین توسعه اولویت دادهاند، در ایجاد توازن میان امنیت و آزادی بیان، موفقتر عمل کردهاند. امنیت واقعی، در گروِ شنیدن صدای مردم و گفتوگوی صادقانه با آنان است.
انتهای پیام



