تیرماه ۱۴۰۵، دومین سالگرد پیروزی مسعود پزشکیان در انتخابات ریاستجمهوری است. شمس افرازیزاده، رئیس دفتر سیاسی سابق حزب اراده ملت به دبیرکلی احمد حکیمیپور، که پیش از انتخابات سال ۱۴۰۰ در یادداشتی با عنوان «پزشکیان و ترمیم سرمایه اجتماعی اصلاحات» به ظرفیتهای کاندیداتوری پزشکیان در آن انتخابات اشاره کرده بود، در گفتوگوی پیشرو، روایتی از جلساتی که در آن انتخابات برگزار میشد، همچنین کنشگری میدانی در انتخابات ۱۴۰۳ و ارزیابی کارنامه دوساله دولت چهاردهم ارائه کرده است.
متن این گفتوگو که با مجلهی حزب سیاسی اراده ملت انجام شده و برای انتشار در اختیار انصاف نیوز قرار گرفته است در پی میآید:

چه شد که برای انتخابات ریاستجمهوری سراغ آقای مسعود پزشکیان رفتید؟
پیش از پاسخ به این سؤال باید بگویم که هیچ کنش سیاسی در خلاء شکل نمیگیرد. سیاست و اجتماع همواره تحت تأثیر لایههای مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و رسانهای قرار دارند. انتخابات ریاستجمهوری نیز در دهههای اخیر یکی از مهمترین میدانهای کنش سیاسی در ایران بوده است. اما در سالهای اخیر، بهویژه با آسیبدیدن نهاد انتخابات و کاهش مشارکت سیاسی، کشور با بحران جدی مواجه شد. در چنین شرایطی، اغلب تحلیلگران و کنشگران سیاسی در پی رصد تحولات سیاسی و بررسی وضعیت موجود فضای انتخابات برای ریاستجمهوری ۱۴۰۰ بودند.
با بررسی اوضاع و احوال کشور و خیز برداشتن کسانی در اردوگاه اصولگرایی، بهخصوص برخی از اقدامات آقای رئیسی در سمت ریاست قوه قضاییه، وضعیت جریان اصولگرا مشخص میشد؛ ولی در بین اصلاحطلبان و جریانهای همسو اسامی چندی در گمانهزنیها وجود داشت. اسامی از قبیل اسحاق جهانگیری، محمدجواد ظریف، محمدرضا عارف و… در احزاب و تشکلهای سیاسی کموبیش مطرح میشد و ما در حزب اراده ملت ایران نیز از این قاعده مستثنی نبودیم؛ هرچند خود من و برخی دوستان حزبی و غیرحزبی، در جلسات منظمی که خارج از حزب داشتیم، از سال ۱۳۹۸ به این موضوعات میپرداختیم.
از سال ۱۳۹۸ دنبال گزینه مناسب برای انتخابات بودید؛ چطور به آقای پزشکیان رسیدید؟ این تصمیم حزبی بود یا شخصی؟
همانطور که اشاره کردم، در کنار تشکیلات حزبی، ما معمولاً با جمعی از دوستان، بهصورت هفتگی یا دوهفتهیکبار جلساتی داشتیم و درباره مسائل سیاسی کشور گفتوگو میکردیم. در این جلسات، درباره این بحث میکردیم که چه کسانی ممکن است در انتخابات ۱۴۰۰ از جبهه اصلاحات نامزد شوند. با توجه به فضای سیاسی کشور و بررسی رفتار رایدهندگان، شانس و اقبال هرکدام را میسنجیدیم. در نهایت، فهرستی از افراد واجد شرایط تهیه کردیم و قرار شد با یک نظرسنجی محدود، شرایط را ارزیابی کنیم.
این فهرست اولیه شامل چه کسانی میشد؟
با بررسی و رصد نیروهای سیاسی مطرح در این حوزه و اینکه چه کسانی بهصورت بالقوه و بالفعل امکان و احتمال کاندیداتوری را دارند (فارغ از اینکه اسمشان در گمانهزنیها و فضای رسانهای یا شبکههای مجازی مطرح باشد یا نباشد) به لیستی دهنفره رسیدیم.
محمدرضا عارف، محمدجواد ظریف، علی مطهری، عبدالواحد موسویلاری، محسن رهامی، محمدرضا خاتمی، محمود صادقی، مجید انصاری، اسحاق جهانگیری و مسعود پزشکیان؛ این لیست اولیه بود که برخی از این عزیزان تلویحاً یا تصریحاً در خصوص ورودشان صحبت کرده بودند، برخی دیگر در گمانهزنیها آمده بود و یکی دو نفر هم نه خودشان گفته بودند و نه در رسانهها خبری از ورودشان به انتخابات بود. این فهرست بعدها به ۵ نفر و سپس به ۳ نفر کاهش یافت. نهایتاً در نظرسنجی محدودی که انجام شد، با توجه به سنجههایی که برای انتخاب بهترین و مطلوبترین گزینه در نظر گرفته بودیم، در مهرماه ۱۳۹۹ به آقای دکتر پزشکیان رسیدیم.
بعد از آن، تصمیم گرفتیم با ایشان تماس بگیریم، نتایج بررسیها را منتقل کنیم و از ایشان بخواهیم در انتخابات ۱۴۰۰ نامزد شوند. در همین راستا، من یادداشتی با عنوان «پزشکیان و ترمیم سرمایه اجتماعی اصلاحات» نوشتم و آن را برای چند نفر از دوستان اصلاحطلب که روزنامه داشتند فرستادم که هرکدام به بهانهای و یا با این استدلال که هنوز برای بحث انتخابات ریاستجمهوری فضا مناسب نیست، حاضر به انتشار آن نشدند. در نهایت، این یادداشت در اسفند ۱۳۹۹ برای آقای علیاصغر شفیعیان، مدیر سایت انصافنیوز، ارسال شد. ایشان که از دوستان من و از معتمدان آقای پزشکیان بود، با توجه به شرایط پایان سال بهتر دیدند که انتشار آن را به سال جدید موکول کنند. نهایتاً شفیعیان با درایت و نگاه راهبردی خود، ضمن شناسایی دقیق اهمیت این تحلیل، در فروردینماه ۱۴۰۰ آن را منتشر کرد. این اولین یادداشت تحلیلی بود که از آقای پزشکیان برای انتخابات ریاستجمهوری دعوت میکرد.
انتشار این یادداشت در انصافنیوز باعث آشنایی و نزدیکی من با دکتر پزشکیان شد. پس از تماسهای تلفنی، با هماهنگی آقای شفیعیان، دیدارهای حضوری در انصافنیوز فراهم شد و در نیمه دوم فروردین ۱۴۰۰ چند دیدار حضوری با آقای پزشکیان داشتم. بهدلیل نزدیکی مدیر انصافنیوز با دکتر پزشکیان، جلسات حضوری دیگری نیز در دفتر ایشان برگزار شد.
جلسات بعدی چگونه ادامه پیدا کرد؟
با هماهنگیهای آقای شفیعیان، جلسات مختلفی در انصافنیوز برگزار شد و با توجه به اینکه تقریباً دفتر انصافنیوز به ستاد اولیه دکتر پزشکیان تبدیل شده بود، برخی فعالان سیاسی استانها نیز با آقای پزشکیان دیدار کردند. در نیمه دوم اردیبهشت ۱۴۰۰، جلسهای با حضور فعالانی از استانهای مختلف کشور در دفتر انصافنیوز با پزشکیان برگزار شد. از جمله حاضران این جلسه میتوان به دکتر احمد تنوری (رئیس کمیسیون فرهنگی و عضو شورای پنجم شهر شیراز)، احمدعلی غالبی (رئیس دورهای جبهه اصلاحات استان یزد)، دکتر علی کاظمی (نماینده چهارمحال و بختیاری در مجلس دهم)، مهندس غفار رادمهر (کاندیدای لیست امید از گلستان)، سید محمدمهدی میرسالاری (رئیس مجمع زاگرسنشینان)، دکتر شهریار دبیرزاده (از فعالان مدنی استان اصفهان)، دکتر مصطفی کرمی (از فعالان سیاسی) و دکتر مسعود خادمی (عضو شورای مرکزی حزب اراده ملت) اشاره کرد.


این دیدار در ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ برگزار شد که مشروح آن با موضوع “چه کردهایم که مردم اینهمه عاصی هستند” در همان روز در سایت انصافنیوز انتشار یافت [لینک]. در این جلسه، این دوستان نیز بهصورت رسمی از آقای پزشکیان دعوت کردند که وارد انتخابات شود. ایشان هم بعد از شنیدن صحبت حاضران، مشروحاً بر ضرورت تغییر رویکردهای نظام سیاسی تأکید کردند.
شما فعالیت زیادی در همان سال قبل و بعد از کاندیداتوری آقای پزشکیان داشتید؛ از جمله مصاحبه دکتر عباس کریمی، استاد شناختهشده حقوق دانشگاه تهران، و شما با روزنامه آرمان ملی. درباره نقش آن گفتگو کمی توضیح دهید.
در روز دوم خرداد ۱۴۰۰، روزنامه آرمان ملی در شماره ۱۰۱۷، مصاحبهای با بنده و دکتر عباس کریمی، استاد تمام رشته حقوق دانشگاه تهران و رئیس اسبق دانشکده حقوق و علوم سیاسی این دانشگاه، منتشر کرد. در آن گفتوگو، دکتر کریمی درباره وظایف شورای نگهبان و فلسفه وجودی آن از منظر حقوق عمومی و سیاسی صحبت کردند و ضمن برشمردن ویژگیهای اخلاقی و سیاسی آقای پزشکیان، ایشان را فردی مناسب برای احراز سمت ریاستجمهوری دانستند. من نیز از منظر سیاسی و با توجه به شرایط کشور، بر ضرورت حضور آقای پزشکیان تأکید کردم. این مصاحبه در واقع یک پشتوانه نظری و رسانهای برای همان مسیری بود که از قبل آغاز کرده بودیم.
بهغیر از این مصاحبه که پس از انتشار مورد مطالعه و لطف دکتر پزشکیان قرار گرفت، هماهنگی و دیدار چند نفر از نمایندگان ادوار مجلس با ایشان نیز انجام شد. من نیز یادداشت دیگری با توجه به زمزمههای ورود برخی از نظامیان به فضای انتخابات ریاستجمهوری تحت عنوان “نظامیان و سیاست؛ خوفها و خطرها” نوشتم که در ۲۸ فروردین ۱۴۰۰ در انصافنیوز انتشار یافت. بر خود لازم میدیدم که هر کاری از دستمان برمیآید برای موفقیت کاندیدای مورد نظرمان انجام دهیم و یکی از این کارها، تبیین پیامدهای حضور نظامیان در انتخابات و نظامی شدن فضای سیاسی بود و تلاش داشتیم این اتفاق صورت نگیرد.
بعد از ردصلاحیت پزشکیان و تاجزاده چه کردید؟
ما فکر نمیکردیم آقای پزشکیان ردصلاحیت شود. منظورم از «ما» همه کسانی است که در روز ثبتنام، ایشان را تا وزارت کشور همراهی کردیم. اما درباره آقای تاجزاده، تقریباً همه میدانستیم که ردصلاحیت خواهد شد، چون در صورت تأیید، میتوانست رأی اول را بیاورد. با این حال، هم پزشکیان و هم تاجزاده ردصلاحیت شدند و تا جایی که یادم هست، اعتراضی هم صورت نگرفت؛ چون پروژه یکدستسازی نظام در حال نهایی شدن بود.
درباره دیدار شما با پزشکیان در ماجرای جنبش «زن، زندگی، آزادی» هم توضیح دهید.
پس از درگذشت خانم مهسا امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، ما در دفتر سیاسی حزب اراده ملت جلسات متعددی برگزار کردیم، یکی از پیشروترین بیانیهها را صادر نمودیم و از حق اعتراض مردم دفاع کردیم. معتقد بودیم مطالبات انباشته جامعه، بهویژه در کنار مشکلات اقتصادی و فشارهای اجتماعی، باید از راههای مسالمتآمیز و حقوقی پیگیری شود. از آنجا که این موضوع دغدغه ما بود و افتخار آشنایی و دوستی چندساله با دکتر عباس کریمی را داشتم و ایشان نیز به لحاظ حقوقی و مسائل اجتماعی موضوع را دنبال میکردند، برای جلوگیری از عواقب سوء این اتفاق و برای برونرفت از آن، دکتر کریمی موضوع اصلاح ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی را مطرح کردند و به لحاظ حقوقی اصلاحیهای بر این ماده نوشتند.
لذا پیشنهاد شد از طریق اقدامات قانونی در قالب طرح پیشنهادی به برخی از نمایندگانی که امنیت ملی و آرامش اجتماعی برایشان مهم است، مذاکراتی صورت پذیرد و اصلاح این ماده را از طریق مجلس پیگیری کنیم. در همین چارچوب، شب ۱۱ مهر ۱۴۰۱ جلسهای به میزبانی و گشادهرویی تمام دکتر پزشکیان، به اتفاق دکتر عباس کریمی، بنده و مسعود خادمی در منزل ایشان برگزار شد که آقای شفیعیان و حسن مجیدی (داماد آقای پزشکیان) نیز حضور داشتند. در آن جلسه، بعد از بررسیهای حقوقی و سیاسی، آقای پزشکیان پذیرفتند که در مجلس برای جمعآوری امضا و پیگیری موضوع کمک کنند. هرچند این طرح در مجلس یازدهم به نتیجه نرسید، اما ارتباط ما با ایشان ادامه پیدا کرد و از روند پیگیری کار در مجلس باخبر میشدیم.
درباره کاندیداتوری پزشکیان در انتخابات ۱۴۰۳ چه اقداماتی انجام دادید؟
پس از سقوط بالگرد حامل آقای رئیسی در ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ و ضرورت برگزاری انتخابات طبق قانون اساسی، ما هم که از سال ۱۴۰۰ پیگیر کاندیداتوری دکتر پزشکیان بودیم، با ایشان تماس گرفتیم و درخواست دیدار کردیم. اما ایشان بهدلیل علاقه و محبتی که به آیتالله آلهاشم داشتند، تا مراسم هفتم ایشان در تبریز ماندند و ارتباط ما موقتاً تلفنی بود. بعد از حضور ایشان در تهران، جلسات و دیدارهای مختلفی تنظیم شد که چند باری هم به دلیل تراکم برنامهها لغو یا به زمان دیگری موکول گردید.
در نهایت، به دعوت خود ایشان صبح جمعه ۱۱ خرداد ۱۴۰۳، بنده به همراه دکتر عباس کریمی و مسعود خادمی در منزل دکتر پزشکیان در خیابان باهنر حضور یافتیم. ایشان با گرمی از ما استقبال کردند. من در آن جلسه تحلیلم را درباره وضعیت کشور، انقطاع دوره ریاستجمهوری آقای رئیسی و تحلیل انتخابات دوره دوازدهم مجلس ارائه دادم و گفتم بحران مشارکت، مشروعیت و کارآمدی عملاً نظام سیاسی را با مشکل مواجه کرده و به احتمال زیاد رفتار شورای نگهبان تا حدی به سمت مشارکت میل خواهد کرد. از طرفی با توجه به سخنان آیتالله خامنهای، احتمال تأیید صلاحیت آقای پزشکیان را قطعی دانستم.
آقای پزشکیان در پاسخ گفتند برخی دوستان معتقدند رفتار شورای نگهبان قابل پیشبینی نیست و با اشاره به تجربههای قبلی خود گفتند که از مجلس هشتم تا مجلس یازدهم به راحتی تأیید صلاحیت شدهاند، اما این بار در مجلس دوازدهم ابتدا رد و سپس تأیید صلاحیت شدند؛ چه تضمینی وجود دارد که برای ریاستجمهوری چهاردهم تأیید شوند، در حالی که در سال ۱۴۰۰ هم برای ریاستجمهوری ردصلاحیت شده بودند؟
من بار دیگر با استناد به تحلیل خود و صحبتهای رهبری، بر ضرورت تغییر رویکرد شورای نگهبان تأکید کردم. دکتر عباس کریمی نیز طی صحبت مفصلی با تکیه بر حقوق اساسی، ضرورت ترمیم رابطه مردم و حاکمیت و شرایط خاص کشور، تأیید صلاحیت دکتر پزشکیان را محتمل دانستند. آقای مسعود خادمی هم با اشاره به شرایط کشور، ضرورت بازنگری در رفتار حاکمیت را مطرح کردند. در نهایت، دکتر پزشکیان با توجه به گفتوگوی سهساعته آن جلسه پذیرفتند و عنوان کردند: «تصمیمم برای آمدن قطعی شد. شما هم کار خودتان را انجام دهید تا شاید گشایشی شود و بتوان برای مردم و کشور کاری کرد.»
ایشان همچنین توصیه کردند که در مصاحبهها و یادداشتها از زبان نرم استفاده شود و با استناد به آیات و احادیث، به لزوم نرمخویی در گفتار اشاره کردند و نمونههایی را از نهجالبلاغه و فرمان امام علی (ع) به مالک اشتر بیان نمودند. جلسه حدود ساعت ۱۱ پایان یافت و ما از منزل ایشان خارج شدیم. آقای پزشکیان نیز روز ۱۲ خرداد با حضور در وزارت کشور نامنویسی کردند.
عصر همان روز، با هماهنگی آقای شفیعیان، همراه با دکتر عباس کریمی به دفتر انصافنیوز رفتیم و آقای نیلی، از همکاران انصافنیوز، گفتوگویی مفصل با دکتر کریمی انجام دادند. این مصاحبه که در ۱۶ خرداد ۱۴۰۳ منتشر شد، به جایگاه شورای نگهبان و وظیفه آن در تأیید صلاحیت نامزدها پرداخت و بازتاب گستردهای داشت.
مواضع حزب اراده ملت چطور بود؟ آیا شما بهصفت حزبی یا عنوان رئیس دفتر سیاسی حزب اراده ملت ایران، دیداری رسمی با آقای پزشکیان داشتید؟
بله. در دیداری که روز جمعه ۱۱ خرداد، پیش از ثبتنام، در منزل دکتر پزشکیان داشتم، بهجز روابط شخصیام با ایشان که از سال ۱۴۰۰ شروع شد، گزارشی از مواضع حزب و حمایتهای آن را به اطلاع ایشان رساندم و بهعنوان رئیس دفتر سیاسی حزب، برای اعضا درخواست ملاقات کردم. نهایتاً روز ۱۴ خرداد، جلسه دفتر سیاسی حزب با دکتر پزشکیان در سالن تشریفات سعادتآباد برگزار شد. در واقع، میتوانم بگویم اولین تشکیلات حزبی که در آن بازه زمانی با دکتر پزشکیان دیدار رسمی داشت، دفتر سیاسی حزب اراده ملت ایران بود. صبح آن روز که تلفنی با ایشان صحبت کردم، هنوز آدرس برج تشریفات را نداشتند و قرار شد آدرس محل ملاقات را برایم ارسال کنند. نهایتاً ساعت ۱۱ صبح، آدرس از طریق پیامک ارسال شد و جلسه رأس ساعت ۱۶ برگزار گردید.

در ابتدای جلسه، دوستان و همکارانم در دفتر سیاسی را معرفی و سپس دکتر افشین فرهانچی را بهعنوان دبیرکل جدید حزب به آقای پزشکیان معرفی کردم. آقای دکتر پزشکیان از افشین فرهانچی که برای این دیدار خودشان را از همدان به جلسه رسانده بودند، تشکر و قدردانی کردند. در ادامه، دیگر اعضا و مشاوران حزب نیز معرفی شدند.
در شروع جلسه، گزارشی کلی درباره حزب و عملکرد آن خدمت ایشان ارائه شد و مهمترین خواسته حزب را اصلاح قانون احزاب، شناسنامهدار شدن کار سیاسی در کشور و تقویت نهادهای مدنی دانستیم. سپس دکتر فرهانچی نیز تأکید کرد که حزب اراده ملت از میان نامزدهای نزدیک به جبهه اصلاحات، بیشترین قرابت را با نگاه پزشکیان، بهویژه در حوزه عدالت اجتماعی و اقتصادی دارد؛ اما مهمتر از آن، توسعه نهادهای مدنی بود. آقای فرهانچی با اشاره به دولت خاتمی، توسعه تشکلهای صنفی، کارگری، دانشجویی و احزاب را یکی از مهمترین دستاوردهای آن دوره دانست و گفت حزب اراده ملت حدود ۱۳ سال است که بر توسعه نهادهای مدنی تمرکز دارد. او همچنین پیشنویس برنامهای برای رشد نهادهای مدنی را بهعنوان اقدام عملی حزب در ستاد پزشکیان مطرح کرد.
آقای پزشکیان نیز با استقبال از این پیشنهاد، وعده همکاری دادند و گفتند که از دوران دانشجویی با فعالیتهای مدنی آشنا هستند و در هر دوره انتخابات مجلس، رأی قابلتوجهی از این تشکلها دریافت میکنند. ایشان نهادهای مدنی را به سلولهای بدن تشبیه کردند و گفتند بسترهای قانونی برای رشد آنها تا حدی وجود دارد، اما باید تقویت شوند. نکته مهم این دیدار آن بود که در ادامه کارزار انتخاباتی، در میان حمایت سایر احزاب اصلاحطلب، تنها حزبی که برنامهای منظم، منسجم و همراه با چارت اجرایی به دکتر پزشکیان ارائه کرد، حزب اراده ملت بود.
در ستاد آقای پزشکیان، شما و اعضای حزب چه اقداماتی انجام دادید؟
فعالیتهای ما از ۱۲ خردادماه، یعنی چند روز پیش از تأیید صلاحیت دکتر پزشکیان، با تشکیل تیمی از تسهیلگران مدنی و کارشناسان ستادی آغاز شد که در نهایت منجر به تشکیل “ستاد تشکلها و نهادهای مدنی” به ریاست دکتر افشین فرهانچی و قائممقامی بنده گردید. در این مسیر، با صدور حدود ۵۰۰ حکم برای فعالان سراسر کشور و همراهی تیمی مجرب در تولید محتوا، گفتمان انتخاباتی را پیش بردیم.
اقدامات ما شامل برگزاری نشستهای تخصصی (از جمله با فعالان محیطزیست، حقوقدانان و اساتید علوم سیاسی)، تهیه ویدئوهای تحلیلی با چهرههای برجسته علمی و سیاسی، مصاحبههای مختلف با سایتها و نشریات و حضور در میزگردها و نشستها بود؛ از جمله حضور بنده در برنامه آخر هفته آقای پیمان عارف که من و آقای امیر چاهکی حضور داشتیم، انتشار دو ویژهنامه تخصصی و حضور در میزگردهای رسانهای که در کنار فعالیتهای گسترده میدانی، نقشی محوری در معرفی دیدگاههای دکتر پزشکیان ایفا کرد.
بهنظر شما مزیت ویژه آقای پزشکیان نسبت به جلیلی چه بود؟
بهنظر من، مهمترین تفاوت میان آقای پزشکیان و آقای جلیلی، تمایز گفتمانی روشن و جدی آنها بود. در هیچ انتخاباتی تا این حد تفاوت گفتمانها آشکار نبود. از نظر جامعهشناختی، این مسئله بسیار مهم است که بعد از حدود ۴۵ سال از یک انقلاب ایدئولوژیک، کاندیدایی با خصلتهای گفتمانی رادیکال (که معمولاً ویژه شرایط انقلاب است) در شرایط استقرار سیاسی ظاهر شود. آقای پزشکیان و آقای جلیلی هر دو نماینده دو گفتمان متفاوت بودند. یکی رو به آینده، همراه مردم و مبتنی بر رواداری، و دیگری متصلب، گذشتهگرا و دارای نسبت پررنگتر با خصلتهای انقلابی بود.
بهنظر من، پزشکیان ادامه همان گفتمانی است که خاتمی با تساهل، تسامح، نگاه به جامعه جهانی و منطقه، و تأکید بر رواداری در داخل و بیرون مرزها نمایندگی میکرد. در مقابل، گفتمان آقای جلیلی بیشتر با معیارهای سختگیرانه و تزاحم با حقوق بشر همراه است. در سوی دیگر، گفتمان آقای پزشکیان بر حقوق بشر، کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و برابری استوار است و دال مرکزی آن جمهوریت نظام است؛ در حالی که گفتمان آقای جلیلی بیشتر بر اسلامیت نظام تأکید دارد. این دو گفتمان از آغاز جمهوری اسلامی تاکنون رقیب یکدیگر بودهاند و بهگمان من، مردم در این انتخابات بهدرستی گفتمان جمهوریت را انتخاب کردند.
ارزیابی شما از عملکرد پزشکیان و دولتش چیست؟ آیا هنوز از آن حمایت میکنید و نظرتان درباره اینکه عدهای از مخالفان، پزشکیان را متهم به سادهلوحی میکنند چیست؟
جماعت تندرو که منافع فردی و جناحی را بر مصالح ملی ترجیح میدهند، چون در تمام عمر خود سیاستورزی صادقانه را تجربه نکردهاند، سادهانگارانه دکتر پزشکیان را “سادهلوح” میخوانند. حال آنکه او یکی از ملیترین و صادقترین سیاستمداران تاریخ معاصر ایران است؛ مردی که اگر در میانه طوفانهای سهمگین اخیر نبود، کشور بیگمان به ورطه فروپاشی میغلتید. اعتماد مردم به صداقت او، مایه آن خویشتنداری تاریخی شد که ایران را از بحران رهاند؛ انتخابی که به نیکی در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد و ما به داشتن این انتخاب بر خود میبالیم.
در خصوص قسمت اول سوالتان که آیا هنوز از پزشکیان حمایت میکنید؟ پاسخم مثبت است، اما این حمایت نه یک “چک سفیدامضا”، بلکه حاصل ارزیابی واقعبینانه از شرایطی است که دولت در آن تغییر و تحول یافت. من در همان ابتدای شکلگیری دولت و رأی اعتماد از مجلس، طی مصاحبه با خانم فائزه صدر برای دوهفتهنامه اراده ملت، نسبت به انتخاب برخی از اعضای کابینه موافق نبودم و اعتراض خودم را عنوان کردم؛ به عنوان مثال از اولین کسانی بودم که مخالفتم با انتخاب معاونت پارلمانی را مطرح نمودم و دیدیم که آقای پزشکیان بعد از یک سال ایشان را عزل نمودند. یا بعد از حوادث خونین دیماه ۱۴۰۴، یادداشتی اعتراضی در ۳۰ بهمن با عنوان “نامه یک فعال سیاسی خطاب به رئیسجمهور: ای که دستت میرسد کاری بکن” نوشتم که در انصافنیوز انتشار یافت و اعتراضم را بیان کردم.
ولی باید نگاه واقعگرایانهای به دولت چهاردهم داشت. پزشکیان در حالی کار را آغاز کرد که با سه لایه بحران روبهرو بود: تنشهای امنیتی-نظامی بیسابقه، بحرانهای مزمن اقتصادی و بیاعتمادی نهادی. در چنین شرایطی، انتظار اصلاحات فوری غیرواقعبینانه است و معیار ارزیابی باید مدیریت بحران در شرایط بحرانی و خاص باشد.
نقاط قوت دولت: موفقیت در مدیریت بقا؛ دولت در حوزه لجستیک و تأمین کالاهای اساسی، با وجود حملات به زیرساختها و تهدیدات، عملکرد موفقی داشت و مانع از بحرانهای بزرگتر شد. در حوزههای اجتماعی نیز با پرهیز از برخوردهای خیابانی و ایجاد فضای آرامتر در دانشگاهها، به تنشزدایی کمک کرد. دیپلماسی فعال دولت نیز در کاهش اصطکاک با آژانس و از سرگیری تعاملات منطقهای، گام مثبتی برای شکستن انزوای بینالمللی بوده است.
نقاط ضعف و ضرورت گذار از بحران: در مقابل، همچنان با تورم مزمن بالا مواجه هستیم که فشار معیشتی را بر دهکهای پایین وارد کرده است. در حوزه سیاست داخلی و فضای مجازی، دولت دچار نوعی “بلاتکلیفی” است؛ نه شجاعت تغییر رویکردهای قدیمی را داشته و نه ارادهای برای جایگزینی آنها دارد. همچنین، ضعف مفرط در اطلاعرسانی باعث شده تا دستاوردهای دولت در شرایط جنگی فعلی، در سایه حملات تندروها به حاشیه برود.
به عنوان جمعبندی در یک نگاه کلان، اگر عملکرد فعلی را با دولتهای قبل در بحرانهای مشابه مقایسه کنیم، پزشکیان در مدیریت بقا و پیشگیری از فروپاشی نمره قبولی میگیرد، هرچند در اصلاحات ساختاری هنوز کارنامه درخشانی ندارد. اما دولت باید بداند که در سالهای پیش رو، برای فرار از “هزینه بیعملی”، باید با مشارکت احزاب و فعالان سیاسی، بهطور جدی به سمت اصلاحات ساختاری و آزادیهای مدنی حرکت کند.
انتهای پیام



