موجی از خشم و خروش همه شهرهای جهان را فراگرفته است

به گزارش انصاف نیوز، اکونومیست نوشت: اعتراضاتی که اخیرا چند کشور را در برگرفت، حامل چهره ای آشنا بود. یک ماسک نمادین که لبخندی بر لب و سبیلی کوتاه داشت و متعلق به یک گروه هکر ناشناس بود. گروهی که از سال ۱۹۸۰ فعالیت می کند و این ماسک به سمبل این گروه تبدیل شده است. یک شخصیت گرافیکی به نشانه ((v  یعنی پیروزی که برای تحقیر عوامل دولتی در برابر موج تظاهرات کنندگان از آن استفاده می شود.

تظاهرات کنندگان در این چند کشور خاستگاه های متفاوتی داشتند. در برزیل، مردم به خاطر افزایش قیمت بلیت اتوبوس شورش کردند و درترکیه معترضان به ساخت و ساز دریک پارک اعتراض داشتند. در اندونزی آنها قیمت بالای سوخت را نمی پذیرفتند. در بلغارستان علیه پارتی بازی مقامات دولتی شوریدند. در منطقه اروپا علیه سیاست های ریاضت طلبانه راهپیمایی کردند و در بهار عرب تقریبا علیه همه چیز! هر تظاهرات کننده خشمگینی نیز به شیوه و روش خود این خشم را ابراز می کرد.

درست مثل سال های ۱۸۴۸، ۱۹۶۸و ۱۹۸۹، یعنی زمانی که مردم یک صدای شاخص پیدا کرده بودند و تظاهرات معترضان یک تم عمومی داشت. در فاصله چند هفته از یک کشور به کشور دیگری سرایت می کرد و اعتراضات به شکل حیرت آوری گسترش می یافت. آنها خواهان دموکراسی بودند و با نظام های دیکتاتوری مخالفت می کردند. آنها وابسته به طبقه متوسط بودند نه لابی های دارای نفوذ که فهرستی از درخواست های مشخص داشته باشند. آنها ترکیبی از جشن و سرور و خشم و خروش را به نمایش می گذاشتند. نمایشی که در مجموع با فساد، ناکارآمدی و خودسری دولت ها مخالف بود.

هیچ کس نمی داند سال ۲۰۱۳ جهان چگونه تغییری خواهد داشت. در سال ۱۹۸۹ امپراتوری شوروی سابق به لرزه در آمد و فروپاشید. این درحالی است که مارکس اعتقاد داشت ۱۸۴۸ مصادف با نخستین موج انقلاب های کارگری خواهد بود که بعد از چند دهه رشد و شکوفایی کاپیتالیسم به ظهور رسیده و آن را درخواهد نوردید. سال ۱۹۶۸ اما زمانی بود که رادیکالیسم تغییر جهت داد و به جای سیاست سر از مسایل دیگری در آورد. با این همه باید گفت ویژگی های تازه و درشرف تکوین اعتراضات در سال ۲۰۱۳ همچنان غیر قابل تشخیص است. به ویژه برای سیاستمدارانی که می خواهند همان سیاست های قدیمی خود را دنبال کنند باید گفت خبرهای خوشی در راه نیست.

از فضای مجازی تا خیابان

آهنگ این اعتراضات با رشد تکنولوژی و گسترش آن شتاب گرفته است. نمونه های این تاثیرپذیری را در هر دو شهر سائوپولو و استانبول می توان دید زیرا اعتراض کنندگان از طریق فضای مجازی سازماندهی می شدند. جایی که در آن اطلاعات به سرعت پخش می شد و دیگران تشویق به همراهی می شدند و در مجموع موجی فراگیر را پدید می آورد.

هرکس با یک تلفن همراه وقایع را تصویربرداری می کرد و داستان را شرح می داد. شرحی که صحت آن تقریبا قابل اثبات نبود. وقتی پلیس در پارک قزی استانبول به روی تظاهرات کنندگان آتش گشود، ویدیوهای مربوط به آن به سرعت در توییتر پخش شد. بعد از آن بود که ترک ها خیابان ها را بستند تا خشم خود را ابراز کنند. درجریان این اقدام بود که تعدادی از تظاهرات کنندگان از سوی پلیس کشته شده و معترضان نیز آتش روشن کردند تا به رفتار وحشیانه آنها اعتراض کرده باشند. حتی شاید برخی وقایع اولیه سندیت مشخصی نداشت اما به مرور تبدیل به یک اعتراض عمومی و فراگیر شد.

این بار مانند گذشته تظاهرات کنندگان از سوی اتحادیه صنفی یا سایر گروه های خاص سازماندهی نمی شدند. حتی برخی از آنها از سوی گروه های کوچکی مثلا برای اعتراض به افزایش نرخ کرایه ها درسائوپولو شکل می گرفت اما خبرهای مربوط به این حادثه به سرعت در فضای مجازی پخش می شد و به طور خودجوش به معترضان یک احساس سرمستی و نشاط می داد تا به اعتراض شان ادامه دهند. فقدان سازماندهی نقطه ضعفی است که موجب می شود تا این گروه ها برنامه مشخصی نداشته باشند. برزیلی هایی که به افزایش بهای بلیت اعتراض می کردند بعد شروع کردند به محکوم کردن همه چیز؛ از فساد اداری گرفته تا خدمات عمومی. در بلغارستان کار به جایی رسید که معترضان خواستار سرنگونی دولتی شدند که به تازگی منصوب شده بود و آن وقت به بعد بود که دیگر کسی حاضر به شنیدن صدای معترضان نشد.

این امکانات که موجب پخش سریع صدای معترضان در فضای مجازی می شود می تواند به همان سرعت هم ناپدید شود. یک نمونه اش چادرهایی بود که معترضان در سال ۲۰۱۱ در کشورهای غربی برپا می کردند و هدف شان اعتراض به فساد بود. آنها واقعا نارضایتی عمیقی داشتند اما دیدیم که بلافاصله بعد از مدتی مثل توده های ابر دیگر اثری از آنها نماند.

در مصر معترضان نسبت به کمبود و کاستی خدمات دولتی در همه زمینه ها اعتراض داشتند. اعتراضات این کشور فراتر از فضای مجازی رفته و توانست در خیابان ها یک اپوزیسیون قوی را شکل دهد. در اروپا بحث بر سر این بود که چگونه می توان دولت را کوچک کرد. هربار معترضان هدف های جدیدی پیدا می کنند. اخیرا در یونان بسته شدن یک شبکه تلویزیونی موجی از اعتراض ها را به دنبال داشت. بعضی وقت ها مثل شورش جوانان مهاجر در سوئد و یا بریتانیا در سال ۲۰۱۱ جلوه گر می شود و جوانانی در آن شرکت می جویند که احساس می کنند از رفاهی که در اطراف شان وجود دارد محروم گشته اند. سوئد کشوری است که سطح بالایی از جوانان بیکار دارد. بسیاری از جوانان در بریتانیا از مسایل تحصیلی رنج می برند. در شرایط دشوار اقتصادی بسیاری خواهان نوعی اصلاحات برای بهبود شرایط زندگی شان می شوند. این رفاه و آسایش در زمینه خدمات عمومی خود را نشان می دهد. در یک جامعه نابرابر مانند برزیل بین طبقات ثروتمند و مردمان فقیر شکاف عمیقی وجود دارد. در برزیل روند تولید سالانه کند شده و از ۵/۷ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۹/۰ درصد در سال گذشته رسیده است. در اندونزی، جایی که تولید سالانه داخلی زیر ۰۰/۵ هزار دلار است به طور طبیعی خانواده هایی هستند که سوبسید های مربوط به سوخت را از دست بدهند.

مساله مهم تر در این جهان پرتنش، انتظارات سیاسی طبقه متوسطی است که به سرعت دارد رشد می کند. در اواخر سال گذشته جوانان تحصیل کرده هندی در چندین شهر به خیابان ها ریختند تا نسبت به اقدام جنایت کارانه یک گروه تجاوزگر به یک دانشجوی ۲۳ ساله رشته پزشکی اعتراض کنند. هدف اعتراض کنندگان این بود که می گفتند چرا دولت از زنان کمتر حمایت می کند. سال ۲۰۱۱ نیز این کشور شاهد موجی از یک تظاهرات بزرگ تر بود که در آن طبقه متوسط شهری نسبت به فساد گسترده اداری اعتراض داشتند و می گفتند در برخورد با هر اداره کوچک دولتی دامنگیر مراجعه کنندگان می شود. در ترکیه تعداد دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاه ها از سال ۱۹۹۵ تا کنون هرساله به میزان ۸/۰ درحال افزایش است. این جوانان تحصیل کرده متعلق به طبقه متوسط هستند و با افکار سنتی و محافظه کارانه رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه اصطکاک پیدا می کنند. اردوغان خواستار محدودیت هایی شده و می خواهد کنترل بیشتری را بر خرید و فروش مشروبات الکلی اعمال کند. حدود ۴۰ میلیون برزیلی که طی ۸ سال گذشته از بسیاری چیزها محروم شده اند نمی خواهند به بهای ساخت یک استادیوم ورزشی از خدمات عمومی محروم گردند.

از برزیل تا پکن

در سال جاری میلادی اعتراضات چه گستره تازه ای پیدا خواهد کرد؟ یک ارزیابی بدبینانه می گوید شرایط  سخت تر خواهد شد. بخصوص اگر هر روزه بخواهند میلیون ها نفر به خیابان ها بریزند. معنای این حرف آن است که منطقه اروپا تابستان داغ تری را نسبت به سال گذشته خواهد داشت. در برزیل، دیلما روسف رییس جمهور این کشور خواستار یک بازنگری اساسی در سیاست های دولت شد اما این امر نه آسان خواهد بود و نه سریع. با این حال باید گفت این گونه اعتراضات در مجموع موجب بهبود وضعیت دموکراسی در کشورها خواهد شد. معترضان ثابت کرده اند که قدرت سرنگونی دیکتاتورها را دارند.

دولت چین تلاش کرد تا اعتراضات را محدود به یک منطقه خاص کرده و از ملی شدن آن جلوگیری کند. عربستان سعودی نیز با اقدامات امنیتی خود توانست تا حدودی مخالفانش را ساکت کند. در روسیه مخالفان یا به زندان انداخته شدند یا تطمیع شدند. در عین حال دولت هایی هم بودند که در برابر اعتراضات از زور استفاده کردند و روز به روز ضعیف تر شدند. سلطان اردوغان در ترکیه این شیوه را در پیش گرفت. طی دو سال گذشته دیکتاتورهای خاورمیانه خواب خوشی نداشتند. با توسعه این اعتراضات در سال ۲۰۱۳ پادشاه عربستان و حاکمان روسیه و چین نیز دیگر آن آرامش گذشته را نخواهند داشت.

منبع: اکونومیست

ترجمه: شفقنا

انتهای پیام

بانک صادرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا