امیر قادری، منتقد سینما، در گفتوگو با انصاف نیوز با نگاهی متفاوت به کارنامه اکبر عبدی، او را یکی از نخستین ستارههای واقعی سینمای پس از انقلاب دانست و گفت: برخلاف نگاه رایج، عبدی تنها یک بازیگر محبوب نبود، بلکه از معدود چهرههایی بود که مخاطبان حاضر بودند برای تماشایش بلیت بخرند و همین ویژگی، او را به نمادی از «سینمای متکی به مردم» تبدیل کرد.
آقای قادری با اشاره به جایگاه اکبر عبدی در تاریخ سینمای ایران گفت: یکی از مهمترین ابعاد کارنامه عبدی که کمتر به آن پرداخته شده، نقش او در شکلگیری سینمایی است که بدون اتکا به رانت و بودجههای دولتی، مستقیماً با مخاطب ارتباط برقرار میکند. اکبر عبدی از نخستین ستارههای واقعی سینمای پس از انقلاب بود؛ بازیگری که مردم برای دیدنش پول پرداخت میکردند و همین ویژگی، ارزش اقتصادی و فرهنگی متفاوتی به حضورش میداد.
قادری با اشاره به فضای سینمای دهه ۶۰ گفت: در آن سالها یک تلقی محدود از سینما شکل گرفته بود؛ گویی فقط یک نوع سینما، «هنری» و ارزشمند محسوب میشد و در آن نگاه، اساساً جایی برای ستاره وجود نداشت. در حالی که تاریخ سینمای جهان نشان میدهد بسیاری از شاهکارهای سینما بر دوش ستارهها ساخته شدهاند. جوهرهی ناب و یکتای شخصیت آنها، غیر قابل تفکیکی از جذابیت اثر است، و فیلمها، بخش مهمی از تاثیر خود را از ارتباط مستقیم آنها با تماشاگر میگیرند.
او گفت: اکبر عبدی در کنار جمشید هاشمپور و علیرضا خمسه، از نخستین ستارههای سینمای بعد از انقلاب بود. ستاره بودن، برخلاف تصور رایج، بسیار دشوارتر از بازیگر بودن است؛ در تاریخ سینما، خلاف این غلط انتقادیِ مشهور،ستارهها کماند و بازیگرها بسیار. “تاثیر ستارهگی” قابلیتِ نادر و گرانبهایی است، و عبدی یکی از همان چهرههای نادر بود.
این منتقد سینما با اشاره به جایگاه اقتصادی ستارهها گفت: بخشی از بار تألیف یک فیلم را خود ستارهها بر عهده دارند. شخصیت، لحن و پرسونای آنها بخشی از جهان فیلم را میسازد و همین باعث میشود مخاطب با اثر ارتباط برقرار کند. اما بهدلیل غلبهی نظری و سپس مدیریتی و حاکمیتیِ همان چیزی که اسماش را میگذارم “تلقی محدود و ناکامل از سینما”، با این خصلت ارزشمند، مقابله میشد و یادم هست که در همان سالها دستمزد اکبر عبدی به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شده بود؛ زیرا صنعت سینمای کشور، در همان شرایط کمتر رقابتی و بیشتر ارگانی خودش، باز متوجه شده بود حضور او میتواند فروش فیلم را تضمین کند.
قادری ادامه داد: در سالهایی که برخی ستارهها با محدودیتهایی روبهرو شدند، از جمله جمشید هاشمپور یا حتی خود اکبر عبدی، نگاه مسلط فرهنگی چندان پذیرای جایگاه واقعی ستارهها نبود. در حالی که همین چهرهها بودند که سینما را به مردم پیوند میزدند و باعث میشدند مخاطب برای تماشای فیلم به سالن سینما برود.
او گفت: یکی از بیانصافیهای تاریخ نقد سینمای ایران، کماهمیت جلوه دادن نقش ستارهها بوده است. ترکیبی از سوءتفاهمهای روشنفکرانه و برخی نگاههای ایدئولوژیک باعث شد ارزش واقعی ستارههایی مانند اکبر عبدی کمتر دیده شود؛ در حالی که اگر این نگاه وجود نداشت، امروز احتمالاً با کارنامهای متنوعتر و پربارتر از عبدی روبهرو بودیم.
قادری در بخش دیگری از این گفتوگو گفت: مهمترین ویژگی یک ستاره این است که با خود لحن، حالوهوا و انرژی تازهای وارد سینما میکند؛ چیزی که پیش از او وجود نداشته است. نو بودن در هر زمانهای، بخشی از قدرت پدیده را شکل میدهد، و اکبر عبدی دقیقاً چنین ویژگیای داشت. وقتی برای نخستین بار در برنامههایی مانند محله بهداشت، محله بروبیا یا باز هم مدرسهام دیر شد ظاهر شد، یا فیلمهایی مثل اجارهنشینها و آدم برفی، مخاطب با شخصیتی کاملاً جدید روبهرو بود؛ حضوری که پیش از آن مشابهی در تلویزیون و سینمای ایران نداشت.
او گفت: همین تازگی و یگانگی بود که عبدی را به ستاره تبدیل کرد. او صرفاً نقش بازی نمیکرد، بلکه به هر اثری که در آن حضور داشت، روح و هویت تازهای میبخشید؛ ویژگیای که تنها در ستارههای واقعی دیده میشود.
قادری در پایان تأکید کرد: اگر بخواهیم از زاویهای کمتر دیدهشده به زندگی و کارنامه اکبر عبدی نگاه کنیم، باید او را نه فقط یک بازیگر موفق، بلکه یکی از مهمترین نمونههای سینمای متکی به مخاطب بدانیم؛ هنرمندی که ثابت کرد سینما میتواند بدون تکیه بر بودجههای نفتی و حمایتهای رانتی نیز، با اتکا به محبوبیت ستاره و ارتباط مستقیم با مردم، زنده بماند و اثرگذار باشد.
انتهای پیام



