حمید حسامی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «پوکر در برابر شطرنج» نوشت:
شاید بتوان الگوی رفتاری میان ایران و آمریکای ترامپ را استعارهای از بازی پوکر در مقابل شطرنج دانست:
بازی پوکر بر پایه اطلاعات ناقص، بلوف زدن، ایجاد ابهام و مدیریت ریسک استوار است. رفتار ترامپ دقیقاً منطبق بر قوانین این بازی است. ترامپ بارها تهدیدهایی مطرح میکند که شاید هرگز قصد یا امکان اجرای آنها را نداشته باشد (مثلاً تهدید به نابودی کامل یا حملات ناگهانی). او میخواهد طرف مقابل را بترساند تا «کارتهایش را روی زمین بگذارد» یا از بازی انصراف دهد (جا بزند).
در پوکر، اگر رقیب دست شما را بخواند، باختهاید. به همین دلیل ترامپ تعمداً رویکرد غیرقابلپیشبینی دارد؛ یک روز صحبت از «مذاکره بدون پیششرط» میکند و روز دیگر از «شدیدترین حملات». ترامپ فشار اقتصادی و تحریم را مانند ژتونهای پوکر بالا میبرد تا هزینه ماندن در بازی را برای ایران آنقدر سنگین کند که مجبور به واگذاری دست شود.
در مقابل، رفتار ایران بر پایه اطلاعات کامل، برنامهریزی صبورانه، قربانی دادن تاکتیکی و ساختن عمق استراتژیک، تا حد زیادی با الگوی «بازی شطرنج» همخوانی دارد:
شطرنجباز به چند حرکت بعدی میاندیشد و عجله نمیکند. ایران معمولاً بازی را فرسایشی میکند تا طرف مقابل (که دچار فشار زمان و انتخابات است) دچار خستگی یا اشتباه شود. پاسخهای ایران (مانند واکنشی که به اقدامات نظامی یا تحریمی نشان میدهد) معمولاً دقیق، اندازهگیریشده و بدون هیجان آنی است تا زمینهساز یک جنگ تمامعیار ناخواسته نشود.
ایران مانند شطرنجباز، مهرههای مختلفی روی صفحه دارد (برنامه هستهای، نفوذ منطقهای، توان موشکی، امنیت تنگه هرمز، نیروهای نیابتی و…). اگر به یک مهره فشار بیاید، با حرکت دادن مهرهای دیگر در جبههای متفاوت، موازنه ایجاد میکند.
چالشهای مهم:
وقتی دو نفر دو بازی متفاوت میکنند!
مشکل اصلی در این تقابل دقیقاً در همینجا شکل میگیرد؛ شما نمیتوانید با قواعد شطرنج، کسی را که دارد پوکر بازی میکند به راحتی ببرید (و بالعکس)
شطرنجباز فرض میکند طرف مقابل طبق عقلانیت کلاسیک و قواعد مشخص حرکت میکند. وقتی ترامپ ناگهان صفحه شطرنج را تکان میدهد یا قانونی را میشکند (مثل لغو یکجانبه تفاهمنامه اسلامآباد یا حملات اخیر)، محاسبات شطرنجباز برهم میخورد.
مشکل دیگر در ایران؛ نبودن فضای آرام و نداشتن ذهن متمرکز در تعیین حرکت مهرهها مطابق نقشه است. فشار و هیاهوی تماشاگران بازی (چه تندروها و چه مخالفان جنگ) به همراه مداخلهی نیروهای غیرمسئول در بازی، مشکلات اقتصادی و سیاسی و نیز عوامل نفوذی؛ بیشترین نقش را در ایجاد اختلال و بهمریختگی ذهنی شطرنجباز ایفا میکند.
از آنطرف پوکرباز هم در خطایی محاسباتی تصور میکند اگر مبلغ روی میز (فشار تحریم و تهدید) را خیلی بالا ببرد، حریف بالاخره جا میزند. اما ایران نشان داده که در برابر بلوفهای سنگین، بهجای انصراف از بازی، «ریسک را بالا میبرد» و پاسخ متقابل میدهد؛ موضوعی که پوکرباز را غافلگیر میکند. ضمن آنکه واکنش اطرافیان پوکرباز (افکار عمومی، جناح رقیب، رسانهها و دیگر بازیگران صحنه) نهتنها ممکن است بر سستی بلوفهای او مؤثر واقع شوند بلکه حتی شاید دست او را هم رو کنند.
جمعبندی
ترامپ به دنبال «پیروزی سریع، نمایشی و با بلوفهای بزرگ» است (پوکر).
ایران به دنبال «مقاومت فرسایشی، پیچیده و پیادهسازی گامبهگام استراتژی» است (شطرنج).
نقطهی آغازین این بازی، درگیریهای اخیر نیست. بلکه از لحظهی خروج ترامپ از برجام است که متأسفانه ایران نتوانست/نخواست از همان ابتدا با توجه به خصلتهای ویژه ترامپ، او را مدیریت و از ورود به این قمار مهلکه اجتناب و انجام توافقی جدید را سازماندهی کند و اکنون شاید در راند و فرصت آخر باشد.
در نهایت، برنده آن کسی است که بازی خودش را بهتر بلد است و زودتر بتواند استحکام فکری و اطمینان از برنامهی خود را به طرف مقابل اثبات کند. در این میان «تابآوری بیشتر» عنصر تعیینکنندهای در سرنوشت بازی است. اما آنچه به اعتقاد من قطعی است و جای امیدواری دارد این است که؛ رویکرد هر دو طرف در این بازی، در نهایت نشستن پشت میز مذاکره است اما با هدف دستیابی به نتایجی شفاف و پایدار، حتی اگر براساس اعلام «پات» در نتیجهی بازی باشد.
انتهای پیام





