سیده فرخنده پورنصرانی، کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی و پژوهش هنر از دانشگاه گیلان، در یادداشتی با عنوان «هر دانشور بهمثابهی چراغ «چیدمان ذهنی» آموزگار» که به انصاف نیوز ایمیل کرده است نوشت:
نگاهی نو به روش تدریس (نمونهی موردی: ریاضی مقطع ابتدایی)
الف) تعریف مفهومی روش تدریس
سخن از روش تدریس بحثِ سهل و آسان و زودگذری نیست، زیرا همان روش تحقیق معمول در کسوتی “خاص و زمانمند و انسانشناسانه” است که با ابزارهایِ ویژهای نامعینها را معین و هدفمند مینماید. در این مسیر هر آموزگار با دو مایهی اساسی سر و کار دارد؛ یکی مبحث روش و دیگری تحقیق که جای خود را به تدریس میدهد.
در ابتدا نیاز است که بدانیم چرا خاص؟ زمانمند؟ و انسانشناسانه؟
خاص پندار میشود؛ زیرا یک انسان بالغ بهعنوان معلم در برابر همنوعانِ خویش با سنی کمتر و یا بسیار کمتر شناخته میشود. این آموزگار خودش در مقامِ دبیر دارای ویژگیهایِ منحصربهفردی است که از منظرهای مختلفِ زیستی، تحصیلی، فرهنگی، اجتماعی، انسانی، سیاسی و غیره باید در نظر گرفته شوند، زیرا هر یک از این سطوح در نحوهی تعامل و رابطه با دانشوران تأثیرگذار است. بنابراین، شناختِ همهجانبهی نیازهای فردی و اجتماعی معلم باید در اولویت قرار بگیرد تا بتوان انتخاب شایسته و مناسبی را به سرانجام رساند. از طرفی، در نظر گرفتنِ موقعیت ویژهی زیستی، روانی، سنی، رشدی و فرهنگیِ جمعی از دانشآموزان بسیار اهمیت دارد که باید در کنارِ نگاه مخصوص به معلم با تأملی ژرف و لایهنگر انجام شود؛ “یک انسان خاص در برابرِ تعداد کثیری از انسانهایِ خاصِ کوچکتر.”
زمانمند محسوب میشود؛ زیرا بر ارتباطِ یک دوره با دورهی دیگر در یک زمان مشترک تمرکز دارد. به عبارت دیگر، هر زمان که از پسوند “مند” استفاده میشود باید معنایِ حقیقی مطلب را از تنهایی مطلق بیرون کشید و به سطح اجتماعی و تعاملی سوق داد. در مقولهی روش تدریس که زمانمند به حساب میآید، در واقع بهکارگیریِ روشهای متفاوتِ آموزش و دبیری در یک زمان خاص مد نظر است. بر همین اساس نیاز مبرم است تا نحوهی انتقال کلام آموزشی در هر عصر و یا دورانی مورد بررسی قرار بگیرد؛ “رویارویی دو انسان از دورانهای گوناگون در یک زمانِ مشترک.”
انسانشناسانه در نظر گرفته میشود؛ زیرا هر آدم مخزنی از لایههای گوناگون و سطحها و جنبههایِ مختلف است که باید از هر زاویهای به آنها دقت و توجه وافر نمود. در طریقتِ آموزش، دو همنوع که مجموعهای از جنبههایِ زیستی-ژنتیکی، فرهنگی، اجتماعی/جامعهشناسانه، روانشناسانه و تلفیق عناصر/ شیمی و فیزیک هستند، با یکدیگر مواجه میشوند تا از روشهای مختلف ارتباط برقرار کنند. در حقیقت آسیب به یکی از این زوایا، صدمه رساندن به دیگریست؛ “هر آدمی فشردهشدهی مسائل مختلفیست که نمیتوان بهراحتی از آنها عبور کرد.”
در بحث دوم که بسیار مهم است، باید معنای حقیقی روش و تحقیق را فهم کنیم تا بتوانیم در عرصهی عمل و چرخهی یادگیری و آموزش بهدرستی از آن در جهت تعاملی بهتر بهره ببریم. وقتی از روش بحثی به میان میآید، در واقع با یک عمل کاربردی و انتقالی و میدانی مواجه هستیم. زمانیکه صحبت از تحقیق یا تدریس میشود، ما با یک زبان مفهومی و ادبیاتی و مسئلهمحور برخورد میکنیم. با نگاهی خاص، روش تدریس تلفیقی از عمل و ادراک است؛ عمل و یا روشی برای انتقال و کاربردی کردنِ مطالب، و نیز زبانی برای تفهیمِ خودِ دغدغهها و یا موضوعات درسی و زندگی.
با زبانی شفاف و واضح، همانطور که بهطور کلی در مراحل روش تحقیق با فرضیات و مسائل، جامعه و نمونه، ابزارهای روش و در نهایت با بحث و نتیجهگیری طرف هستیم، در روش تدریس هم با موضوعات مختلف درسی، دانشوران یک بوم و منطقهی خاص (استان/ شهر و یا روستا)، ابزارها و امکاناتِ موقعیتی و مکانی سر و کار داریم. در این مکانیزمِ پردازشی و تربیتی که آغشته به ترکیب سطحهای مختلف انسانیست باید بر مواردی تعمق بیشتری داشته باشیم. از آنجایی که این نوشتار در راستایِ تدریسِ علمِ ریاضی در مقاطع ابتدایی است، در ادامه به پیشنهادهایی در فرمِ کاربردی و عملیاتیسازیِ مفاهیمِ ذهنی و انتزاعی این درس پرداخته شده است.
ب) تعریف کاربردی روش تدریس
در این بخش بهطور ویژه بر چگونگی انتقال مطالب ریاضی سه دورهی آخِر ابتدایی تمرکز شده است. طبق فهرست اولیهی این سه سال میتوان مباحثِ درسی آنها را در چند عنوان مهم و مشترک یعنی یادگیریِ عملکردهای اصلی، تغییراتِ ظاهری و جایگاهی اعداد، انواع کسرها و نسبت، اعداد اعشاری و مخلوط، اندازهگیری، اشکال هندسی وُ ویژگیهای آنها و در نهایت آمار و احتمال و حدودشناسی، خلاصه نمود. با تعمق در این لیست ابتدایی خواهیم دید که مقولهها در هر سال با کمی تغییرات مفهومی و عملیاتی تکرار میشوند، ولی هر سال آن مبحث را یک پله به سوی جلو پرتاب میکند که اساس یادگیری آن فهم صحیح مسائل پیشین است. پس ساز و کار ریاضی تنها با حفظ فرمول پیش نمیرود و باید مانند مداد گرفتن و تمرین کردن و نوشتن در قالبِ فعالیتهای بدنی و گروهی نیز عملیاتی شود.
در بخش قبل اشاره شد که باید زمان و یا دورهی تدریس را در اولویت قرار داد، زیرا چهارچوب و قانون و اسلوبِ دیروز برای امروز و با این همه تغییرات و سرعت بهطور قطعی کاربردی نیست. باید برای پیشروی هر زمینهای به اصل دیروز و با روش امروز پیش برویم؛ یعنی تلفیقی از روش سنتی و روش نوین. در واقع برای انجام چنین هدفی باید به موضوع هر درس توجه کرد و تا جای ممکن به صورتِ تجربی و ملموس به عرصهی تدریس اضافه نمود. زیرا دانشوران این نسل از ابتدا با تحرکهای بدنی و فضای مجازی پیش رفتهاند و از هر گونه تحمیل و تقلیدی در حال گریز هستند. بنابراین یک معلم یا دبیر باید بنا بر هوشمندی و با استفاده از امکانات حداقلی در هر مکان و مدرسهای بتواند با زبانِ متفاوتی مفهوم را کاربردی سازد.
برای مثال، دبیری که در مناطق شمالی کشور فعالیت میکند به امکانات و ابزارهای طبیعی خاصی (فضاهای سبز و طبیعت و غیره) دسترسی دارد، اما آموزگاری که در شهرهایی مانند تهران کار میکند با ابزارهایِ فنی بیشتری کارها را پیش میبرد. در همین نکته بهرهی هوشی دبیر و سازگاری او نهفته است که چگونه باید از موقعیت خویش و عوامل آن برای تدریس بهره ببرد. روشهای متفاوتی این روزها در سایتهای مختلفی نام برده شدهاند، اما مسئله اینجاست که تنها عنوان مهم نیست، بلکه باید پنداشت که آیا میتوان آنها را در این کشور و در فلان استان و یا بوم و منطقهای پیادهسازی نمود یا خیر.
با توجه به این نکات کلی و فشردهشده در جهت روش تدریس ریاضی سه دوره انتهایی مقطع ابتدایی، میتوان در کنار روش سنتی و حفظی بر پیشنهادهایِ زیر تعمق نمود:
۱- استفاده از ادبیات کلامی مانند داستانسرایی و شهرکسازی یک کلاس برای ایجاد تعامل و فعالیتهای گروهی.
۲- توجه به VARK، یعنی بخش دیداری، شنیداری، خواندن و نوشتن وَ فعالیت حرکتی-لمسی؛ در این سری از روشها باید به مسائل روانشناختی دانشوران آگاه بود تا بتوان زبان خاص یک کلاس را دریافت. زیرا نسل و عصر امروز در طبقهی پدیدارشناسی فلسفی زیست میکنند که نمیتوان قطعیت را تعمیم کرد و باید به حس و درک هر دانشور توجه خاص کرد. به همین منظور فعالیتهای متفاوتی در دستههای مختلف بصری و موسیقایی و سوادمحور و بدنمندی تقسیمبندی میشوند؛ بهعنوان مثال:
- ایجاد فضایی برای نقاشی و هنرهای تجسمی و کاردستیهای گوناگون که دانشآموزان بتوانند بهجایِ زبان الفبایی از الفبایِ تصویری و خلاقیتی خود استفاده کنند.
- شعرخوانی و شعرسرایی خلاقانه با ریتم متناسب با محیط تدریس و پخش نمودن موسیقی برای هماهنگ شدن ذهن و بدن و ایجاد محیطی آرامشبخش و آمادهی یادگیری.
- بهکارگیری کتابهای داستانی و بیان نمودن افسانهها و اسطورهها و شخصیتهای خاص موضوعمحور که بتوانند عزت نفس را در محصلان تقویت کنند.
- از همه مهمتر که این روزها به آن توجه خاص میشود، انجام ورزشهای بدنی و حسی در کنار ورزیدن فکریست. یعنی به هر طریقی و متناسب با فضای مکانی بتوان محصلان را وارد میدان بازی نمود و هر یک از آنها تفکر خودشان را بیان کنند. در واقع فضای تعاملی و حرکتی بازی بهنوعی سکویِ پرورش تفکر انتقادیست که باید در این عرصه به آن توجه خاص نمود.
با ذکر چندین مثال میتوان در روش تدریس ریاضی برخی از این مراحل را شفافسازی کرد:
- برای تدریس و تفهیم الگوهای عددی که بر نظم خاصی توجه دارند، میتوان صف بستنِ صبحگاهی (فعالیت بدنی و بازیگونه) را برای فرزندان مثال زد تا توالی و ترتیب و خاص بودن موضوع را درک کنند.
- برای فهم بهتر عملکردهای ریاضی میتوان از چیدمان گرد داخل کلاس و ایجاد فضایی تعاملی بهره برد تا کلاس در وهلهی اول به یک شهرک و یا خانه تبدیل شود و بتوانند با یکدیگر بحث و صحبت کنند. سپس دبیر با آغاز و گفتن قصهای آنها را وارد یک ارتباط دو طرفه و چند طرفه نماید.
- آموزگارانی که در مناطق خاصی مانند شمال کشور زیست میکنند به فضاهای سبزی مثل جنگل، پارکها، حیاط و غیره دسترسی دارند که میتوانند برای برخی از موضوعات از آنها بهره ببرند. برای نمونه، مبحث اندازهگیری، اشکال هندسی و زوایا و اضلاع و تقارن و عوامل مهم دیگر این درس به فضاسازی ذهنی و سهبعدی احتیاج دارد که محصلان باید بتوانند در ابتدای مسیر، لمس و تجسم درستی از هر کدام از اشکال داشته باشند. بنابراین، حضور در مکانی مانند پارک و یا حیاط مدرسه باعث میشود که آنها با دیدن اجسام مختلف در فرمهای گوناگون ذهنیت بهتری نسبت به این مقوله پیدا کنند و تنها با حفظ خصیصههایی به انجام تکالیف نپردازند.
- گاهی برای تعامل بیشتر میان دبیر و دانشوران بهتر است که فعالیتها پخش شوند؛ یعنی یک همکاری مهارتورزانه میان دو طیف به وجود بیاید. گویی که معلم هم دانشآموز است و در فعالیت درسی همرتبهی آنهاست. این طرز تفکر را میتوان در قالب مثالهای زیستی و روزانه برای موضوع نسبت و تقسیم و بخشپذیری به کار برد.
- برای برخی از موضوعات مانند احتمال و علم آمار که با حدود سر و کار دارند، میتوان دانشوران را به نگارش وضعیت احساسی مختلف سوق داد و آنها را متوجه نمود که حالات مختلف مانند رویدادهای زندگی قطعی نیستند و میتوانند تغییر کنند.
با توجه به چند مثال مذکور و بهطور کلی؛ برای انتخاب یک روش تدریس مناسب باید موقعیت، مکان، ابزار، امکانات و بسیاری از عوامل دیگر را در نظر گرفت، زیرا هر زمان، هر مقطع، هر مدرسه و هر محیطی روش مناسب خودش را میپذیرد. برای درس ریاضی هم چنین است و حتی پیچیدهتر، به این دلیل که مباحثی مورد توجه قرار میگیرند که مستقیم قابل لمس نیستند و باید یک دبیر آنها را برای محصلان ملموس و شفاف کند.
از اینرو، گاهی باید به روش سنتی فرمولها و الگوهای عام را منتقل کند و نوشته شوند، و در بیشتر مواقع باید به روش امروزی و تحرکی و تعاملی و دیالکتیکی برخورد کند تا فضای کلاس به یک خانه تبدیل شود. در این زمینه میتواند از روشهای نمایشی، تصویری، موسیقایی، ادبی، دغدغهمحور و بازیوارسازی نهایت بهره را ببرد. اما نکتهای که دارای اهمیت است اینکه در تمامی این روشها زبانِ داستانسرایی و تعریفی و قصهگویی برای محصلان جذاب و شیرین است؛ یعنی از طریق ایجاد یک مسئله و با ورود به ذهن آنها بتوان از این اسلوبها استفاده نمود.
پس به چنین نتیجهای خواهیم رسید که در کنار ابزارهای جدید تکنولوژی و فضای مجازی، بیان صرف یک روش بسیار سخت است و باید بتوان با ترکیبی از مسیرهای مختلف ارتباطی به قلب و ذهن دانشآموزان پل ساخت؛ تلفیقی از روشهای سنتی، حرکتی-لمسی و تکنولوژیمحور.
انتهای پیام

