رحمان بیات، روزنامه نگار در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «اولویت؛ امضای تفاهمنامه امیدآفرین و اعتمادساز با مردم است!» نوشت:
اشاره؛ چند روز است که فکر و ذهنم درگیر این موضوع است که چرا بعد از اعلام تفاهم اولیه پایان جنگ، آنچنان که باید موجب خوشحالی مردم نشد و یا چرا نسبت به اینگونه اخبار بیتفاوت شدهاند؟ گرچه میتوان گفت که اقدامات و تحلیلهای تخریبی که از سوی صداوسیما و برخی جریانهای خاص نسبت به اصل مذاکرات و مذاکرهکنندگان صورت گرفته، در این زمینه مؤثر بوده است؛ ولی تمام ماجرا این نیست. ممکن است این سؤال مطرح شود که پس چرایی و ریشه این بیتفاوتی در کجاست؟
پاسخ روشن به سؤال مطروحه این است که برای کشف واقعیت ماجرا، بهجای تحلیلهای تکراری و یا متهم کردن این و آن، باید به عمق و زیر پوست جامعه برویم. تا زمانی که واقعیت زندگی مردم و بیم و امیدهای آنان را از نزدیک نبینیم و تحلیل و تفسیرهای آنان را پیرامون جنگ و مذاکره و غیره نشنویم، نمیتوانیم به چرایی و ریشه این بیتفاوتی پی ببریم.
بنابراین آنچه در این یادداشت ارائه میشود، میتواند به عنوان کد و علامت رمزداری برای متولیان امور و مسئولان در هر سه قوه باشد که امیدوارم آنتن گیرنده قوی داشته باشند و به موقع آنچه را که باید، دریافت کنند. اجازه دهید موضوع را با یک مثال ساده مطرح کنم؛ جامعه در تعریف جامعهشناسی همانند یک انسان است و افراد جامعه سلولهای تشکیلدهنده آن هستند. مدتی است که این انسان (جامعه) دچار یک بیماری عفونی به نام ناامیدی و بیاعتمادی شده است. در واقع حوادثی همچون حوادث تلخ دیماه، تب و لرز ناشی از وجود این بیماری عفونی در بدنه جامعه بود.
حال با توجه به این مثال روشن، وقتی به روند امور طی چند سال اخیر نگاه میکنیم، میبینیم که متولیان امور نهتنها اقدامی برای درمان و ریشهکنی این بیماری عفونی نکردهاند، بلکه در نتیجه برخی اقدامات، این بیماری را دارند تشدید میکنند. کاش میشد و یا میتوانستم بدون لکنت، ابعاد و یا آثار تشدید این بیماری را در اینجا شرح میدادم؛ فقط به چند نمونه عیان که برای همه واضح است اشاره میکنم و میگذرم تا سخن را جمع کنم:
الف) بعد از عید، شرکت نفت بدون اطلاع قبلی سهمیه ذخیره بنزین مردم را برداشت، بدون آنکه توضیح و یا احیاناً عذرخواهی نماید. گرچه به خاطر شرایط جنگی، مردم واکنشی نشان ندادند ولی اقدامات اینچنینی بهشدت به اعتماد مردم به نظام و دولت آسیب زد که از توضیح آن میگذرم.
ب) دولت در جریان آزادسازی ارز ترجیحی به مردم وعده داد که با افزایش قیمتها، میزان کالابرگ هم افزایش خواهد یافت؛ ولی امروز بعد از گذشت چند ماه، صحبت از این است که شاید!! میزان کالابرگ دهکهای پایین جامعه افزایش یابد.
پ) قوه قضائیه در محاکمه و صدور احکام برخی متهمان اعتراضات دیماه سرعت عمل خوبی دارد؛ اما کاش در محاکمه و صدور حکم اختلاسگران و اخلالگران اقتصادی و سوءاستفادهکنندگان از شرایط جنگی هم حداقل نصف این سرعت را داشته باشد. از سوی دیگر، حتماً قضات و مسئولان قضایی بهتر میدانند که احکام قطع دست سارق در اسلام چه شرط و شروطهایی دارد؛ آیا مواظب هستند که در محاکمه و صدور حکم متهمان حوادث دی و متهمان جاسوسی همان شروط قطع دست سارق رعایت شود…؟
ت) پس از ماهها، بالاخره احکام حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی صادر شد و برخلاف تبلیغات صورت گرفته، حقوق بازنشستگان نسبت به سال گذشته (غیر از پایه حقوق حداقلبگیران) در سایر سطوح کاهش یافته است.
فقط یک سؤال از متولیان امور جامعه دارم: به نظر شما همین چند نمونه به درمان بیماری عفونی ناامیدی و بیاعتمادی جامعه کمک میکند و یا موجب تشدید بیماری میشود؟
خلاصه، دل مالامال از درد و رنج است؛ اما نگارنده چون در طول عمر نویسندگی خود همواره دغدغهی دین و میهن و بقا و دوام نظام را داشتهام، برای همین سعی کردهام که از واقعیتهای پیدا و پنهان جامعه بگویم و بنویسم. این یادداشت هم در همین راستا میباشد. به عنوان یک شهروند که از نوجوانی پیگیر روند امور جامعه بوده و هستم، با توجه به امضای تفاهمنامه پایان جنگ که امیدوارم انشاءالله ختم به خیر گردد، پیشنهاد میکنم که نظام و مسئولان به فکر امضای یک تفاهمنامه امیدآفرین و اعتمادساز با مردم باشند.
این بیم را دارم که دشمن با امضای این تفاهمنامه، چشم امید به تشدید بیماری عفونی جامعه دوخته باشد و حتماً برای این موضوع برنامههایی دارد. پس متولیان امور برای پیشگیری و خنثیسازی برنامههای دشمن، از امروز به فکر تدوین این تفاهمنامه باشند. با توجه به واقعیتهای پیدا و پنهان جامعه، امیدوارم که امضای تفاهمنامه امیدآفرین و اعتمادساز با مردم در اولویت قرار گیرد و قبل از امضای توافقنامه صلح با دشمن، به امضای مردم و مسئولان برسد.
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد.
انتهای پیام




