حسن مقیمی اسفندآبادی، تحلیلگر اقتصادی
پایداری هر توافق در سطح بین المللی که دارای مؤلفه های ژئواکونوپولیتیک مانند موقعیت کنونی ایران و آمریکا است ، به چند سطح از جمله به کارآمدی توافقات و تصمیمات در سطح داخلی طرفین، به تصمیمات و توافقات در سطوح منطقه ای و بین المللی و همچنین به حوزه افکار عمومی وابسته است.
با توجه به اینکه شرایط مناقشه منجمد (شرایط نه جنگ ، نه صلح ) همچنان برقرار است بنظر می رسد در حال حاضر برای ایران، مهمترین میدان ، نه تنگه هرمز و نه میز مذاکره در ژنو، بلکه صحنه سیاست داخلی ایران است. این یادداشت، با تمرکز بر سطح داخلی ایران در چارچوب مدل تحلیل منازعات چندسطحی، به بررسی چالشهای تابآوری ایران در مناقشه منجمد کنونی میپردازد.
بخش نخست : در صحنه داخلی ایران چه کسی تصمیم می گیرد؟
۱ -۱. تصویرسازی از خلأ تصمیمگیری
طبق قانون اساسی ، اختیار و مسئولیت فرمان جنگ و صلح بر عهده رهبر انقلاب است . بدیهی است که مذاکره کنندگان طرف ایرانی از خود اختیاری برای توافق برای سازش و صلح یا بازگشت به جنگ ندارند بلکه در چارچوب مسئولیت های محول شده از سوی مقام عالی رهبری ، امکان مذاکره برای صلح یا ترک میز مذاکره برای بازگشت به جنگ را دارند. طرف دیگر نزاع نیز با درک روابط پایدار قانون اساسی بر این امر مسلط است که مذاکره برای صلح در ایران ، جز به اذن رهبری بی معنا خواهد بود.
با این وجود ، گروهی از تندروهای درون نظام با القای سازشکار بودن یا تسلیم پذیری اعضای موثر تیم مذاکره ، خواسته یا ناخواسته ، به ساختن روایت نادرست از شکاف بین سطوح مقامات ارشد کشور دست زده اند. روایت های نادرست دیگری نیز از سوی برخی سیاسیون داخلی و صدا و سیما ساخته شده که طبیعتا برگ برنده ای برای دشمن ایران و تضعیف صحنه داخلی ایران است. بیانیه چند نفر از اعضای مجلس خبرگان ، قطع سخنان رییس تیم مذاکره در مصاحبه زنده از سوی رسانه ملی ، تجمع علیه وزارت امور خارجه ، تهدید به مرگ رییس جمهور از سوی برخی مداحان در تریبون عمومی، حمله فیزیکی و اهانت جمعی از تندروها به رئیسجمهور و وزیر خارجه در مراسم آیینی و ملی تشییع پیکر رهبر شهید ، متهم کردن پزشکیان و قالیباف به «خیانت» و «کودتا» ، سوء استفاده از آیات قرآن در مراسم رسمی وداع با پیکر رهبر شهید و موارد متعدد دیگر شواهدی بر این موضوع است.
القای این روایات نادرست از سوی گروه های کوچک تندرو، موجب ایجاد پرسشهای جدی شده است که «چه کسی واقعاً کشور را اداره میکند؟ » ؛ ساختن روایت های غلط از اختلاف نظر بر سر موضوع جنگ و صلحِ که در اختیار رهبری است، صرفا بیان اختلاف نظر سیاسی بین دو حزب یا گروه سیاسی و مذهبی نیست بلکه نشان دادن تصویری از خلأ و اختلال در نظام تصمیم گیری در ایران است . نشان دادن خلأ تصمیم گیری در این موضوع ملی ، دشمن را به بازگشت به جنگ برای جبران شکست در اهداف جنگ ۴۰ روزه تحریک می کند.
۱ – ۲. اختلاف بر سر یادداشت تفاهم؛ دوگانه سازی مذاکره یا جنگ
یادداشت تفاهم ۱۴ بندی ۲۸ خرداد، در طرف ایران به جای ساختن روایت واقعی از مقاومت ملی ایرانیان ، پیروزی شگرف نظامیان در دفاع از کیان کشور، نماد عقلانیت مقامات سیاسی ایران و نهایتا ایجاد اجماع ملی، متاسفانه به صف شکن در درون سیاست داخلی ایران تبدیل شده است. این گروه معتقدند ایران نباید به هیچوجه با آمریکا مذاکره میکرد و باید به جنگ تا پیروزی نظامی بر آمریکا و تسلیم آن ادامه می داد بی آنکه تصوریری واقعی از توان نظامی دو طرف ارائه دهند.
در مقابل، تیم مذاکرهکننده به رهبری قالیباف ، پزشکیان و عراقچی، یادداشت تفاهم را دستاوردی برای پایان دادن جنگ ، بهبود فروش نفت و جلوگیری از تشدید وخامت اوضاع اقتصادی و نمادی از شکستن اراده دشمن برای نابودی تمدن ایران میدانند.
تشدید افراطی اختلاف نظر بر سر موضوع جنگ و صلحی که در اختیار رهبری است، بجای تحکیم انسجام ، به شکافهای ظاهری در میان مقامات تصمیم ساز در حوزه سیاست خارجی و داخلی دامن زده است و سیگنال تضعیف تیم مذاکره را به سمت مقابل مخابره می کند.
در تاریخ منازعات ۴۷ ساله ایران و آمریکا ، سابقه ندارد که مذاکره کنندگان از سوی رهبری و رییس جمهور حمایت نشده باشند . بعنوان نمونه رهبر شهید انقلاب در هنگام و پس از مذاکرات برجام بارها از تیم مذاکره با توصیفات شگفت انگیزی یاد کرده اند:
« هیچ کس نباید این مجموعه مذاکرهکنندگان ما را سازشکار بداند؛ این غلط است. نباید مأموری را که مشغول یک کاری است مورد تضعیف یا توهین یا بعضی از تعبیراتی – که اینها سازشکارند و مانند اینها – قرار داد.» – ۱۳۹۲/۸/۱۲
« خرسندی خود را از اینکه … کوشش خستگیناپذیر مذاکرهکنندگان، سرانجام طرفهای مقابل را وادار به عقبنشینی و رفع بخشی از آن تحریمهای زورگویانه کرد، ابراز میدارم.» – ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
ساختن روایت های غلط از اختلاف نظر بر سر موضوع جنگ و صلحِ که در اختیار رهبری است، نشان دادن تصویری غلط از جایگاه رهبری و تشتت و آشوب در مورد یک تصمیم ملی است. دخالت افراد فاقد صلاحیت در این امور و تحریک مردم به مخالفت با مقامات مأذون از سوی رهبری مانند مذاگره کنندگان و اعضای شورای عالی امنیت ملی، نه تنها تضعیف جایگاه رهبری و آسیب رساندن به انسجام ملی است بلکه دادن سیگنال غلط به میز مقابل مبنی بر اینکه قدرت سایه قویتر از قدرت صحنه در ایران است.
ساختن روایت شکست از پیروزی ملت ایران از طرف دشمن پدیده طبیعی است اما ساختن این روایت غلط از سوی طرف ایرانی ، خواه دارای مسئولیت باشد و خواه دارای قدرت سایه و بی مسئولیت باشد، دادن پیام به میز طرف دیگر نزاع برای اتخاذ استراتژی دیگری غیر از تفاهم است. از سوی دیگر این روایات غلط از اختلاف بین سران کشور، پیامی را به میز طرف مقابل مخابره می کند که تیم مذاکره نه تنها فاقد اختیار برای تفاهم است بلکه طرف ایران احساس پیروزی ندارد و خواهان بازگشت به جنگ است. از اینرو متاسفانه گروه های کوچک تندرو با اختلاف افکنی در موضوع جنگ و صلح، در مسیر خواست دشمن به سرعت پیش می روند!
بخش دوم : صحنه اقتصادی ایران؛ فشار بیسابقه و تابآوری در حال فرسایش
۲-۱. تورم افسارگسیخته و کاهش قدرت خرید و فشار بر معیشت
دادههای اقتصادی ایران در تیرماه ۱۴۰۵، تصویر هشداردهندهای را نشان میدهد. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم سالانه به ۸۸.۶ درصد و نرخ تورم مواد غذایی به ۱۳۳.۹ درصد جهش کرده است. صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرده است که تولید ناخالص داخلی واقعی ایران در سال ۲۰۲۶ حدود ۶.۱ درصد کوچکتر خواهد شد.
با تشدید تنش ها ، نرخ ارز در بازار آزاد به حدود ۱۸۸ هزار تومان در برابر هر دلار رسیده است. متوسط درآمد ماهانه در ایران حدود ۱۵۰ دلار تخمین زده میشود که بسیار پایینتر از خط فقر حدود ۳۵۰ دلار برای یک خانواده است. همه این شاخص ها علائم هشدار دهنده ای برای احتمال بروز نارضایتی عمومی می دهند.
۲-۳. خسارتهای جنگ و کاهش صادرات غیرنفتی
جنگ خسارتهای سنگینی به بخشهای صنعتی ایران وارد کرده است. تولید پتروشیمی در برخی مجتمعها تا ۹۸ درصد کاهش یافته است. تولید پتروشیمی به طور کلی ۷۵ درصد کاهش داشته است. صادرات نفت ایران در ماه مه به حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافته که پایینترین سطح از ژانویه ۲۰۲۵ است.
با این حال، در ژوئن ۲۰۲۶، ایران احتمالا موفق شد در بازه اجرای تفاهمنامه ۲۸ خرداد حدود ۱۰۰ میلیون بشکه نفت صادر کند و درآمدی حدود ۷ میلیارد دلار ایجاد کند. اما این درآمدهای نفتی موقتی، به دلیل بازگشت تحریمها در ۷ تیر، دوباره در معرض تهدید قرار گرفته است.
بخش سوم : تاثیر صحنه داخلی ایران بر سایر سطوح؛
۳-۱. تأثیر شکاف داخلی ایران بر میز دوجانبه مذاکره با آمریکا
شکافهای داخلی ایران، بزرگترین نقطه ضعف در مذاکرات با آمریکا بوده است. تندروها عملاً بهانهای برای نقض توافق توسط ترامپ فراهم کردند. آثار اختلافات داخلی ایران ، بوضوح در صحنه سیاست خارجی آمریکا مشهود است :
- ترامپ در ۸ ژوئیه، آتشبس را «تمامشده» اعلام کرد و محاصره اقتصادی کشور را بازگردانده است.
- جیدی ونس، برای نخستین بار بهصورت رسمی از وجود «انشعاب بین تندروها و عملگرایان» در ایران سخن گفت و آن را عامل اصلی «از سرگیری رویارویی» دانست. او به صراحت اعلام کرد که دولت آمریکا «هنوز فرصتی برای ادامه مسیر دیپلماتیک میبیند»، اما همزمان پاسخ نظامی میدهد.. پیام پنهان ونس این است که واشنگتن از شکاف در صحنه ایران حتما سوء استفاده خواهد کرد.
- جان بولتون؛ معمار جنگهای آمریکا در مصاحبه ۱۵ ژوئیه با «ایندیا تودی» با استنباط از روایت ساخته شده از سوی تندروهای ایرانی در مورد نظام تصمیم گیری در ایران ادعا کرد که آمریکا با افرادی در ایران مذاکره کرده که قدرت واقعی در اختیار ندارند تحلیل بولتون نشان میدهد که در واشنگتن، «خلأ تصمیمگیری در ایران» بهعنوان یک واقعیت قطعی پذیرفته شده است و این ادراک، هرگونه محاسبه نظامی در سمت آمریکا را تغییر داده است.
با این حال ، پاسخ متقابل ایران به حملات اخیر آمریکا، در بحرین و کویت، اگرچه نشاندهنده توان بازدارندگی نامتقارن است، اما در شرایطی که اختلافات داخلی بر سر ادامه جنگ یا مذاکره پابرجاست، تصویر ایران را بهعنوان بازیگری با «اراده واحد» تضعیف کرده و دشمن را برای از سرگیری تجاوزات جسور کرده است.
۳-۳. تأثیر شکاف داخلی بر صحنه افکار عمومی : انتقام یا تلافی
اگرچه خشونت تندروها علیه رئیسجمهور و وزیر خارجه، تصویر ایران را در افکار عمومی جهان تخریب کرده است و رسانههای بینالمللی این رویدادها را بهعنوان «شکاف در رأس قدرت ایران» پوشش داده و این روایت، قدرت چانهزنی ایران را در مذاکرات تضعیف کرده است اما موضوع مهمتری که هم باعث اختلاف داخلی و هم تاثیر بر افکار عمومی جهان خواهد شد ، خونخواهی یا تلافی است.
بنظر می رسد ساختن تصویر « انتقام » به مفهوم « تلافی» در داخل کشور هم بر خلاف خواست رهبر شهید و رهبر معظم انقلاب است و هم روایت نادرستی از ایران در افکار عمومی جهان بر جای خواهد گذاشت. انتقام، دفع دائمی ، بیزاری و مجازات شر از موضع عزت است و لزوماً باید زمانی انجام شود که استیلا و برتری وجود دارد در حالیکه تلافی از راه ترور یا قتل ، تسویه حساب است . انقلاب اسلامی ایران هیچگاه بدنبال تلافی و تسویه حساب با استکبار جهانی نبوده و شواهد کافی بر عدم تلافی از جمله ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران در سال ۱۳۶۷، شهادت سردار سلیمانی ، شهادت دهها نفر از مقامات کشور در جنگ ۱۲ روزه ، و … وجود دارد چراکه تلافی و تسویه حساب ، دشمن جنایتکار را در افکار عمومی جهان به جایگاه قبل از جنایت باز می گرداند. برعکس ، دیدگاه رهبر شهید انقلاب و رهبر معظم انقلاب ، هر دو بر پیگیری جنایات دشمن در محاکم داخلی و خارجی برای بی آبرو کردن ، دفع دائمی شر و بیزاری جستن و مجازات آنهاست :
« اگر پیگیری این موضوع ( جنایات آمریکا و اسراییل در جنگ ۱۲ روزه ) و مراجعهی به دادگاههای بینالمللی و حقوقی و همچنین دادگاههای داخلی، بیست سال هم طول بکشد، اشکال ندارد؛ باید این کار دنبال بشود. بایستی یقهی جنایتکار گرفته بشود. بالاخره ممکن است یک دادگاه بینالمللی را انسان متّهم کند و واقع هم همین باشد که وابسته باشد به فلان قدرت؛ خیلی خب، یک روز اینجور است، یک روز هم نیست؛ یک روز هم میبینید یک قاضیای آنجا پیدا میشود که قاضی مستقلّی است. این قضیّه را خیلی جدّی بگیرید،. رهبر شهید انقلاب ۲۵/۰۴/۱۴۰۴ »
« لازمهی توجّه و اهتمام به اجرای دستور رهبر شهید انقلاب در آخرین دیدار مسئولان قضائی با ایشان در تیرماه سال گذشته نسبت به رسیدگی به جنایات صورت گرفته در جنگ تحمیلی دوم، تسرّی دادن آن به جنگ تحمیلی سوم و پیگیری مستمر آن تا وصول به حکم و واگذاری اجرای آن به عناصر صالحه است. این اقدام بهنوبهی خود از تکرار این قبیل جنایات پیشگیری خواهد نمود. رهبر معظم انقلاب ۰۷/۰۴/۱۴۰۵ »
در دو پیام ارزنده رهبران کشور ، خونخواهی و انتقام ، هیچ نشانه ای از جنگ طلبی و خونریزی ندارد بلکه تاکید بر پذیرش دیپلماسی خارجی و دفاع در محاکم داخلی و خارجی علیه دشمن جنایتکار و تروریست است تا برای همیشه بیزاری از آنها در افکار عمومی جهان فریاد زده شود.
شعار سازی و تحریک مردم به تلافی، تسویه حساب، جنگ طلبی و خونریزی ، نه تنها برخلاف راه امام و رهبر شهید و رهبر جدید ایران است بلکه صحنه افکار عمومی جهان را نیز از حمایت ملت مظلوم ایران دور خواهد کرد. برعکس ، بیزاری از جنایتکاران و دفع دائمی شر از طریق جلب افکار عمومی و قواعد مورد پذیرش داخلی و بین المللی ، صحنه و میز افکار عمومی را بنفع ایران جلب خواهد کرد .
بخش چهارم: پیشنهادات برای تابآوری ایران در مناقشه منجمد
بر اساس تحلیل صحنه و میز داخلی ایران در چارچوب مدل تحلیل منازعات چندسطحی، پیشنهادات زیر برای مدیریت تابآوری ایران در مناقشه منجمد ارائه میشود:
۴-۱. بازسازی انسجام داخلی؛ اولویت نخست
الف) شفافسازی درباره جایگاه رهبری: ایجاد ابهام درباره اینکه «چه کسی واقعاً کشور را اداره میکند و در مورد امر ملی جنگ و صلح تصمیم می گیرد» ، بزرگترین تهدید برای انسجام ملی است. نظام باید هرچه سریعتر درباره جایگاه رهبری و فرآیند تصمیمگیری در مورد اختیار و مسئولیت رهبری برای فرمان صلح ( و مذاکره برای صلح) و جنگ ( و عدم توافق و بازگشت به جنگ ) شفافسازی کند تا از بروز خلأ قدرت و بهرهبرداری دشمن جلوگیری شود. حمایت همه جانبه از سربازان مذاکره به همان اندازه حمایت از سربازان لانچر و محافظ تنگه هرمز اهمیت دارد؛ همانگونه که در کلام رهبر شهید نیز بارها تکرار شد.
ب) کنترل تندروها و جلوگیری از ایجاد انتظارات نابجا : تحریک به ازسرگیری جنگ و دعوت به تلافی کردن ترورهای آمریکا و اسراییل ، نشاندهنده نفوذ تندروها در تصمیمگیریهای میدانی است. نظام باید بر نهادهای تصمیم ساز نظارت بیشتری داشته باشد تا از اقداماتی که بهانهای برای نقض توافق توسط آمریکا فراهم میکند، جلوگیری شود. انتقام بمنزله تلافی ، ایران را در صحنه افکار عمومی جهان به عقب می راند در حالیکه انتقام بمنزله بیزاری و دفع شر از موضع عزت، ایران را برنده میدان افکار عمومی خواهد کرد.
ج) ایجاد اجماع ملی بر سر استراتژی کلان: اختلافات آشکار میان تیم مذاکرهکننده و تندروها، تصویر ایران را تضعیف کرده است. ایجاد یک «اتاق جنگ رسانه ای» برای اثر گذاری بر افکار عمومی داخلی و جهان بسیار ضروری است. این موضوع بسیار با اهمیتی است که در پیام نوروزی رهبر انقلاب مشهود بود.
« یک مسیر دشمن، عملیات رسانهای او است که در این ایام بطور خاص با نشانهگیری ذهن و روان آحادی از مردم قصد خدشه در وحدت ملّی و به تبَع در امنیت ملی را دارد. ما باید مواظب باشیم تا مبادا در اثر سهلانگاری و بدست خود ما این قصد شوم تحقق یابد. از این رو توصیهام به رسانههای داخلی کشورمان با همه تفاوتهای فکری، سیاسی و فرهنگی که ممکن است داشته باشند این است که از پرداختن به نقاط ضعف بطور جدی خودداری کنند. در غیر اینصورت امکان وصول دشمن به مقصودش وجود دارد 29.12.1404 .»
۴-۲. مدیریت اقتصادی و کاهش فشار بر معیشت
در شرایط جنگی و مناقشه منجمد کوتاه مدت ، دولت باید از یکسو با مدیریت هدفمند قیمتها ، نرخ بهره و عرضه ارز، از نوسانات شدید که به تورم دامن میزند، جلوگیری کند و از سوی دیگر دولت باید یارانهها را هدفمندتر و شفافتر توزیع کند تا از نارضایتی عمومی و بروز ناآرامیهای اجتماعی که مورد انتظار دشمن است جلوگیری نماید.
۴-۳. دیپلماسی هوشمند و مدیریت روایتها
الف) بهرهگیری از شکاف آمریکا-اسرائیل: شکاف فزاینده میان واشنگتن و تلآویو، فرصتی برای ایران است. ایران باید در مذاکرات بر تضمینهای عملی برای مهار اسرائیل پافشاری کند.
ب) فعالسازی دیپلماسی چندجانبه: با توجه به نقش پاکستان بهعنوان میانجی و حمایت چین و روسیه، ایران باید بر ایجاد معماری تضمین چندلایه متمرکز شود که در آن کشورهای همسایه، چین و روسیه به ذینفعان مستقیم ثبات تبدیل شوند. این موضوع نیز در پیام نوروزی رهبر انقلاب اهمیت ویژه داشت که متاسفانه مورد غفلت واقع شده است.
« آنچه بنده در بیانیه نخستین در مورد دیدگاه و سیاست نظام در باب مراوده با کشورهای همسایه ذکر کردهام، امری جدی و واقعی است. ما جُدا از عنصر همسایگی، عناصر معنوی دیگری که در صدر همه اشتراک در تدین به دین مبین اسلام است و همچنین وجود مَشاهد مشرفه و اماکن مقدسه در بعضی از آن و حضور ایرانیانِ زیادی بعنوان ساکن و شاغل در بعضی دیگر و قومیت مشترک یا همزبانی یا منافع راهبردی مشترک بخصوص در مقابل جبهه استکبار در بعضی دیگر که هر یک به تنهایی در جای خود میتواند تحکیمکننده روابط حسنه باشد، را سراغ داریم. ۲۹.۱۲.۱۴۰۴ »
ج) مدیریت روایتها در افکار عمومی: خشونت علیه رئیسجمهور و وزیر خارجه، تصویر ایران را تخریب کرده است. نظام باید با ارائه روایتی از «وحدت ملی» و «تابآوری در برابر فشارها»، این تصویر را اصلاح کند.
۴-۴ . تقویت بازدارندگی ژئواکونوپلیتیکی شرطی
همانگونه که در «معمای تضمین» اشاره شد، ایران باید بر طراحی و نهادینهسازی «بازدارندگی ژئواکونوپلیتیکی شرطی» متمرکز شود؛ سازوکاری که در آن تداوم مذاکره برای تفاهم باید همراه با این شرط باشد که هرگونه نقض اساسی توافق، بهصورت خودکار به ایران اجازه دهد تا اقدامات بازدارندگی خود را به سطح قبل از توافق بازگرداند.
نتیجهگیری؛ صحنه و میز داخلی ایران ، کلید پیروزی در مناقشه منجمد
مدل تحلیل منازعات چندسطحی نشان میدهد که مهمترین میدان نبرد ایران در مناقشه منجمد، میز داخلی است. شکافهای آشکار در رأس قدرت، اختلافات بر سر یادداشت تفاهم، و فشارهای اقتصادی بیسابقه، همگی عواملی هستند که تابآوری ایران را در سایر سطوح (مذاکرات با آمریکا، میز منطقهای و افکار عمومی) تضعیف کردهاند.
اگر ایران بتواند با بازسازی انسجام داخلی، مدیریت فشارهای اقتصادی، و ایجاد اجماع بر سر استراتژی کلان، میز داخلی خود را تثبیت کند، میتواند از شکافهای موجود در ائتلاف آمریکا-اسرائیل بهعنوان اهرم فشار استفاده کرده و آمریکا را به سمت پذیرش صلح پایدار سوق دهد. در غیر این صورت، شکافهای داخلی، بزرگترین تهدید برای موقعیت ایران در مناقشه منجمد خواهند بود و ممکن است به فروپاشی تدریجی تابآوری ایران در ماههای آینده منجر شوند.
مسأله واقعی ایران در ماههای آینده، نه صرفاً مهار اسرائیل یا مذاکره با آمریکا، بلکه بازسازی انسجام داخلی و تبدیل «شکافهای سیاسی» به «سرمایه راهبردی» است.
انتهای پیام




