عبدالله باباخانی، کارشناس انرژی، در یادداشتی نوشت:
در حالی که توجه بازارهای انرژی طی ماههای اخیر بر بازگشایی تدریجی تنگه هرمز متمرکز بوده، تحولات امروز نشان میدهد عمان گام مهمی فراتر از صرف بازگشایی مسیرهای بینالمللی برداشته است.
دولت عمان با هماهنگی سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) اعلام کرده یک «کریدور موقت دریایی» را در آبهای سرزمینی خود برای عبور کشتیها فعال کرده است. این مسیر در کنار مسیر شمالی عبور کشتیها در نزدیکی آبهای ایران، به عنوان یک مسیر جایگزین و ایمن برای خروج صدها کشتی و نفتکش متوقفشده در خلیج فارس مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، طرح جدید شامل دو مسیر مجزا است:
▪️ مسیر شمالی از نزدیکی آبهای ایران
▪️ مسیر جنوبی از آبهای عمان و سواحل مسندم
هدف اصلی این طرح کاهش خطر برخورد با مینهای دریایی، مدیریت ترافیک دریایی و افزایش ایمنی ناوبری در شرایط پس از بحران است.
نکته مهم آن است که عمان تأکید کرده استفاده از این کریدور بدون دریافت عوارض یا حق عبور خواهد بود و کشتیها صرفاً با هماهنگی سازمان بینالمللی دریانوردی امکان استفاده از آن را خواهند داشت.
از منظر ژئوپلیتیکی، این اقدام عمان صرفاً یک تصمیم فنی دریایی نیست. مسقط در عمل در حال تثبیت نقش خود به عنوان یکی از بازیگران اصلی مدیریت ترافیک دریایی هرمز است. در شرایطی که حدود یکپنجم تجارت نفت و گاز جهان به این گذرگاه وابسته است، ایجاد یک مسیر اختصاصی در آبهای عمان میتواند در آینده به بخشی از معماری جدید امنیت انرژی منطقه تبدیل شود.
بازار نفت اکنون بیش از آنکه به باز یا بسته بودن کامل تنگه هرمز نگاه کند، به ظرفیت عملیاتی این کریدورهای جدید و سرعت بازگشت جریان عادی صادرات نفت خلیج فارس چشم دوخته است. با این حال حجم تردد کشتیها هنوز فاصله قابلتوجهی با شرایط عادی پیش از بحران دارد و بخش مهمی از ناوگان تجاری و نفتکشها همچنان در انتظار عبور هستند.
اکنون به یادداشت قبلی مراجعه کنیم:
چرا مدیریت مشترک هرمز میتواند به زیان ایران تمام شود؟
هرمز در وضعیت پیش از جنگ، از منظر ژئوپلیتیکی و امنیتی، بهمراتب بیشتر به نفع ایران است تا هرمزی که مدیریت یا نظارت آن بهصورت مشترک با عمان تعریف شود.
در برابر درآمدی که احتمالاً از چند صد میلیون دلار فراتر نخواهد رفت، ایران عملاً عمان را در مدیریت یکی از حساسترین گذرگاههای امنیت انرژی جهان شریک میکند. چنین ترتیبی میتواند در آینده به ایجاد حق مداخله، مطالبهگری سیاسی و حتی چالشآفرینی برای منافع راهبردی ایران در تنگه هرمز منجر شود.
تنگه هرمز در شرایط پیش از جنگ، بدون هرگونه توافق جدید یا سازوکار مدیریت مشترک، همچنان یک اهرم ژئوپلیتیکی و امنیتی در اختیار ایران باقی میماند. بازگشت به آن وضعیت، به معنای حفظ یک ابزار بازدارندگی و قدرت چانهزنی مستقل برای ایران در یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است.
علت عدم مخالفت آمریکا با طرح مدیریت مشترک، نیز تلاش برای ایجاد مدیریت مشترک عربی با ایران، در هرمز است و عمان نیز نمایندگی عرب ها را بر عهده خواهد داشت.
انتهای پیام



