علی اصغر شفیعیان
دولتهای اخیر، چه همسو و چه غیرهمسو، همه با صداوسیما مشکل داشتهاند. پس مسئله، اختلاف یک دولت با یک مدیر نیست؛ یک ایراد ساختاری است که باید با گفتوگوی مشترک و بررسی جدی منجر به تصمیم و حتی اصلاح ساختاری، حل شود.
صداوسیما باید ملی عمل کند. جایگاه رئیسجمهور را نباید سیاسی کند، مانند جایگاه رهبری نظام. خبرها و سخنان این دو جایگاه باید بر اساس تشخیص نهادهای مربوط منعکس شود، نه بر اساس سلیقه افراد در سازمان. در اتفاق اخیر رفتار صداوسیما اشتباه محض بود؛ سانسور به بهانهی بررسی سخنان او معنا ندارد.
میگویند نه به آن شوری و نه به این بی نمکی. پیمان جبلی از ابتدای دولت، پزشکیان تا مدتها تلاش کرد صداوسیما آنگونه که مورد تاکید رهبر شهید بود به نسبت حامی دولت باشد؛ نوع پوشش خبرها و جلوگیری از نقد دولت، باعث گلایهی بخشی از بدنه سازمان هم بود. تا حدود تابستان پارسال. حالا اما کسانی دنبال موش دواندن هستند.
در بعضی دورهها ازجمله در زمان دولت روحانی از دوقطبی دولت و صداوسیما به عنوان یک ایده استفاده میشد؛ هر دو جهت استفاده برای این جریان یا آن جریان سیاسی. آیا گرفتند؟ آیا هیچیک از این تقابلها، مسائل دولت را حل کرد یا توانستند مردمی را علیه دولت کنند؟ خسارت محض برای مردم و کل حاکمیت بود.
پزشکیان از روز اول بر دعوا نکردن و وفاق تأکید کرد. به نظرم همین مسیر درست است. اختلاف ممکن است حتی ناشی از یک خطای سهوی باشد و قابل حل. در گام اول، یک هفته کسی به این دعوا دامن نزند و بعد پشت میز، نه در بیانیهها و شبکههای اجتماعی، مسئله را حل کنند؛ ازجمله از طریق شورای نظارت.
و اما یک مسئلهی بنیادیتر: وقتی صداوسیما تنها تلویزیون کشور است، هم باید رسانه باشد و هم روابط عمومی همهی دستگاههای متنوع حاکمیتی با سلایق مختلف؛ جمع این دو نقش ممکن نیست و هر روز اختلاف تازهای تولید میکند.
راهحل نهایی «مسئلهی صداوسیما»، شکستن انحصار و اجازهی راهاندازی شبکههای خصوصی است. تا وقتی تنها یک تلویزیون وجود دارد، این اختلافها تکرار خواهند شد و کار برای همه سخت است و هر دولتی باشد با صداوسیما همین مسائل را خواهد داشت.
انتهای پیام





