میم مثل مذاکره، ت مثل تندرو!

حسین بلاج در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «» نوشت:

مقدمه / چند صباحی بعد از جنگ رمضان بار دیگر ایران عزیز ما با  اتحادی شوم  تحت تجاوز آشکار دشمنان آمریکایی-صهیونی قرار گرفت و این بار بیش از سه ماه مقاومت و نبرد جانانه نه فقط از جنس واکنش بلکه به عنوان قدرتی مستحکم و کنشگر و تعیین کننده با دشمنان قدار زمانه روبرو شدیم و ایستادگی و وحدت را بر جهانیان دیکته کردیم.

الحق و الانصاف تاب آوری و وحدت آحاد ملت ایران عزیز نمونه و مثال زدنی بود در این مدت از کاستی ها و نقدها و مخالفت های به حق خود گذشتند و به کشور و تمامیت ارضی فکر می کردند تا خواب های آشفته متجاوزان را آشفته تر و نقشه های آنان را نقش بر آب کنند و حقیقتا کاری بود کارستان. انشاءالله که قدر و منزلت این مردم بیش از بیش دانسته می شود .

مذاکره کفر ابلیس است…؟!

قاعدتا هر جنگی روزی به آتش بس و صلح می رسد و هیچ قهر و دعوایی ابدی و پایدار نیست . از جنگ جهانی دوم گرفته تا جنگی که با تجاوز عراق به ایران آغاز شد. قاعدتا در میانه جنگ طرفین،همسایه ها یا کشورهای بیطرف بین المللی پیشنهادهایی به طرفین دعوا می دهند و سعس در آغاز گفتگو دارند این امری مسلم و طبیعی است.

مساله ایران و امریکا در جنگ اخیر نیز از این قاعده مستثنی نبود و طی گفتگوها و پیشنهادهایی قرار بر آن شد که ایران و امریکا حول محورهای مشخص و واضح مذاکره کنند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در این امور نیز روشن تعیین تکلیف کرده و  توزیع مسئولیت ها و اختیارات اشکار است. حال پرسش اصلی این است که چرا عده ای در این کشور با هر تصمیم کلان و حساس نظام که بر وفق مرادشان نباشد به طرق مختلف مخالفت و دشمنی می کنند و در این رهگذر هیچ کوتاهی به خود راه نمی دهند؟

قصد نگارنده اشکال  از نقد و مخالفت در باب مسائل مختلف نیست بلکه اینجا مساله آن کلونی و  فرقه تندرو و خط نقد و مخالفت آنان است. راقم این سطور باور دارد که این به اصطلاح کلونی و فرقه تندرو که در خود از نماینده مجلس تا روحانی پرنفوذ و مداح دارد دیگر یک موضوع عادی و نقد و مخالفت مدنی و امر به معروف و نصیحت ائمه مسلمین نیست بلکه خطی است که خدا می داند به کجا یا به چه می رسد و قرار است برسد!

اینکه نماینده مجلسی از همین طیف از اسناد محرمانه آن هم بطور مغشوش استفاده کند تا توافق و آتش بس را زیر سوال ببرد حقیقتا دیگر بحث نقد و مخالفت نیست! اینکه این دایره معیوب و خود حق پندار هر فردی از مسئولان نظام را که با ارا و عقاید انان سر سوزنی تفاوت دارد با تهمت و دشنام هایی چون:سازش کار، غرب گرا، نفوذی، اعدام باید گردد، اخراج باید گردد و…نوازش کنند حقیقتا دیگر امری ساده نیست آن هم در این شرایط که ملت با تمام نقدها و گله ها و مشکلات عدیده ای چون: اقتصادی، آنچنان وحدت و استقامتی از خود نشان دادند که امری استثنایی بود و آدم  را به یاد سخن معمار کبیر انقلاب می اندازد که(نقل به مضمون): مردمِ امروز از مردم صدر اسلام نیز بهترند.

مساله آتش بس و مذاکره در مهمترین شورای کشور یعنی شورای عالی امنیت ملی بحث و تصمیم گیری شده است ون گاهی به ترکیب این شورا و آرا در باب این موضوع خود گویای تصمیم نظام می باشد.ب ه نظر نگارنده اگر فکری به حال این فرقه نشود وحدت جامعه و اعتماد جامعه به معنای واقعی کلمه لگد مال می شود.

نامه رهبری فصل الخطاب است

دلواپسان دیروز و تهدیدکنندگان امروز را به نامه رهبری انقلاب ارجاع می دهم .نامه ای دقیق، شفاف و رسا. اگر ذره ای در ادعای خود مبنی بر التزام و اعتقاد به ولایت فقیه صادق هستید، این نامه را نصب العین خود قرار دهید و برای خدا هم که شده دست از تفرقه افکنی و دروغ گویی بردارید.

اینکه در تریبون های مختلف  رییس جمهور کشور یا رییس مجلس که سال ها خود از صاحب منصبان رده بالای نظامی و امنیتی کشور بوده را  مورد سیل انواع تهمت ها و تهدیدها قرار دهید دلسوزی برای نظام است؟ بجاست که اینان شعار را رها کرده و قدری به شعور بپردازند و در تبعیت از رهبری فقط به لفظ اکتفا نکنند. تندروها آن هم سازماندهی شده و دارای قدرت قطعا در اینده ای نه چندان دور به آفتی غیر قابل جبران برای کشور تبدیل می شود و بجاست مسئولان کشور به طرق مختلف از ریشه با این مساله برخورد کنند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *