در پسِ لفاظیهای دیپلماتیک، ایالات متحده و ایران درگیر یک کشمکش طولانی بر سر قدرتِ تعیینکننده در مورد شلوغترین مسیر تانکرهای نفتی جهان هستند، نبردی بر سر اینکه چه کسی حرف آخر را میزند.
به گزارش انصاف نیوز به نقل از سرویس خبری دولتی چین، از زمان وقوع درگیری نظامی مستقیم گسترده بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران در ۲۸ فوریه، «حمله برقآسا»ی مورد انتظار، به «جنگ فرسایشی» تبدیل شده است.
اگرچه ترامپ علناً و مدام اعلام میکند که «ما پیروز شدیم»، اما طبق جزئیات بیانیهای که شورای عالی امنیت ملی ایران در ۱۸ آوریل منتشر کرد، «ایران دشمن را در میدان نبرد شکست داد و در دهمین روز درگیری، ایالات متحده شروع به درخواست آتشبس و مذاکره کرد».
در حالی که کمتر از یک ساعت و نیم به ضربالاجل تعیین شده از سوی ترامپ باقی مانده بود، آمریکا و ایران میانجیگری پاکستان را پذیرفتند و آتشبس دو هفتهای را اعلام کردند.
بلافاصله پس از اجرایی شدن آتشبس، ایران با کارتی بازی کرد که توجه جهانی را به خود جلب کرد: «طرح ده مادهای».
این طرح علاوه بر درخواست لغو تحریمها، شامل یک بند غیرمعمول است: ایران پیشنهاد میدهد که به جای غرامت مستقیم جنگ، از کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند، «هزینه عبور» دریافت شود. طبق گزارشهای آسوشیدپرس و سایر رسانهها، این هزینه میتواند تا ۲ میلیون دلار برای هر کشتی باشد که برای بازسازی پس از جنگ در نظر گرفته شده است.
تحلیلگران خاطرنشان میکنند که این یک «تحریک» ساده آنطور که توسط خارجیها تصور میشود، نیست؛ از نظر استراتژیستهای تهران، در واقع یک تغییر شکل پیچیده از قوانین است.
آیتالله مجتبی خامنهای، رهبر ایران، در بیانیه خود در تاریخ ۲۰ آوریل، به وضوح خط قرمزی را مشخص کرد: «تلاش برای آغاز مرحله جدیدی در مدیریت تنگه هرمز».
قالیباف، رئیس مجلس ایران، همچنین به افتخار ۱۶۸ کودک دبستانی میناب که در حمله هوایی آمریکا کشته شدند، هیئت مذاکرهکننده خود را «میناب ۱۶۸» نامگذاری کرد.
تحلیلگران میگویند این نامگذاری پیام روشنی میفرستد: ایران پس از پرداخت هزینه سنگین، باید در میز مذاکره «غنائم جنگی» قابل توجهی به دست آورد.
و این «غنیمت» همان کنترل تنگه هرمز است.
ایران در نظر دارد از طریق مدل «آتشبس در ازای عبور»، یک رویه جدید کشتیرانی بینالمللی ایجاد کند: در آینده، کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند باید از قوانین تهران پیروی کنند و حتی ممکن است مجبور به پرداخت «هزینه عبور» شوند.
ترامپ در ۱۶ آوریل در شبکههای اجتماعی از یک «پیروزی» ادعایی دیگر خبر داد و به طور یکجانبه مدعی شد که «ایران موافقت کرده است که تمام اورانیوم غنیشده خود را تحویل دهد» و «ایالات متحده نفت رایگان و دسترسی به تنگه هرمز را دریافت خواهد کرد».
با این حال، شورای عالی امنیت ملی ایران متعاقباً این ادعاها را علناً تکذیب کرد و داستان داخلی را فاش کرد: ایالات متحده «خواستههای جدید و جاهطلبانهتری» مطرح کرد که با «پاسخ قاطع» ایران مواجه شد و مذاکرات در این مرحله بدون نتیجه پایان یافت.
حتی خطرناکتر این است که ترامپ در ۲۰ آوریل به صراحت اعلام کرد که تا زمانی که توافقی حاصل نشود، «محاصره دریایی علیه ایران را لغو نخواهد کرد». این دقیقاً همان چیزی است که ایران بیشترین مشکل را در آن میبیند.
از دیدگاه تهران، برای ایالات متحده کاملاً غیرممکن است که همزمان با اعمال محاصره دریایی، از ایران بخواهد از حق عبور از تنگه هرمز صرف نظر کند. بنابراین، ایران لغو محاصره دریایی را پیشنیاز بازگشت به میز مذاکره قرار داده است.
با نزدیک شدن به ۲۱ آوریل، آتشبس در شرف انقضا بود و اوضاع حساستر هم شد.
موضع آمریکا: در ابتدا قرار بود ونس، معاون رئیس جمهور، به پاکستان سفر کند و ادعا کرد که مذاکرات «طبق برنامه پیش میرود» و حتی اشاره کرد که ترامپ مایل به ملاقات با رهبران ایران است. با این حال، آخرین اعلامیه کاخ سفید حاکی از آن است که پس از اعلام ترامپ مبنی بر تمدید آتشبس و انتظار برای ارائه پیشنهاد مذاکره از سوی ایران، ونس و تیم مذاکرهکننده آمریکا روز سهشنبه به پاکستان سفر نخواهند کرد.
موضع ایران: بیانیهای روشن مبنی بر اینکه «تصمیم عدم شرکت در مذاکرات بدون تغییر باقی میماند.»در عصر روز ۲۱ام آوریل، ایران رسماً از شرکت در دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا که که ادعا میشد ۲۲ام آوریل در اسلامآباد پاکستان برگزار میشود، خودداری کرد. ایران معتقد است که ایالات متحده مانع هرگونه توافق اساسی میشود و شرکت در مذاکرات اتلاف وقت خواهد بود.
ایران منتظر چیست؟ منتظر است تا آمریکا به طور ضمنی اصل «طرح ده مادهای» را بپذیرد.
ماهیت این مذاکرات مدتهاست که فراتر از این پرسش رفته است که آیا جنگ دوباره شعلهور خواهد شد یا خیر؛ این مذاکرات مستقیماً با هدف کنترل «دروازه خلیج فارس» انجام میشود. پل ماسگریو، دانشیار دانشگاه جورج تاون در قطر، معتقد است که ایالات متحده و ایران در مورد موضوع ناوبری در تنگه هرمز اختلافات اساسی دارند و رقابت نظامی بین دو طرف ممکن است «برای مدتی ادامه یابد» زیرا هیچ یک هنوز به «نقطه عطف سیاسی» خود نرسیدهاند.
آتشبس دو هفتهای و تمدید آن یک مصالحه در آخرین لحظه بود که ممکن است بارها تکرار شود. با این حال، حتی اگر هر بار یک سناریوی دقیقه نودی اتفاق بیفتد، تا زمانی که اختلافات اساسی مانند «چه کسی تنگه را کنترل میکند» و «آیا پول دریافت خواهد شد یا خیر» حل نشده باقی بماند، پایه و اساس صلح شکننده خواهد ماند.
انتهای پیام




