استاد الهیات دانشگاه تهران با برشمردن چهار مبنای قرآنی قیام امام حسین(ع) تأکید کرد: بزرگترین منکر در جامعه اسلامی، حاکمیت سلطان جائر است که سرچشمه همه فسادها و ظلمهاست، اما برخی افراد منکر اصلی و مهمتر را نمیبینند و دنبال مبارزه با منکرهای فرعی و حاشیهای میروند.
به گزارش انصاف نیوز، دکتر مجید معارف در شب تاسوعای حسینی در مراسم «عاشورا و امروز ما» که به همت انجمن اندیشه و قلم، کانون توحید و بنیاد اندیشه و احسان توحید برگزار شد، با طرح این سوال که «چه شد دست مسلمانان به خون سیدالشهدا آلوده شد؟» اظهار کرد: دو باور عامل این اتفاق بود؛ نخست اینکه یزید امیرالمؤمنین و واجبالاطاعه است و دوم اینکه هرکس در برابر حاکم اسلامی قیام کند، خارجی و واجبالقتل است؛ حال چه امام حسین باشد چه شخص دیگری.
وی افزود: امام حسین(ع) تلاش کرد با این دو باور غلط مقابله کند و برای این هدف از دو منبع و پشتوانه قرآن و سنت پیامبر(ص) استفاده کرد؛ من در اینجا درباره منبع نخست، یعنی مبانی قرآنی قیام امام حسین(ع) بحث میکنم.
معارف ۴ مبنای قرآنی سیدالشهدا را «قیام برای خدا و جلب رضایت او»، «دفاع از حق در برابر باطل»، «امر به معروف و نهی از منکرِ حاکمیت و قدرت» و «بذل جان و عشق به شهادت در راه هدف» دانست و گفت: سیدالشهدا جز برای خدا و رضایت الهی و جلوههای رضایت الهی قدم برنداشت.
هدف قیام اصلاح جامعه و امنیت مظلومان بود، نه حکومت
به گفته این استاد علوم قرآن و حدیث، در جنبه فردیِ قیام برای خدا، «اخلاص» انگیزه اصلی است، اما جنبه اجتماعی آن، تحقق معیارهای الهی و اخلاقی در جامعه است و در این حرکت، قدرت و حکومت هدف و معیار نیست؛ چنانکه امام حسین(ع) در خطبه خود در منا میفرماید: «خدایا تو خود میدانی ما برای حکومت قیام نکردیم، بلکه برای این برخاستیم که معانی دین را به مردم بنماییم و جامعه را اصلاح کنیم و بندگان مظلوم تو احساس امنیت کنند و به سنن و حدود دین عمل شود… ای مردم! اگر در این مسیر به ما کمک نکنید، ستمگران بر شما قدرت بیشتری مییابند و نور دین را بیشتر خاموش میکنند؛ و اگر کسی ما را کمک نکند، بر خدا توکل میکنیم و او ما را کافی است.»
وی با اشاره به مبنای دوم یعنی «مسأله احقاق حق و ابطال باطل» گفت: امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۱۶ نهجالبلاغه و در آغاز حکومتشان در مدینه میفرمایند: «اگر باطل حاکم شود، مسئولیت حقمداران برای احقاق حق و ابطال باطل سلب نمیشود.»
معارف توضیح داد: البته باطل دو چهره دارد؛ گاهی بهصورت صریح و عریان نمایان میشود و گاه در لباس حق درمیآید. حکومت بنیامیه مصداق باطلی است که ابتدا لباس حق را به تن کرده بود، اما در زمان یزید عریان شد و باطن خود را نشان داد. از اینرو امام حسین(ع) خطاب به کوفیان میفرماید: «مگر نمیبینید به حق عمل نمیشود و از باطل نهی نمیشود؟»
فریضه امر به معروف و نهی از منکر را وارونه کردهایم
این استاد دانشگاه، مبنای سوم سیدالشهدا را امر به معروف و نهی از منکر دانست و گفت: اتفاقاً این مفهوم در جامعه ما بسیار مظلوم است؛ ما فریضه امر به معروف و نهی از منکر را وارونه کردهایم، چون معنا و مراتب معروف و منکر را بهدرستی نمیشناسیم.
وی ادامه داد: امیرالمؤمنین(ع) امر به معروف و نهی از منکر را در سه سطح میداند: مرتبه اول قلبی و درونی، مرتبه دوم زبانی و قلمی، و مرتبه سوم، مرتبه عملی و مبارزه و جهاد در راه خدا جهت تحقق فرامین الهی است.
معارف افزود: بزرگترین منکر در جامعه اسلامی، حاکمیت سلطان جائر است که سرچشمه همه فسادها و ظلمهاست، اما برخی مواقع افراد منکر اصلی و مهمتر را نمیبینند و دنبال مبارزه با منکرهای فرعی و حاشیهای میروند؛ در حالی که امام حسین(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمود: هرکس سلطان جائری را ببیند که ظلم و فساد میکند، باید موضع بگیرد و اگر سکوت کرد، بر خداست که این مسلمان را در جهنم در جایگاهی نزد همان سلطان جائر قرار دهد.
استقبال از مرگ، نشانه اولیای الهی است
وی گفت: مبنای چهارم قرآنیِ قیام امام حسین(ع) بذل جان است. قرائن زیادی در تاریخ وجود دارد که عاقبت این قیام، قبل از رسیدن به کربلا برای امام حسین(ع) روشن بود. در قرآن، استقبال از مرگ نشانه اولیای الهی است و قرآن یهودیان را به این چالش دعوت میکند که اگر بهراستی یاران خدا هستید، آرزوی مرگ کنید!
این استاد دانشگاه در پایان گفت: در مقابل، امام حسین(ع) تعابیری درباره مرگ دارد که این استقبال را بهخوبی تصویر میکند؛ از جمله اینکه میفرماید: «من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ظالمان را جز ملامت و خواری نمیدانم» یا در فرازی دیگر فرمود: «مرگ برای فرزند آدم، مانند خط گردنبند بر گردن دختران جوان زیباست؛ هرکس حاضر است جان خود را در راه ما فدا کند، همراه ما بیاید.»
انتهای پیام



