“سیاستهای زنگنه احمدینژادی نیست”
برخی «وزیری هامانه» وی را یادآور اولین مخالفت اعضای کابینه دولت نهم با تصمیماتی میدانند که در روزهای تصدی او بر وزارت نفت، آغاز شده بود. کاظم وزیری هامانه را باید جزء اولین مدیرانی دانست که به دلیل مخالفت با سیاستهای احمدینژادی از کابینه دولت نهم کنار گذاشته شد؛ آن هم با سابقهای که وی در کنار شیخالوزرای آن روزها و وزیر نفت فعلی داشت. شاید به همین دلیل هم بود که وی به دستورات رئیس دولت نهم برای ورود برخی از غیرنفتیها به ساختمان طالقانی مخالفت و در نهایت با وزارت نفت خداحافظی کرد. اما گوشهنشینی اولین وزیر نفت دولت نهم، با بازگشت بیژن زنگنه به وزارت نفت همزمان شد و زنگنه به یکباره وزیری هامانه را از دفترش در میدان مادر به ساختمان طالقانی دعوت کرد؛ وزیر اسبقی که در روز معارفه وزیر جدید نفت – که البته این مراسم به وقت دیگری هم موکول شد – در دفتر خود به گفتوگو با آرمان نشست، ۲ هفته بعد به قائم مقام وزیر نفت منصوب شد. هرچند برخی نسبت به پارهای از فعالیتهای ضربتی این روزهای زنگنه انتقاد میکنند اما وزیری هامانه کماکان معتقد است که متوقف نشدن برخی طرحها میتواند هزینههای بس سنگینتری را داشته باشد. وزیری هامانه مقایسه عملکرد نفتی احمدینژاد با فعالیتهای این روزهای زنگنه را بلاتشبیه دانسته و تاکید میکند که با وجود ثبت شدن اسمش به عنوان اولین وزیر نفت دولت احمدینژاد، هیچ اعتقادی به سیاستهای وی در حوزه نفت نداشته است. به اذعان وی، در زمان دولت نهم مدیرانی به وزارت نفت پا گذاشتند که بویی از نفت نبرده و آشنایی با این حوزه نداشتند. وی همین مسئله را چالش اصلی دانسته و عنوان میکند: اگر میخواهید بر سر حوزهای بلایی بیاورید، بهترین کار ورود نیروهای ناآشنا به حوزه مربوطه است، این افراد به راحتی میتوانند همه جا از جمله نفت را شخم بزنند.
به گزارش انصاف نیوز، در ادامه متن گفتوگوی آرمان با وی را میخوانید:
از فعالیتهای آقای زنگنه شروع کنیم. چطور شما که اولین وزیر نفت آقای احمدینژاد بودید، از انتخاب آقای زنگنه به عنوان وزیر نفت دولت یازدهم حمایت کردید؟
من اولین وزیر دولت نهم بودم اما این فعالیت تنها به مدت ۲ سال طول کشید و به دلیل اختلاف نظر و سلیقه که در برخی سیاستها با آقای احمدینژاد داشتم، خیلی زود از تیم وی جدا شدم. نظرات من به لحاظ اداره نفت و استقلال این صنعت، به نظرات آقای زنگنه نزدیک بود. هرچند که با هر ۲ نفر کار کردم اما معتقدم وزیر نفت باید با اختیار انتخاب شود و همچنین به وی اختیار لازم داده شود. نمیتوان اینطور کار کرد که یکی دستور دهد و دیگری اجرا کند. آقای احمدینژاد با همه اینگونه بود که همه را مسئول دفتر خود میدانست و تصور میکرد که همه باید دستور وی را اجرا کنند. البته من در این رابطه از همان ابتدا با وی شرط گذاشته بودم و وی قبول کرده بود اما گویا به تدریج به این نتیجه رسید که اختلاف نظر من با وی زیاد است. در همان زمان بود که من از بدنه دولت جدا شدم.
مساله اختلاف سلیقه که به آن اشاره کردید فقط در مورد تغییرات مدیریتی دیده میشد یا در سیاستهای کلان هم این مسئله به چشم میخورد؟
باید اینطور بگویم که عامل اصلی جدا شدن من مسئله عزل و نصبها بود که به خصوص در مسئله نصب آقای کردان نمود بیشتری پیدا کرد. هرچند که اینها بخشی از یک مسئله جامعتر بود. در حقیقت صنعت نفت صنعتی است که در همه دنیا یک ویژگی خاص داشته و شباهتهای زیادی به هم دارد. صنعت نفت در کشورهای دیگر چه به صورت خصوصی باشد و چه تحت تاثیر دولت، شرایط و ویژگیهای خاص خود را دارد. معمولا صنعت نفت اینگونه است که با مقررات دیوانی اداره نمیشود و در همه کشورها هم اینگونه است. نکتهای که در آن زمان وجود داشت این بود که آقای احمدینژاد این مسئله را در صنعت نفت در نظر نمیگرفت و قصد داشت در تمام تصمیمات مربوط به این صنعت دخالت کند و خود آن را اداره کند. به طور کلی وزرایی که کوچکترین انتقادی به دولت داشتند، برکنار میشدند. افرادی که در این دولت ماندگار شده و ادامه دادند، کسانی بودند که دستور میگرفتند و تنها به اجرای آن میپرداختند اما واقعیت این است که صنعت نفت را نمیتوان اینگونه اداره کرد. علت حمایت من از وزیر فعلی نیز به دلیل سابقه و تجربهای است که در این زمینه دارد چرا که آقای زنگنه حدود ۲۲ سال سابقه وزارت دارد و حوزه نفت را نیز به خوبی میشناسد و البته با مدیریت انرژی کشور کاملاً آشناست. باید توجه کرد که صنعت نفت ایران در شرایط فعلی به روز سیاه نشسته است و نیاز به نیرویی برای نجات از این وضعیت دارد. صنعت نفت به آدمی نیاز دارد که مدیریت قوی داشته باشد و بتواند آن را جمع و جور کرده و به وضع قبلی بازگرداند. من این ویژگی را در آقای زنگنه میبینم، هرچند که کاندیدای دیگری به غیر از ایشان به صورت رسمی اعلام نشده بود که بتوان نسبت به آن موضعگیری کرد. مسئله دیگر این بود که اگر آقای زنگنه رای نمیآورد، صنعت نفت مدتی با سرپرست اداره میشد که ضایعه جدیدی به این صنعت وارد میشد. در حقیقت عقل حکم میکند که از وی حمایت کنیم.
الان فعالیتهای آقای زنگنه را چطور میبینید؟ این را در مقایسه با آقای احمدینژاد چطور ارزیابی میکنید؟
من بعید میدانم سیاستهای آقای زنگنه دستور از بالا باشد، چراکه انشاءا… یاران وی در کمک با وی وارد بدنه نفت خواهند شد. در سیاستهای کلان و برنامهای که وی ارائه کرده نیز تفاوت با برنامههای قبلی دیده میشود. تا جایی که برخی اختلاف نظرهایی که با وی داشتم در برنامه جدید ایشان اصلاح شده است. مسئله احداث پالایشگاهها یکی از همین موارد است که در برنامه ایشان به صورت جدی دیده شده است. البته هنوز فعالیت زیادی صورت نگرفته که بتوان آن را ارزیابی کرد. در شرایط فعلی باید همه افرادی که در صنعت نفت بوده و آشنایی با این صنعت دارند کمک کنند تا صنعت نفت از این وضعیت نجات پیدا کند. در حقیقت این یک نگاه شخصی به فردی خاص نیست بلکه نگاه حمایت از صنعت نفت است تا بتوان آن را از این وضعیت نجات داد.
در همین مدت کم هم رویکرد کنار گذاشتن فعالیت دولتهای قبلی دیده شد که پیش از این از سوی دولت نهم دیده میشد. این چنین فعالیتها را چطور میبینید؟
آقای احمدینژاد در مورد صنعت نفت سیاست خاصی، تعریف نکرده بود. اولین حضور ایشان در بخش نفت با مطرح کردن مسئله مافیای نفتی بود و بعد هم با وجود اینکه من سرپرست وزارت نفت بودم، به دلیل توقعات غیرمتعارف از من، به نوعی کنار گذاشته شدم. در همین زمان، افراد دیگری به مجلس معرفی شدند و زمانی که این افراد رای اعتماد را از مجلس نگرفتند، دوباره حضور من مطرح شد. برداشت من این بود که من وزیر مورد نظر آقای احمدینژاد نیستم. میتوانم بگویم که وی در مدتی که من در وزارت نفت بودم، نقشی در صنعت نفت – به معنای ورود در این صنعت- نداشت و من کار خودم را انجام میدادم. البته مواردی را هیات دولت تصویب میکرد و من موظف به اجرای آن بودم. درآن دوره وی اعمال سیاستی نداشت که آن را با سیاستهای آقای زنگنه مقایسه کنم.
سوال من در واقع اشاره کلی به عادتهایی است که دولت نهم داشت و رسم بر کنار زدن سیاستهای اجرا شده از سوی دولتهای قبلی.
خب، درست است چرا که آقای احمدینژاد همه تلاشهای دولتهای پیش از دولت خود را صفر تلقی و تصور میکرد که آغاز این نظام از زمان آغاز فعالیتهای دولت نهم است. این یک فرهنگ خود بزرگبینی بود که در وی دیده میشد و نتیجه آن هم رویگردان شدن طرفداران او بود.
پس این مساله را به دستورهای اخیر وزیر نفت دولت یازدهم شبیه نمیدانید؟
اصلا این مسئله قابل مقایسه نیست چراکه در لغو برخی قراردادهای نفتی دولت دهم، نتیجه کاملا مشخص است. در دولت دهم قرارداد اجرای فازهای پارس جنوبی در مدت ۳۵ ماه امضا شد. هر فردی با کوچکترین شناخت از صنعت نفت و حجم کار و نیازهای این واحدها میتواند دریابد که امکان به نتیجه رسیدن ۱۷ فاز پارس جنوبی در مدت ۳۵ ماه وجود ندارد. البته اگر این توان برای اتمام فازهای مربوطه وجود میداشت نیز با تشدید تحریمها، امکان اجرای آن در این بازه زمانی وجود ندارد. در واقع این فقط یک بلوف سیاسی بود. در حال حاضر بهترین کار این است که این فازها و دیگر پروژههایی که در پارس جنوبی و به طور کلی صنعت نفت بهویژه در میادین مشترک وجود دارد اولویتبندی شده و با توجه به توان اجرایی و امکانات کشور به ترتیب و تدریج اجرا شود.
این کنار به معنای کنار گذاشتن طرحهایی نیست که پیش از این هزینههایی صرف آنها شده است؟
خیر. البته فراموش نکنید که این هزینه پیش از این از سوی آقای احمدینژاد به صنعت نفت تحمیل شده است. باید کاری کرد که هزینههای بیشتری تحمیل نشود.
در میادین مستقل هم وضع به همین صورت است؟
بله. باید توجه کرد که وضع برای جذب منابع خارجی به راحتی نیست. باید اعتبارهای موجود را در پروژههایی خرج کرد که سریعتر به نتیجه برسند و جلوی برداشت شرکا در میادین مشترک گرفته شود. مثلاً اگر پیشرفت پروژه ۱۰ درصد است باید متوقف شود چراکه پروژههایی که با دوره طولانی ساخت به بهره برداری برسند، به دلیل گرمای جنوب، با فرسودگی همراه میشوند و روزی که به بهرهبرداری میرسند، دوره استهلاک را هم پشت سر گذاشتهاند. باید پروژههایی که در مورد میدانهای مشترک وجود دارد نیز اولویتبندی شود که پروژههایی که بیشترین بازدهی را دارد در اولویت اول قرار گیرند. شاید خود همین کار سبب شود که ظرفیت مورد نیاز برای میزان تولید، به راحتی با این میادین تامین شود. این اولویتبندی به معنای پسرفت نیست بلکه باید جلوی ضرر بیشتر را بگیریم.
در میادین مشترک با توجه به عقبماندگی ما از رقبا، پیشبینی میکنید تا سال آینده به نتیجه مناسبی در این رابطه برسیم؟
با توجه به توان مدیریتی وزیر نفت جدید، اگر دولت مساعدت لازم بکند و نیروهای مجرب نفت نیز به نفت برگردند و همکاری کنند امکان انجام این امر دور از انتظار نیست. اما باید توجه کرد که تحریم هم در این میان تاثیرگذار است و باید به طریقی از کشورهای صاحب سرمایه، منابعی را به دست آورد و راههای جدیدی برای جذب سرمایه پیدا کرد. حتی میتوان سرمایههای سرگردان داخل کشور را که هر روز مسیر خود را به سمت جدیدی تغییر میدهند، به سمت نفت هدایت و از آن استفاده کرد. پیشبینی من این است که ظرف ۲ سال میتوان میزان تولید و اوضاع کلی صنعت نفت را به روال عادی بازگرداند. باید در این میان از افرادی که تجربه کافی داشتهاند اما در سالهای اخیر گوشهنشین شدهاند نیز استفاده کرد. این افراد باید در بازسازی نیروی انسانی در کنار جوانترها مورد استفاده قرار گیرند و حداقل در ۴ سال اول وزارت نفت، انتقال دانش و تجربه به نیروهای جوان صورت گیرد و بهعبارتی مدیران جوان برای اداره صنعت نفت آماده شوند.
به گفته شما صنعت نفت ایران اوضاع خوبی ندارد. این صنعتی که آقای زنگنه تحویل گرفته، از کجا باید کار بازسازی خود را آغاز کند؟
اگر کسی بخواهد مشکلی ایجاد کند بهترین کار، واگذاری مسئولیتها به نیروهای نامناسب و غیرمتخصص است چراکه در این صورت، ناخودآگاه تشکیلات مربوطه از هم میپاشد. به عنوان مثال در دوره آقای احمدینژاد مدیرانی وارد صنعت نفت شدهاند که حتی ساختمان وزارت نفت را هم ندیده بودند. همین نیروها وضع صنعت نفت را به شکل امروزی رساندند.
لایه نفتی پارس جنوبی چه وضعیتی دارد؟
وضعیتی که ما در لایه نفتی پارس جنوبی داریم بسیار نامطلوب است. ما برداشتی نداریم ولی کشور همسایه حدود ۴۵۰ هزار بشکه در روز تولید انجام میدهد که وضع نامناسب ما در مقابل شریک قطری را نشان میدهد. شخم زدن که پیش از این به آن اشاره کرده بودم هم همین بود، کسانی به عنوان مدیران نفتی به این صنعت تحمیل شدند که هیچ آشناییای با صنعت نفت نداشتند و به دستور رئیس جمهوری فعالیتهای خود را اجرا میکردند. البته افزایش تولید نفت بعد از آقای زنگنه هم ادامه پیدا کرد که علاوه بر افت طبیعی تولید که در شرایط عادی بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار بشکه است جبران شده و تولید نیز از ۴ میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه زمان ایشان به حدود ۴ میلیون و ۲۵۰ هزار بشکه در روز نیز رسید. طبق برنامه ۵ساله باید ظرفیت تولید به ۵ میلیون بشکه در روز برسد. ضمن اینکه آقای زنگنه باید در حوزه گاز نیز فعالیتهایی را انجام دهد و اگر امسال نتوانیم فازهای جدید را به تولید برسانیم، با خاموشی روبرو میشویم. متاسفانه پالایشگاه ستاره خلیج فارس در آن زمان با وجود تلاشهای بسیاری که شد به نتیجه نرسید و پول آن در جای دیگری خرج شد. همین پروژه در شرایط فعلی اولویت آقای زنگنه است که در صورت اجرا میتواند ۵/۳۶ میلیون لیتر به تولید بنزین کشور اضافه کند و دیگر نیازی به واردات بنزین نخواهد بود و صادر کننده بنزین خواهیم شد.
مسالهای که مطرح میشد این بود که افت تولید به دلیل توجه نشدن به ضریب بازیافت است.
همه در کنار هم است. اگر مدتی از چاهی تولید نشود، باید ابتدا آن را تعمیر و بعد از آن استفاده کرد. در مورد نفت هم وضع به این صورت است که مجموعه عملیات نفتی برای حفظ تولید و استفاده بیشتر از میدان لازم است. اما در شرایط عادی هم باید برای کلیه برنامهها اولویتبندی کرد. وقتی سوخت نیروگاهها با مشکل روبرو است نمیتوان تنها به ضریب بازیافت نگاه کرد و گاز به میادین تزریق کرد. رساندن گاز به نیروگاهها بهرغم هرزرفت اجباری است و خلاصه اکل میته جایز میشود. الان کار آقای زنگنه از دیگر وزرا سختتر است و به همین دلیل من از ایشان دفاع کردم.
اخیرا آقای فیروزآبادی عنوان کردند که نیروهای نظامی آمادگی کنارهگیری از اقتصاد را دارند. در حوزه نفت چقدر این نیروها فعالیت دارند و چقدر بخش خصوصی نفت این توان را دارد که این مسئولیت را به عهده بگیرد؟
حضور قرارگاه خاتمالانبیاء در یک دورهای صورت گرفته و به تدریج بوده است و طبیعتا با حضور آنها، برخی از شرکتهای بخش خصوصی به حاشیه رفته و توانشان از دست رفته است. قطعا این بازگشت نباید به صورت یکشبه باشد. نکته بعدی این است که نباید فکر کرد که قرارگاه خاتم به تنهایی فعالیت میکرد بلکه پروژهها را به بخش خصوصی واگذار میکرد و از آنها کمک میگرفت. به هر حال وجود قرارگاه در زمانی ضروری بود و فکر میکنم یک مرتبه نیز نباید از کار اجرایی خارج شود.
البته این بخش خصوصی که به آن اشاره میکنید نیز از نیروهای نظامی نبوده است؟
بله. برخی از اینها بخش خصوصی واقعی بوده است حتی بسیاری از افراد که در پروژهها مشغول بودهاند نیز نیروی نظامی نبودهاند که خروج آنها چندان ضرورتی ندارد و حداقل باید به تدریج صورت گیرد و جایگزین شود. همین مسئله را هم باید اولویتبندی کرد چراکه پروژههای با درصد بالای پیشرفت را نباید منتقل کرد. این مسئله باعث ایجاد توقف میشود که طولانیتر شدن اجرای پروژه را در پی دارد و خود به یک تدبیر ویژه نیازمند است. البته بخشی از نیروهای نظامی هم توانمند هستند و باید از توانایی آنها استفاده شود.
مسالهای که مدتی پیش شما در مورد اختلاس ۳ هزار میلیاردی عنوان کرده بودید این بود که این اتفاق بدون همکاری بدنه دولت امکانپذیر نبود. آیا این مسئله در مورد مافیای نفت نیز صحت دارد؟
باید اینطور گفت که چیزی به نام مافیای نفت وجود ندارد و اگر هم باشد قطعاً در خارج از بخش نفت است. یعنی افرادی هستند که میخواهند با ورود به بدنه نفت به رانت مشخصی دست پیدا کنند. البته در مورد امروز نمیتوانم صحبت کنم اما در زمان وزارت من هم که این مسئله مطرح شد، عنوان کردم که دستگاه قضایی باید به این مسئله ورود کند و ارتباطی به مدیریت صنعت نفت ندارد. اگر قبول داریم که دستگاههای نظارتی فعالیت میکنند، باید از این طریق برای برخورد با مافیایی که گفته میشد، اقدام میکردند، نه این که یک حرف سیاسی به دلیل برخی ذهنیتهای مردم زده شود تا از طریق آن کسب رأی شود. من در آن زمان با این مسئله برخورد کردم. در کل من قبول ندارم که کارکنان نفت که با ضوابط نظام وارد این بدنه شدهاند، متخلف و اهل مافیا باشند و افراد همکلاس و هم دانشکدهای آنها سالم و پاک معرفی شوند. در آن زمان هم گفتم که اگر چنین چیزی واقعاً وجود دارد باید با آن برخورد کنید و هیچکس حق جلوگیری از آن را ندارد.
انتهای پیام
