سه گام مهم در ارتقای تاب‌آوری اجتماعی

دکتر محمدحسن علایی، جامعه‌شناس در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «سه گام مهم در ارتقای تاب‌آوری اجتماعی!» نوشت:

چگونه شرایط را تاب بیاوریم؟در شرایط بحرانی جامعه به چه روشی و با چه رویکردی می‌توانیم تاب‌آوری خود و اطرافیان خود را ارتقا دهیم، چگونه می‌توانیم جامعه‌ی تاب‌آوری داشته باشیم، در بحث‌های مربوط به تاب‌آوری اجتماعی دست کم چنان چه نگارنده به آن معطوف است، گام اول ما درک و فهم وضعیت است اوصاف کلی، جنبه‌های ذهنی و عینی، وجوه مادی و معنوی و نیز سیاسی و اجتماعی و حتی تاریخی و تمدنی موقعیت بحران بایستی به خوبی مورد مداقه قرار گیرد، در خصوص توصیف جامعه‌ی امروز ما می‌توان در یک عبارت بسیار کلی از یک شرایط بی‌ثبات و حساس جنگی در دل یک وضعیت توسعه‌نیافتگی تاریخی سخن به میان آورد، یعنی بایستی به وجوه خشونت بار یک جامعه شبه‌مدرن که خشونت ذاتی بخش لاینفک آن است خشونت‌های ناشی از شرایط جنگی را نیز افزود، جنگی با دو دشمن متجاوز که به هیچ یک از پرنسیب‌ها و قواعد بین‌المللی ملتزم و متعهد نبوده و نیست، چندان که در طول همین جنگ رمضان شاهد آن بودیم و حتی در دوران به اصطلاح آتش بست هم مع الاسف ناظر آن هستیم.

خود شرایط تعلیق فی نفسه سرسام‌آور و طاقت‌فرساست تا چه رسد به اینکه چرخ‌های اقتصاد هم در آن نچرخد و در یک ابرتورم بی سابقه معیشت بسیاری از دهک‌های متوسط و پایین جامعه به خطر جدی افتاده باشد، کشوری که ده‌هاست در زیر بار تحریم‌های کمرشکن تلاش کرده است که تاب بیاورد و از هم نپاشد. بی تردید هم مردم و هم نیروهای دفاعی کشور در این جنگ تحمیلی بسیار بسیار خوش‌ درخشیدند و تا اینجای کار دشمن را به عقب رانده اند که امید است با ثبت این دستاوردها، امنیتی نسبتا پایدار در کشور برقرار گردد. فلذا شناختن اوصاف پدیدارشناختی وضعیت گام اول ارتقای تاب‌آوری اجتماعی است تا در تبیین شرایط، صرفا به سطح تحلیل‌های سیاسی و اخلاقی و روان‌شناختی فرو نغلتیم و با دیدی همه‌جانبه‌نگر به وضعیت بنگریم همین امر می‌تواند به جای خشم‌های کور و بی‌حاصل و هزینه‌آفرین، نوعی پذیرش فعال را در شخص کنش‌گر جایگزین کند و نهایتا به مشارکتی مسئولانه بیانجامد‌.

گام دوم اما، پرسش از معنای زندگی در وضعیت بحران است در دل جنگ و ترومای ناشی از آن معنای زندگی اشخاص رنگ می‌بازد خاصه در زمانه‌ی نیهیلیسم از سر گذراندن یک سوگ و مصیبت بزرگ امری بس دشوار می‌‌نماید، در زمانه‌ی بی معنایی همه ‌ی مرجعیت های سنتی و تکیه‌گاه های اعتقادی فرو می ریزد و شخص در مواجهه‌ی با بلایا و مصائب لنگرگاهی هستی شناختی در وجود خویش نمی یابد فلذا به نوعی بی معنای مضاعف دچار می شود و از سنخی استیصال و درماندگی در سایه ی این بی معنای رنج می برد، یعنی علی رغم اینکه خود مشکل و مصیبت شخص را می رنجاند اینکه از پیدا کردن معنای بر آن عاجز می ماند به دردی مضاعف دچار می‌گردد، فلذا گام دوم در ارتقای تاب‌آوری اجتماعی تمهید و صورت‌بندی معنای زندگی برای شخص و جامعه بحران‌زده تلقی می‌گردد که امری بسیار حیاتی و سرنوشت ساز است‌.

و گام سوم، اهمیت افق گشایی و امید اجتماعی به آینده است که برایند و حاصل جمع مساعی نخبگان و اهالی فرهنگ است، گفتمان‌سازی، نظریه پردازی، تمهید و تقویت سرمایه‌ی اجتماعی موثر برای تولید معنا و نقد و تبیین و توجیه عالمانه‌ی گفنمان‌های اجتماعی از جمله گفتمان انقلاب و مقاومت‌، روایت جمعی و حماسی شکست ها و پیروزی‌ها و ..‌. از دیگر مولفه‌های جامعه‌شناختی در ارتقای سطح تاب‌آوری اجتماعی جامعه تلقی می‌گردد، با آرزوی توفیق برای همه‌ی ایرانیان سرافراز این شرایط خطیر تاریخی و با امید به پیروزی نهائی و حرکت در مسیر رشد و توسعه و تعالی.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *