اعتدالیون برمی‌گردند؟

آرمان ملی نوشت: اگر دلسوز نظام جمهوری اسلامی هستیم و فارغ از دیدگاه‌های مختلف به دنبال آنیم که جمهوری اسلامی سرافراز‌تر باشد، باید بر روی موازین اعتقادی که جمهوری اسلامی بر اساس آن پایه‌گذاری شده ایستاد و از آن چشم‌انداز به مسائل نگاه کنیم. کسانی که از بن دندان و عمق جان به نظام جمهوری اسلامی با همه ویژگی‌های آن معتقد هستند، به دنبال آنند که تکلیف و وظیفه خود را در برابر انقلاب و مردم انجام دهند. در ایران به علت فقدان وجود حزب این اشخاص هستند که تلاش‌هایی می‌کنند که در عرصه سیاسی نقش‌آفرینی کنند لذا هر فردی در جمهوری اسلامی بر اساس اعتقاد و بر اساس تکلیف و وظیفه‌ای که عهده دارد؛ هر زمانی احساس کند که باید به عرصه سیاسی ورود کند؛ می‌تواند وارد صحنه رسمی سیاسی شود. از این رو نه تنها نباید منعی برای او قرار داد بلکه باید وی را تشویق به حضور در عرصه سیاسی کرد. هر فردی که براساس مبانی انقلاب اسلامی بخواهد به عرصه سیاست ورود پیدا کند و باری بردارد، به صورت طبیعی نباید مانعی در مسیر او ایجاد کرد. تمامی نیروهای سیاسی نیز به عنوان اینکه قصد دارند به وظایف و تکالیف خود رسیدگی کنند به عرصه سیاسی ورود پیدا می‌کنند. در عمل به تکلیف، درگیری و دعوا راهی ندارد و فرد تکلیف خود را انجام می‌دهد و سایرین با وی همراهی می‌کنند و اگر هم همراهی نکردند، مشکلی وجود ندارد و آن فرد نیز نه پشیمان می‌شود و نه پیگیری مسیری که پیموده است را رها می‌کند و نه درگیر می‌شود و تنها به دنبال آن است که وظیفه خود را در برابر مردم کشور و نظام سیاسی انجام دهد. افرادی که دلسوز هستند، نمی‌توانند کنار بایستند وکسی که به تکلیف خود عمل می‌کند اگر به کنار گذاشته شود؛ سجده شکر به جا می‌آورد چون دیگر تکلیف و وظیفه‌ای ندارد. باید با این نگاه به ورود برخی به عرصه سیاسی بنگریم؛ که اگر کسی با انگیزه اعتقادی برای کمک به مردم و برای هموار کردن راه و کم کردن بار مشکلات کشور قدمی بردارد و پا جلو بگذارد از او استقبال کرد و هم اینکه دیگران را تشویق کرد که در این جهت گام بردارند. برخی از این افراد روزگاری مسئولیت‌هایی داشتند که بعضا ایراداتی به آنها از سوی رقبا وارد می‌شد. امروز برخی از لزوم بازگشت آنها به قدرت سخن به میان می‌آورند. یکی از این افراد آقای لاریجانی است. نگارنده معتقد است هر شخصی هم در آن زمان که آقای لاریجانی بر صندلی رسانه‌ملی تکیه زده بود؛ تکیه می‌زد بیش از ۸۰ الی ۹۰ درصد همان نیروهایی را استفاده می‌کرد که لاریجانی استفاده کرد. از این منظر نباید عنصر زمان را نادیده گرفت. فردی که در جایگاه مدیریت قرار می‌گیرد را نباید همان فردی دانست که پشت میز خطابه قرار می‌گیرد ومشی فکری خاصی را ارزیابی کرده و مورد حمایت خود قرار می‌دهد. برای حضور افراد در عرصه قدرت باید یک شرط را در نظر گرفت و آن اینکه فرد به نظام اسلامی اعتقاد داشته باشد و اینکه اسلام در اداره امور توانمند است و به اصول قانون اساسی معتقد باشد. اگر چنین نگاهی در فردی بود اما سلیقه او با سایر سلایقی که پشتیبان انقلاب هستند، متفاوت بود؛ نباید به دنبال حذف او بود و یا به دنبال فردی باشند که دقیقا مانند آنها می‌اندیشد. از این منظر آقای لاریجانی خارج از دایره معتقد به نظام نیست و نباید با عینک تنگ نظرانه به وی نگریست البته آقای لاریجانی دیدگاه‌های خاص خود را دارد. باید آنقدر ظرفیت‌ها را بالا برد که بر روی اصول پافشاری کنیم اما بر روی سلایق سختگیری با یکدیگر نکنیم.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *