تنگه هرمز و عملکرد بومرنگی یک سیاست موثر


مرتضی خبازیان زاده، روزنامه‌نگار در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «تنگه هرمز و عملکرد بومرنگی یک سیاست موثر» نوشت:

توسعه صنعتی مدرن هند به‌صورت جدی از اوایل دهه ۱۹۹۰ شدت گرفت؛ یعنی زمانی که دولت هند اصلاحات اقتصادی گسترده‌ای را آغاز کرد. در همان دوران برای نخستین بار خط لوله انتقال گاز از جنوب خلیج فارس و مشخصا از عمان به هند مطرح شد. پروژه‌ای بلندپروازانه که هرچند در آن دوران خیالی و دور از دسترس به نظر می‌رسید اما به عنوان یکی از راه‌های کاهش وابستگی به راه‌های انتقال سنتی گاز در ذهن مسئولان هندی باقی ماند.

در حال حاضر که ایران توانسته با انسداد تنگه هرمز، سیاست بازدارندگی خود را با قدرت اعمال و با اجرای این سیاست، از تنگه هرمز به مثابه سلاحی موثر استفاده کند، تلاش کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس برای کاستن از تاثیر تنگه هرمز بر مناسبات انرژی، بیشتر شده و پروژه قدیمی انتقال گاز از عمان به هند، بعد از ۲۰ سال بار دیگر مطرح شده است. در عین حال امارات روی افزایش ظرفیت انتقال نفت خود به سواحل شرقی این کشور در حاشیه دریای عمان سرمایه‌گذاری کرده و عربستان سعودی نیز توانسته است انتقال نفت خود را از شرق به غرب این کشور به حد نهایت خود برساند.

هرچند هنوز وابستگی این کشورها به تنگه هرمز بیش از آن است که این تنگه اهمیت استراتژیک خود را از دست بدهد، اما این احتمال وجود دارد که با طولانی شدن اعمال سیاست‌های بازدارندگی از طریق ادامه انسداد تنگه هرمز، کشورهای درگیر با این موضوع در نهایت بتوانند صرف نظر از نفت و محصولات پتروشیمی راه‌های جدیدی برای رفع نیازهای خود پیدا کنند.

تسلط تاریخی ایران بر تنگه هرمز
تنگه هرمز طی دهه‌های گذشته یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی جهان بوده است؛ مسیری باریک بین خلیج فارس و دریای عمان که بخش بزرگی از صادرات نفت، گاز و محصولات پتروشیمی جهان از آن عبور می‌کرده است و برآوردها حاکی است که تقریبا ۲۰ درصد از نفت جهان از این آبراه می‌گذرد و به همین دلیل بستن این آبراه به‌سرعت بازارهای انرژی را تحت تأثیر قرار داده و علاوه بر قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل و حتی نرخ بیمه کشتی‌ها افزایش یافته است.

به همین دلیل، ایران با آگاهی از نقش و تسلط ژئوپلتیک خود از این موقعیت به‌عنوان اهرمی راهبردی استفاده کرده که در جنگ اخیر به نهایت خود رسید. حال پرسش مهم این است که اگر بستن تنگه هرمز ادامه پیدا کند، جهان تا چه زمانی به این مسیر وابسته خواهد ماند و چه زمانی ممکن است ارزش استراتژیک آن کاهش یابد؟ روشن است که در کوتاه‌مدت، تنگه هرمز جایگزین موثری ندارد. کشورهای حاشیه خلیج فارس به‌ویژه عربستان، امارات، عراق، کویت و قطر برای صادرات انرژی خود به این تنگه وابسته‌اند. هرچند برخی خطوط لوله جایگزین ایجاد شده‌اند، اما ظرفیت آنها هنوز بسیار کمتر از حجم عظیم صادرات عبوری از تنگه است.

وابستگی به تنگه هرمز
ادامه‌دار شدن این سیاست انسداد تنگه هرمز، کشورهای منطقه و قدرت‌های اقتصادی جهان را به سمت کاهش وابستگی سوق خواهد داد. عربستان سال‌ها روی خط لوله شرق به غرب خود کار کرده تا بتواند نفت خود را به سواحل غربی خود در دریای سرخ منتقل کرده و از نقش تنگه هرمز بکاهد. امارات نیز سرمایه‌گذاری گسترده‌ای روی بندر فجیره و خطوط لوله متصل به دریای عمان انجام داده است. عراق نیز با وجود همه نزدیکی‌ها به ایران، دنبال مسیرهایی برای انتقال نفت از طریق ترکیه یا اردن است. اگر این پروژه‌ها طی سال‌های آینده گسترش پیدا کنند، بخشی از وابستگی فعلی به هرمز کاهش خواهد یافت.

عامل مهم دیگر، تحول در بازار جهانی انرژی است. در سال‌های اخیر، بسیاری از کشورها تلاش کرده‌اند منابع انرژی خود را متنوع کنند و وابستگی به نفت خاورمیانه را کاهش دهند. افزایش تولید نفت و گاز در آمریکا، رشد انرژی‌های تجدیدپذیر، توسعه خودروهای برقی و سرمایه‌گذاری روی هیدروژن و انرژی پاک، همگی در بلندمدت می‌توانند نقش خلیج فارس را در بازار انرژی جهان کاهش دهند و هرچه ریسک ناامنی در هرمز بیشتر شود، انگیزه کشورها برای سرعت بخشیدن به این روند نیز بیشتر خواهد شد و بعید نیست همین حالا هم از وضعیت نهایت رضایت را داشته باشند.


یافتن نقطه بهینه
با این حال، کاهش اهمیت راهبردی فرآیندی تدریجی است و احتمالاً طی چند سال رخ نخواهد داد و در پنج سال آینده، تنگه هرمز همچنان یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انرژی و کالا باقی مانده و تنش در آن تأثیر فوری بر اقتصاد جهانی خواهد گذاشت. با همه اینها باید تاکید کرد که تنگه هرمز همچنان ابزار ژئوپلیتیکی قدرتمندی در دست ایران است، اما بستن طولانی مدت این آبراهه می‌تواند نتیجه‌ای دوگانه داشته باشد. آنچه که تاکنون در معرض قضاوت قرار نداشته، نقش انسداد تنگه هرمز بر افزایش شدید قیمت کالاهای وارداتی است.

درست است که ایران با داشتن همسایه‌های متعدد و در اختیار داشتن مرزهای طولانی زمینی می‌تواند با توسعه حمل و نقل جاده‌ای تا حدی از احتیاجات خود را رفع کند، اما نمی‌توان از این ابزار در درازمدت استفاده کرد. در جهانی که تمام تلاش‌ها برای کاستن از هزینه‌ها صورت می‌گیرد، نمی‌توان نسبت به افزایش هزینه بی‌تفاوت بود. استفاده از بندری در پاکستان نشان دهنده اهمیت مسیرهای دریایی در انتقال کالا به داخل کشور است. به بیان دیگر باید راهی برای یافتن نقطه تعادل پیدا کرد که در آن هم ایران از این کارت موثر نهایت فایده را ببرد و هم در بهترین زمان با کاستن از سطح تنش‌ها، از انسداد طولانی مدت این آبراهه جلوگیری کند. با درک این نکته مهم که انسداد طولانی مدت تنگه هرمز درست مانند بومرنگ عمل خواهد کرد و همان اندازه که کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس در فشار شدید قرار می‌گیرند، ایران ۹۰ میلیونی هم تحت تاثیر همین انسداد قرار خواهد گرفت.

انتهای پیام

اشتراک گذاری

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *