مقصود فراستخواه: در بحرانیم، چیزی حل نشده فقط جمع شده

ضرورت بازگشت به «عقلانیت و گروه‌های میانی» | جامعه هنوز ظرفیت‌ها و رمق‌هایی دارد

نگار فیض‌آبادی،‌ انصاف نیوز: مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، «خودآگاهی ملی» را لازمه‌ی یک جامعه‌ی توسعه‌یافته دانست. به نظر او در حال حاضر «شکاف دولت- ملت» به گونه‌ای است که به آسانی نمی‌توان آن را ترمیم کرد.

دکتر فراستخواه پنج‌شنبه ۹ بهمن در گفت‌وگویی تفصیلی با انصاف نیوز ضمن توضیحاتی درباره‌ی مفهوم «خودآگاهی ملی» نگاهی آسیب‌شناسانه به ناآرامی‌ها و اعتراضات دی ۱۴۰۴ داشت و روندهای طی شده تا امروز را مرور کرد. متن این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

«مشروعیت نهاد دولت مسئله دارد»

انصاف نیوز: وقتی درباره‌ی خودآگاهی جمعی حرف می‌زنیم، نمی‌توانیم همه‌چیز را به عوامل روانی تقلیل بدهیم. از طرفی می‌دانیم برای ویرایش هر کتابی، باید اول آن را خواند. این خودآگاهی ملی چطور اتفاق می‌افتد؟

فراستخواه: خودآگاهی ملی یا جمعی به شکل اجتماعی ساخته می‌شود و به بستر اجتماعی نیاز دارد چون بافت‌مند است. وقتی نهاد دولت مشکل داشته باشد و شاهد شکاف ملت و دولت باشیم، خودآگاهی ملی آسیب می‌بیند.

وقتی مشروعیت نهاد دولت دچار مسئله باشد، نماینده‌ی اکثریت نباشد، منافع خاصی را دنبال کند و شاهد انحصار باشیم، با مشکلات مختلفی مواجه می‌شویم. دولت مثال است، می‌شود درباره‌ی رسانه‌ها و همین‌طور سایر نهادها هم این موضوعات را مطرح کرد.

انصاف نیوز: مولفه‌های خودآگاهی ملی چیست و آن را چطور تعریف می‌کنید؟

فراستخواه: باید از اصطلاح کلهون استفاده کنم که کتابی با عنوان «ملت‌ها مهم‌اند» دارد. کلهون درباره‌ی روایت مشترک ملت‌ها صحبت می‌کند. ملت‌هایی که احساس می‌کنند متعلق به یک زادگاه هستند.

همه‌ی ما دیدگاه‌های مختلفی داریم ولی یک ما، هویت و we-ness باید وجود داشته باشد. از مایی صحبت می‌‌کنم که ریشه‌ی زادگاهی و سرزمینی داشته باشد. هر کسی می‌تواند دیدگاه و طبقه‌ی خودش را داشته باشد اما زیستِ کرامت‌مند داشته باشد.

منظور کلهون از اهمیت ملت‌ها این است که ملت‌هایی که مهم شمرده می‌شوند، دولتی دارند که منتخب همه‌ی آنها و نه فقط یک اقلیت کوچک است.

فراستخواه: «نبود خودآگاهی ملی هزینه دارد»

انصاف نیوز: در ایران وضعیت چطور است؟

فراستخواه: انتظار می‌رود ۸۰- ۹۰ درصد واجدان رای برای انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند. کسانی که به هر دلیلی در انتخابات شرکت نمی‌کنند هم باید فضا، قوانین، رسانه، فرصت‌هایی برای ابراز نظرشان تا دوره‌ی بعدی داشته باشند. منظورم گردش قدرت و انتخابات قابل اعتماد است تا دیدگاه‌های بیشتری به رسمیت شناخته شوند. مهم است که احساس برابری باشد. نمی‌شود با تبعیض خودآگاهی ملی وجود داشته باشد.

انصاف نیوز: اینکه بدانیم تبعیض وجود دارد، می‌تواند جزئی از خودآگاهی ملی ما باشد؟

فراستخواه: درست است اما صحبت من شکلِ ایجابی خودآگاهی است. نوعی خودآگاهی که مولد است، استقرار دارد و ملت‌سازی می‌کند و جامعه در برابر مخاطرات مختلف می‌تواند تاب بیاورد.

انصاف نیوز: و ما الان آن را نداریم؟

فراستخواه: نه متاسفانه. ما این را از دست داریم.

انصاف نیوز: هزینه‌‌اش را چطور می‌پردازیم؟

فراستخواه: مشخص است که هزینه دارد. چطور می‌شود که ملتی احساس کند دولتی وجود دارد که سازمان اجتماعی (نهادهای مدنی، حزبی، محلی، صنفی و حرفه‌ای و…) را به رسمیت نمی‌شناسد؟حاکمیت باید بتواند با اجتماع نخبگانی جامعه ارتباط برقرار کند چون از این طریق می‌شود اختلافات را حل کرد.

ما ۹۱ میلیون جمعیت با تنوع بالا هستیم. وقتی می‌گوییم خودآگاهی ملی، باید دربرگیرنده‌ی تنوع‌ها و دیدگاه‌های مختلف سیاسی، مذهبی و… باشد.

به تحلیل خودآگاهی ملی نیاز داریم. خودآگاهی ملی از جنس‌ آگاهی مشترک است. آگاهی باید تاملی، واقع‌نگر، شواهدنگر و انتقادی باشد نه از نوع کاذب. در خودآگاهی واقعی نباید فقط به تعریف‌های خاصی از اقلیتی بپردازیم. با در نظر گرفتن شواهد تاریخی و سرزمینی می‌توانیم به این خودآگاهی ملی برسیم.

از خودآگاهی انقلابی تا امروز | «ایران به جای جهانداری جهان‌ستیزی کرد»

انصاف نیوز: نقش حافظه‌ی تمدنی در خودآگاهی ملی چیست؟

فراستخواه: بله، اگر آن حافظه‌ی تمدنی براساس تفکر انتقادی و… باشد می‌تواند به خودآگاهی ملی کمک کند. می‌خواهم شکل مشکل‌ساز خودآگاهی ملی را بگویم که مصداقش آلمان نازی است که از دل آن هیلتر و فاشیسم درآمد و دنیا را به ویرانی کشید.

انصاف نیوز: که شکل توده‌ای هم پیدا کرد…

فراستخواه: بله. چون مردم به هر آنچه هیتلر می‌گفت گوش می‌کردند و زندگی را برای خیلی‌ها به آتش کشیدند. وقتی می‌گفتند ژرمن‌ها، دیگر بقیه را در نظر نگرفتند. اسرائیل صهیونی هم همین‌طور. آنجا نوعی خودآگاهی ملی یک‌جانبه در قالب سرزمین موعود وجود دارد که باعث شد سرزمین انسان‌های بی‌گناه را نابود کند. شوروی استالینی و آمریکای ترامپی هم نمونه‌ای از خودآگاهی ملی معیوب است.

انصاف نیوز: ما در ایران عمدتا شعار «ما می‌توانیم» می‌دهیم اما چقدر به نقایص خودمان آگاه هستیم؟

فراستخواه: وقتی خودآگاهی ملی صورت‌بندی یک‌جانبه و ایدئولوژیک پیدا می‌کند، به وضعیت امروز می‌رسیم. آن خودآگاهی انقلابی که اول انقلاب شکل گرفت یک‌جانبه بود. ایرانی که باید جهانداری می‌کرد، جهان‌ستیزی کرد. چند دهه دیپلماسی به شکل نادرستی داشتیم و برایمان هزینه‌های بسیار سنگینی داشته است.

انصاف نیوز: مثلا چه هزینه‌هایی؟

فراستخواه: نابودی یک ملت و سرزمین و سقوط تمدن پیامد آن است. تاریخ با ما عقد نبسته است که هر کاری کنید، ما شما را حفظ می‌کنیم.

هشدارِ مقصود فراستخواه: «برخی سیاست‌ها می‌تواند کشور را نابود کند»

انصاف نیوز: آقای دکتر دارید هشدار می‌دهید؟

فراستخواه: بله کاملا. من به عنوان شهروند ترس دارم. سیاست‌هایی که وجود دارد، می‌تواند کشور و فرهنگ را نابود کند. نسل‌های جوانی که…

انصاف نیوز: مثل اعتراضات دی که افراد ۱۷-۱۸ ساله وارد خیابان شدند؟

فراستخواه: بله، کسانی که ۹۰ درصدشان زیر ۳۰ سال هستند، سهمی در انتخابات و… ندارد.

انصاف نیوز: یعنی در انتخابات نبودند اما به خیابان آمدند؟

فراستخواه: بله. کسانی در خیابان هزینه دادند. این‌ها شکل‌هایی از لطمه خوردن به خودآگاهی ملی است. شکل ایدئولوژیک خودآگاهی ملی که از طریق پروپاگاندای دولت و رسانه‌های انحصاری ساخته می‌شود و روایت‌هایی را به نام فرهنگ و تمدن ایرانی خودش را قالب کرده است.

وقتی گروه‌های ذی‌نفع، گروه‌های مذهبی خاص افراطی و… ایدئولوژی‌های خودشان را از طریق تبلیغات و نفوذ در احساسات مذهبی قالب کردند، باب عقلانیت را بستند و خودشان قدرتی را به وجود آوردند و آن را به عنوان هویت ایرانی و اسلامی تعریف کردند و این را به عنوان خودآگاهی ارائه دادند.

سنت‌‌های درهم ریخته و وضعیت‌های تروماتیک (ذهن زخمی) و… باعث می‌شود مردم به ایدئولوژی‌های مخرب گرایش پیدا کنند و از این طریق خودآگاهی ملی شکل دیگری پیدا می‌کند و حتی تخریب می‌شود.

وقتی خشم‌های فروخورده و اندوه‌ها ابراز نشوند و محرومیت‌ها مزمن شوند و مردم صدا نداشته باشند و نتوانند در انتخابات رضایت‌بخش شرکت کنند، وضعیت تروماتیکی به وجود می‌آید.

انصاف نیوز: یعنی نوعی عصیان…

فراستخواه: بله، عصیان و خشم اجتماعی که نمی‌تواند در گفت‌وگوهای اجتماعی نمود پیدا کند.

انصاف نیوز: درواقع خشمی که حل نمی‌شود و فقط تخلیه می‌شود؟

فراستخواه: بله و به شکل مخربی هم تخلیه می‌شود.

انصاف نیوز: اعتراضات دی ۱۴۰۴ را می‌توان مصداق این مورد در نظر گرفت؟

فراستخواه: بله. یک نمونه‌اش همین است. درطول چند دهه اعتراضاتی داشتیم. در دهه‌ی ۷۰ ریشه‌ی اقتصادی داشت. کسانی در جنبش سبز اعتمادشان را به صندوق از دست دادند، سال ۹۶، ۹۸ و همین‌طور ۱۴۰۱. مثلا در ۱۴۰۱ تبعیض جنسیتی احساس شد. مشارکت اقتصادی زنان در ایران حداکثر ۱۴ درصد است.

«از توسعه عقب ماندیم»

انصاف نیوز: درحالی‌که زنان نیمی از جمعیت ایران هستند.

فراستخواه: بله. اتفاقا با سواد و با استعدادند. جمعیت مشارکت‌جوی توانمندی که دچار محرومیت‌های تاریخی زیادی شدند و نمی‌توانند به شکل‌های مختلف و قانون‌مند مسائلشان را دنبال کنند.

حتی زنان نتوانستند سبک زندگی‌ خودشان را داشته باشند. این‌ها نشان می‌دهد که بستر قانونی، ساختاری و نهادی وجود ندارد که به خودآگاهی ملی کمک کند و آن را توسعه دهد و از آن برای توسعه‌ی ایران استفاده کند.

ما کشوری هستیم که از توسعه عقب ماندیم. ملت‌هایی هستند که بعد از ما شروع کردند اما توسعه یافتند.

رشد ایدئولوژی‌های اقتدارگرا

انصاف نیوز: ممکن است بخشی از دلیل به این مربوط باشد که ما عادت داریم گذشته را تکرار کنیم؟ از انقلاب صحبت کردید. در دی ۱۴۰۴ عده‌ای شعار پهلوی‌‌خواهی دادند. ممکن است در وضعیتی قرار داشته باشیم که به جای حرکت به سمت توسعه، دچار عقب‌گرد شویم؟

فراستخواه: خواجه عبدالله می‌گوید خدایا همه از آخر می‌ترسند عبدالله از اول می‌ترسد! مشکل این بود که از ابتدا تاریخ چندهزار ساله‌ی ایران را به تاریخ اسلامی و بعد به روایت شیعی محدود کردیم.

روایت شیعی را هم به درکِ گروه خاص و درنهایت به ایدئولوژی سیاسی خاص منحصر کردیم که در نهایت مبنای قانون، انتخابات، حقوق اجتماعی و… شد.

عملا بخشی از فرهنگ و تمدن ایران کنار گذاشته شد. گفتم که ایدئولوژی از تجربه‌ی خشم، تبعیض و احساس ناکامی و دیده نشدن ساخته می‌شود. ایدئولوژی اسلامی ناشی از فقه، در مقابل ایدئولوژی ناشی از سنت پادشاهی‌خواهی قرار می‌گیرد و عمل و عکس‌العمل شکل خواهد گرفت. قبلا گفته بودم که باید برای ایدئولوژی‌های خطرناک و اقتدارگرا خودمان را آماده کنیم.

انصاف نیوز: همان وضعیتی که قبلا هم گفتید «زاد و ولد بحران‌‌ها؟»

فراستخواه: بله، وضعیتی است که از توسعه‌یافتگی فاصله می‌‌گیریم و در نقطه‌های افراطی می‌مانیم و اجماع اجتماعی و توسعه شکل نمی‌‌گیرد. درحال‌حاضر شاهد منازعه‌های خشن و پر هزینه هستیم. درصورتی‌که ملت‌‌های دیگر به فکر انواع و اقسام توسعه هستند.

یک جامعه‌شناس: «میزان نارضایتی‌ها بالاست»

انصاف نیوز: پس فکر و ذکر ما دقیقا کجاست؟

فراستخواه: وضعیت ارزی و تورم ما را ببینید… طبقات متوسط به سمت طبقه‌های پایین‌تر رانده شدند. گروه‌هایی در این اعتراضات دیده شدند که قدرت خریدشان نسبت به قبل کاهش پیدا کرده بود. اعتماد و سرمایه‌‌های اجتماعی کم شده است.

طبق پیمایش‌های سه ماهه از سوی نهادهایی در ایران، مشخص شده است که مردم بالای ۷۰ درصد اعتماد ندارند که دولت بی‌پول است. آمار نارضایتی هم بسیار بالاست. پیمایش‌هایی در دستگاه‌‌های دولتی و داخل کشور انجام شده است.

نظرسنجی گالوپ هم نشان داد که ما ایرانی‌ها تجارب عاطفی منفی زیادی را تجربه می‌کنیم؛ این موضوع ناشی از فروخوردگی‌های مداوم است.

مردم اهل ارتباطات هستند و از اینترنت استفاده می‌کنند اما فیلترینگ را فعال کردند و یک مدتی هم در وضعیت closing بودیم. به‌هرحال در طول این سال‌ها نماینده‌های که رای‌شان زیر ۱۰ درصد بود، بودجه و وقت کشور را با لجاجت در جهت فیلترینگ پیش بردند.

انصاف نیوز: اما عده‌ای مخالف‌اند و می‌گویند نباید دوگانه‌ی امنیت- اقتصاد ساخت.

فراستخواه: حقوق اجتماعی را باید در نظر گرفت. میلیون‌ها ایرانی‌ها با دیدگاه‌‌های مختلف به این کشور دلبستگی دارند. خودآگاهی ملی باید براساس عدالت و حقوق اجتماعی تعریف شود نه براساس منافع یک عده‌ی خاص.

انصاف نیوز: برخی‌ها می‌گویند اینترنت به دلیل شرایط خاص فیلتر شد.

فراستخواه: شرایط خاص را کسانی ایجاد کردند که در طول چند دهه منافع خاصی داشتند و حالا برای رفع مخاطره هم حاضر به گفت‌وگو،‌ توافق مجدد و دست کشیدن از قدرتشان نیستند.

زمانِ از دست‌رفته…

انصاف نیوز: در فضایی که همه در حال فریاد زدن هستند، شما گفت‌وگو را چطور تعریف می‌کنید؟

فراستخواه: قبلا سه زمان را تعریف کردم: زمان طلایی، زمان حساس و زمان از دست رفته… دولت زمان طلایی را برای حل مسائل از دست داد.

انصاف نیوز: یعنی چه سال‌هایی؟

فراستخواه: دهه ۷۰. دوره‌ای که گروه‌های بزرگی در انتخابات شرکت کردند و دنبال اصلاحات و توسعه بودند. آن زمان، دوره‌ی طلایی حکومت برای ایجاد اجماع نخبگانی و توافق چندجانبه، دیپلماسی خلاق و… بود.

آن زمان بحث گفت‌وگوی تمدن‌ها مطرح بود. زمانه‌‌ای بود که برخی از سیاستمداران جهان (مثلا آمریکا) نسبت به برخی از سیاست‌های دهه‌ی ۳۰ خودشان عذرخواهی کردند. کسانی در داخل می‌توانستند به شکاف‌های میان دولت- ملت کمک کنند اما زمان را از دست دادند.

از دهه‌ی ۹۰ ما وارد زمان حساس شدیم. آن زمان فرصت طلایی دست دشمنان ایران افتاد. آن موقع هر قدر منتقدان، خیرخواهان و متفکران گفتند، کسی گوش نکرد. در سال ۹۶ مخالفانی بودند که دفترچه بیمه نداشتند و مجبور شدند به خیابان بیایند. درحالی‌‌که خیابان آخرین جایی است که مردم به صحنه می‌آیند.

شما می‌دانید دختر بلوچستانی چه محرومیت‌هایی دارد؟ اقوام چقدر از حقوقشان محروم شده‌اند؟

صدای بی‌صدایان چه شد؟

انصاف نیوز: اما دولت قرار بود صدای بی‌صدایان باشد… محقق نشد؟

فراستخواه: بله ولی حکومت در زمان طلایی و همین‌طور زمان حساس کار نکرد. به جای آنکه جهان‌داری کنیم، جهان‌ستیزی کردیم. هر وقت با دنیا تعامل و معامله کردیم، تمدن داشتیم. ما هر دانشمند، شاعر و نخبه‌ای داشتیم، در ارتباط با تمدن‌های دیگر ایران را شکل دادند.

حتی قوه‌ی مجریه هم دستش باز نیست که حداقل در این زمان از دست‌رفته، رنج‌های ملت را حل و با دنیا مذاکره کند. اگر کاسبان تحریم، ایدئولوژی‌های بسته، ذهن‌های بیمار و یکدندگی‌ها نبود، وضعیت دیپلماسی ما به شکل امروز نبود.

انصاف نیوز: ممکن است برخی‌ها بگویند ما خواستم مذاکره کنیم اما آنها نخواستند و زیر میز زدند…

فراستخواه: این‌طوری نبود. اگر دیپلماسی خلاق داشتیم این‌گونه نمی‌شد. کاسبان جنگ و تحریم نگذاشتند و پشت برجام را خالی کردند.

انصاف نیوز: درباره‌ی سال ۹۶ می‌فرمایید؟

فراستخواه: بله. البته وارد این بحث نمی‌شوم. وقتی زمان از دست می‌رود، به جای دولت- ملت و وحدت، وضعیت شکننده شکل می‌‌گیرد و ایدئولوژی‌های خطرناک ظاهر می‌شوند که می‌خواهند به گذشته برگردند.

انصاف نیوز: یعنی پهلوی؟

فراستخواه: منظورم اقتدارگرایی است. شخص خاصی مدنظر نیست. کسانی که با وجود ایدئولوژی‌های شدید، دنبال اقتدارگرایی‌ هستند و فکر می‌کنند با اقتدار جدید ناکامی‌ها حل می‌شوند اما این‌طور نیست.

دولتِ شکننده شاخص‌هایی دارد. مثلا آسیب‌پذیر می‌شود و در حالت آنتروپی قرار می‌گیرد. وضعیت دیگر هم شکنندگی ملت است. به دلیل شکنندگی دولت به شکنندگی ملت پرتاب می‌شویم و خودآگاهی ملی خدشه‌دار می‌شود. در این حالت چسبی نیست که گروه‌های مختلف را به هم نزدیک کند و شاهد جنگ ایدئولوژی‌ها خواهیم بود.

دولتی که شکننده نباشد، می‌تواند قبل از آمدن مردم به خیابان ۹۰ درصد مشکلاتشان را حل کنند. مثلا از طریق سازمان اجتماعی. اما نگذاشتند. روزنامه‌ها، صداوسیما، احزاب، انتخابات و… چه وضعیتی دارند؟ وقتی مرجعیت رسانه‌ای از بین برود، مردم از بی‌پناهی رسانه‌های دیگر را می‌بینند.

شاهد شکاف‌های نسلی هستیم. الگوی آموزش و پرورش الگوی پیرمردهاست.

انصاف نیوز: نمی‌شود گفت با تجربه‌ها پشت میز نشسته‌اند؟

فراستخواه: این‌ها صورت‌بندی اشتباهی هستند. کسانی که آفاق نسل امروز را نمی‌دانند و دیدگاه‌های غیرعرفی و خاصی دارند چطور می‌توانند با نسل جدید گفت‌وگوی میان‌نسلی داشته باشند؟ وقتی نسل گذشته با قدرت‌ها و انحصارات مسلط است و می‌خواهد برای سبک‌ زندگی، اینترنت، فضای مدرسه و… تعیین تکلیف کنند، چه حرفی با نسل‌های دیگر دارد؟

چهل و چند سال است معلم هستم و در تمام این سال‌ها متوجه شدم که اختلاف نظر دانشجویان در یک درس زیاد است و می‌بینم آن تلاشی که برای ایجاد توافق می‌کردم، باید بیشتر شود. چه برسد به حقوق و مسائل مردم.

راه ترمیم زخم‌ها چیست؟ | «رفراندوم برگزار کنند»

انصاف نیوز: آقای دکتر هر زمان درباره‌ی «ما» صحبت می‌کنید، ملت را کنار دولت می‌آورید. به‌هرحال شرایطی پیش آمده است و ما به وضعیت امروز رسیده‌ایم اما تا ابد نمی‌توانیم فقط به زخم‌هایمان نگاه کنیم. ملت ممکن است عاملیتش را از دست باشد و ناامید است، ترمیم زخم‌ها چطور می‌تواند اتفاق بیفتد؟

فراستخواه: بحث طولانی می‌‌خواهد. درباره‌ی زمان از دست رفته گفتم. زمان برای تصمیم‌گیری‌های نهادی دولت دارد از دست می‌رود چون گشودگی ذهن وجود ندارد و هنوز کسانی می‌خواهند برای منافعشان خشونت و غوغا تولید کنند و جلوی گفت‌وگوی اجتماعی و خردورزی جمعی را بگیرند.

یکی از زمان‌های بسیار کوچکی که مانده است، رجوع به آرای مردم یعنی همان همه‌پرسی و رفراندوم است.

انصاف نیوز: ترسی هست که از این گزینه استفاده نمی‌کنند؟

فراستخواه: منافع و ریاست‌ها اجازه نمی‌دهند. گذشتن از قدرت، سیطره، رانت‌ها و امتیازات کار آسانی نیست.

انصاف نیوز: اگر همین‌ها به ضرر قدرت تمام شود چطور؟

فراستخواه: هم به ضرر خودش هم می‌تواند به زیان یک ملت و سرزمین کهن تمام شود. ما در نظام جهانی خوبی هم زندگی نمی‌کنیم. وضعیت دنیا پیچیده است و باید با خرد و عقلانیت و احتیاط پیش رفت ولی ما خیلی خطرسازی می‌کنیم و در فضاهای خیالی تعصب‌آلودِ مذهبی خاصی هستیم و چشم‌مان به واقعیت‌ها بسته شده است.

بازگشت به «عقلانیت و گروه‌های میانی»

انصاف نیوز: این حباب و خودآگاهی کاذب را چطور می‌توان تغییر داد؟

فراستخواه: حاکمیت نمی‌تواند. شاید هم بشود بگوییم نمی‌‌خواهد و اگر بخواهد هم زمان‌هایش را از دست داده است. از نهادهای مدنی و اجتماعی می‌توان کمک گرفت.

انصاف نیوز: مردم این نهادها را می‌پذیرند؟

فراستخواه: خیلی سخت است ولی در جامعه‌ی ایران هوشی وجود دارد. به درستی به خشونت‌گرایی‌ها ارجاع دادید. همچنان با وجود نظرهای رادیکال، هوشمندی‌هایی هست و عقلا و نخبگان میانی هستند و می‌توانند بخشی از آسیب‌پذیری ملی ما را کم کنند.

انصاف نیوز: چطور باید کمک کنند؟ چه کاری می‌شود انجام داد؟

فراستخواه: دولت یک‌دست نیست. بخشی از بلوک سخت همچنان به منافعش چسبیده‌اند و نمی‌‌خواهند واقعیت را بپذیرند.

بیرون از هسته‌های سخت، رده‌های مدیریتی و… وجود دارد که از عقلانیت برخوردار هستند. برخی از این افراد داخل دولت هستند. ما بحران‌های بزرگی مثل حمله‌ی اسکندر را پشت سر گذاشتیم اما ایران از بین نرفت چون نهاد و فرهنگ باقی مانده بود.

ما به کامروایی ملی نیاز داریم اما هسته‌ی سخت قدرت و لایه‌های مسلط توجهی به این موضوع ندارند. ما ظرفیت‌های بروکراتیک موثری در همین وضعیت فعلی در دستگاه‌های دیوانی و مدیریتی کشور داریم که تخصص دارند و می‌توانند صدای جامعه باشند.

«دشمن خودمان شدیم»

انصاف نیوز: یعنی اصلاحات اساسی و جبران مافات گذشته؟

فراستخواه: اصلاحات کلیشه‌ای منظورم نیست. علاوه بر دولت، صنف‌ها، حرفه‌ها، نهادهای مدنی، سمن‌ها و… هستند که به عقلانیت، اخلاق و نوع‌دوستی گرایش دارند که می‌‌خواهند از راه‌های کم‌هزینه‌تر منافع خودشان را دنبال کنند.

این گروه‌ها پنهان هستند اما اگر به جامعه برگردیم وضعیت تغییر می‌کند. البته میدان سیاست‌ورزی عقلانی شخم زده شده است اما جامعه سر جای خودش است و ظرفیت‌ها و رمق‌هایی دارد و می‌شود از راه‌حل‌های اجتماعی کمک گرفت.

خودآگاهی ملی باید رنگین‌کمانی از اقوام و گروه اجتماعی مختلف باشد. ما بودنِ ما کثیر است و هیچ حکومت و دولتی نمی‌تواند مایی را تعریف کند که ۹۱ میلیون نفر را نمایندگی نمی‌کند. هر کسی بخواهد این‌طور عمل کند، حذف خواهد شد.

وضعیت مخرب سیاست‌های فعلی طوری است که ما به هچ دشمن خارجی نیاز نداریم چون ما خودمان با عقل‌گریزی‌ها دشمن خودمان شدیم!

برخی‌ها سکولارند اما جزو ایران هستند و باید این جمعیت را هم دید. قطبیدگی‌ها و شکاف‌هایی ایجاد شد و من تصور نمی‌کنم مردم در هیچ کشوری مسجد و امامزاده را آتش بزنند.

انصاف نیوز: شما معتقد هستید مردم عادی بودند؟

فراستخواه: مردم نه، گروه‌های اجتماعی. می‌دانیم که خشمی در جامعه در حال رشد است و حالت واکنشی پیدا کرده است. این وضعیت در فرهنگ ما نبوده است. فضای اجتماعی و سیاسی به التهابی دچار شده است که بخشی از آن را ممکن است یک طرف و بخشی را طرف دیگر انجام داده باشد.

انصاف نیوز: گفتند که کار دشمن است.

فراستخواه: این حرف ناشی از یک‌جانبه‌گرایی است. من از نظر اجتماعی عرض می‌کنم گروه‌هایی هستند که مذهب را قبول ندارند اما حاضر نیستند کتاب و مسجدی را آتش بزنند اما اگر چنین گرایش‌هایی زمینه پیدا کند، ریشه‌اش در همان سیاست‌هاست.

فراستخواه: «بحران به جای حل، سرکوب شد!»

انصاف نیوز: پس مسائل قابل پیشگیری بودند؟

فراستخواه: بله ولی نادیده گرفته شدند. ما فرصت‌های بزرگی را از دست دادیم. به‌هرحال حکومت یعنی مدیریت حل اختلاف.

انصاف نیوز: بحران بزرگی را پشت سر گذاشتیم…

فراستخواه: در واقع مسئله را جمع و سرکوب کردیم! ریشه‌های بحران هنوز باقی مانده است.

انصاف نیوز: ممکن است آنچه سرکوب شده به شکل زشت‌تری برگردد؟

فراستخواه: مسلما. چون این وضعیت پسابحران نیست بلکه در بحران هستیم فقط به شکل فیزیکی و انتظامی موضوع جمع شده اما حل نشده است. لاپوشانی‌های پر هزینه‌ای شده است.

در ایران خون به پا شد و اصلا چیز کوچکی نیست. چند هزار نفر جان خودشان را از دست دادند و شهروندانی هستند که خانواده و عزیزانی دارند. پشت آن، حقوقی است که سرکوب شده‌ است. احساس نابرابری جامعه را از بین برده است.

آن زمانی که سفارتخانه تصرف می‌کردیم باید متوجه می‌شدیم. حدقل باید بعدش دیپلماسی عقلانی را پیش می‌بردیم. دپیلماسی یعنی زندگی و ارتباط با کشورهای دیگر برای حفظ منافع ملی و ثبات ۹۱ میلیون نفر شهروند ایرانی.

دیگر نمی‌شود فکر و اطلاعات مردم را محدود کرد. مردمی که شاهد ملت‌ها و کشورهایی هستند که پیشرفت کردند. بنابراین آتش زیر خاکستر است و در lost time به سر می‌بریم.

«آه از این وضعیت خون‌بار» | «جامعه در تعلیق است»

انصاف نیوز: جمله‌ی پایانی‌تان؟

فراستخواه: آه… آه از این رنج‌ها و وضعیت خون‌بار. باید به جامعه برگردیم. جامعه در وضعیت تعلیق است. وقتی الان به منزل برمی‌گردم باید به همسایه و خانواده‌ام فکر کنم. نهادهای محلی باید باقی بمانند. هر کسی با حرفه‌ی خودش باید کمک کند. ملت در وضعیت‌های پر رنج می‌تواند به خودآگاهی ملی و مراقبت برگردد.

جامعه‌ی ما نیاز به مراقبت دارد و از آن‌جایی‌که دولت توان مراقبت ندارد، باید مراقبت‌های اجتماعی و رواداری را زنده کنیم.

به مکان‌هایی نیاز داریم که بشود گفت‌وگوهای صلح‌آمیز انجام داد. ما محکوم به زندگی هستیم و اگر دولتی نتوانسته این را درک کند، باید خودمان مراقب همدیگر باشیم. امید لزرانم این است که گروه‌های میانی به جبران مافات بپردازند.

من دیگر داستانی ندارم بگویم. شما درماندگی مرا از نزدیک می‌بینید. روزی داستان داشتم بگویم اما الان شاید داستانکی به نام عقلانیت و مراجعه به نظر مردم وجود داشته باشد تا بلکه رنج ملت را ببیند.


فیلم این مصاحبه را در زیر ببینید:

اگر فیلم را در بالا نمی‌بینید، می‌توانید با کلیک بر این [لینک] فیلم مصاحبه را به‌صورت مستقیم در سایت آپارات و یا از طریق این [لینک] در کانال انصاف در یوتیوب ببینید.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا