علیرضا بهادریان در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «حکمرانی در عصر هوش مصنوعی؛ چرا آینده ایران به نقشآفرینی جوانان گره خورده است؟» نوشت:
جهان در آستانه تحولی قرار گرفته که بسیاری از صاحبنظران آن را مشابه انقلاب صنعتی یا ظهور اینترنت میدانند. هوش مصنوعی دیگر یک فناوری صرف یا ابزاری برای تسهیل امور روزمره نیست. بلکه به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی، رقابت اقتصادی و کیفیت حکمرانی در قرن بیستویکم تبدیل شده است. کشورهایی که بتوانند این فناوری را بهدرستی در نظام تصمیمگیری، مدیریت عمومی و توسعه اقتصادی بهکار گیرند، نهتنها از مزیت رقابتی برخوردار خواهند شد، بلکه آینده نظم جهانی را نیز تحت تأثیر قرار خواهند داد.
در این میان، پرسشی مهم پیش روی ایران قرار دارد: آیا نظام حکمرانی کشور برای ورود به عصر هوش مصنوعی آماده است؟ و مهمتر از آن، آیا جوانان ایرانی بهعنوان موتور محرک این تحول در کانون سیاستگذاریها قرار دارند؟
امروزه مفهوم حکمرانی تنها به اداره امور توسط دولت محدود نمیشود. حکمرانی نوین بر پایه تصمیمگیری مبتنی بر داده، شفافیت، پاسخگویی، مشارکت شهروندان و بهرهگیری از فناوریهای نوین استوار است. هوش مصنوعی میتواند با تحلیل حجم عظیمی از دادهها، کیفیت تصمیمگیری را افزایش دهد، خدمات عمومی را هوشمندتر کند، هزینههای اداری را کاهش دهد، فساد را محدود سازد و سیاستگذاری را از تصمیمهای مبتنی بر حدس و گمان به تصمیمهای مبتنی بر شواهد تبدیل کند.
این تحول، صرفاً یک ادعای نظری نیست. گزارشهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) نشان میدهد که استفاده از هوش مصنوعی مولد در میان شهروندان و بنگاههای اقتصادی با سرعتی کمسابقه در حال افزایش است و بسیاری از دولتها نیز راهبردهای ملی هوش مصنوعی را در دستور کار خود قرار دادهاند. همزمان، مجمع جهانی اقتصاد پیشبینی میکند که طی سالهای آینده، بخش قابل توجهی از مشاغل دستخوش تغییر خواهد شد و مهارتهایی مانند تحلیل داده، تفکر انتقادی، خلاقیت و توانایی کار با سامانههای هوشمند، به مهمترین سرمایه نیروی کار تبدیل خواهند شد. این روندها نشان میدهد که رقابت آینده کشورها، علاوه بر اینکه بر سر منابع طبیعی باشد، بر سر کیفیت سرمایه انسانی و توانایی بهرهگیری از فناوریهای نوین نیز خواهد بود.
با این حال، فناوری بهتنهایی تحولآفرین نیست. آنچه آینده کشورها را تعیین میکند، کیفیت سرمایه انسانی، کارآمدی نهادها و توانایی نظام حکمرانی در هدایت این تحول است. تجربه کشورهایی مانند سنگاپور، استونی، کرهجنوبی و امارات نشان میدهد که موفقیت در حوزه هوش مصنوعی، پیش از آنکه نتیجه خرید تجهیزات یا توسعه نرمافزار باشد، حاصل سرمایهگذاری مستمر بر آموزش، پژوهش، نوآوری، حکمرانی داده و اعتماد به نسل جوان است.
ایران نیز از این منظر با کمبود استعداد مواجه نیست. هزاران دانشجوی مستعد، پژوهشگر توانمند، برنامهنویس، متخصص علوم داده و کارآفرین جوان در کشور حضور دارند که توانایی ایفای نقش در این تحول را دارند. موفقیت بسیاری از متخصصان ایرانی در دانشگاهها، مراکز پژوهشی و شرکتهای معتبر جهان نیز گواهی بر این ظرفیت است. مسئله اصلی، کمبود نیروی انسانی نیست. بلکه ایجاد بستری است که این ظرفیت بتواند در خدمت توسعه ملی قرار گیرد.
با وجود این ظرفیت، هنوز فاصله محسوسی میان توان علمی جوانان و ساختارهای سیاستگذاری وجود دارد. نظام آموزشی در بسیاری از موارد همچنان بر محفوظات و مدرکگرایی تأکید دارد، ارتباط دانشگاه با صنعت و دستگاههای اجرایی محدود است، بسیاری از استارتاپهای فناورانه با موانع مالی و حقوقی روبهرو هستند و مشارکت جوانان متخصص در فرآیندهای تصمیمسازی و سیاستگذاری عمومی هنوز به سطح مطلوب نرسیده است. در چنین شرایطی، خطر آن وجود دارد که ایران به جای تولیدکننده فناوری، صرفاً به مصرفکننده محصولات هوش مصنوعی سایر کشورها تبدیل شود.
از سوی دیگر، هوش مصنوعی تنها فرصت نیست. بلکه چالشهایی نیز به همراه دارد. تغییر بازار کار، دگرگونی ماهیت مشاغل، نگرانیهای مربوط به حریم خصوصی، امنیت دادهها، سوگیری الگوریتمها و مسئولیتپذیری سامانههای هوشمند، همگی موضوعاتی هستند که نیازمند قانونگذاری و حکمرانی هوشمندانهاند. توسعه هوش مصنوعی بدون چارچوبهای حقوقی، اخلاقی و نظارتی مناسب، میتواند به کاهش اعتماد عمومی، تعمیق نابرابریها و شکلگیری مخاطرات جدید منجر شود.
در همین چارچوب، مفهوم «حکمرانی هوش مصنوعی» صرفاً به استفاده دولتها از فناوری محدود نمیشود. بلکه به توانایی دولت در تنظیمگری، تدوین قوانین، حفاظت از حقوق شهروندان، تضمین شفافیت الگوریتمها، صیانت از دادههای عمومی و ایجاد تعادل میان نوآوری و مسئولیتپذیری اشاره دارد. آینده حکمرانی، بیش از آنکه به دیجیتالی شدن خدمات وابسته باشد، به کیفیت قواعدی وابسته است که بر توسعه و استفاده از هوش مصنوعی حاکم خواهند بود.
در چنین شرایطی، نقش جوانان صرفاً استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی نیست. نسل جوان باید در طراحی سیاستها، تولید فناوری، کارآفرینی، پژوهش، آموزش و حتی تدوین قوانین مرتبط با این حوزه نقشآفرین باشد. حکمرانی آینده بدون مشارکت نسل جوان، حکمرانیای ناقص خواهد بود. زیرا این نسل بیش از هر گروه دیگری با فناوریهای نوین زندگی کرده، آنها را درک میکند و توانایی سازگاری با تغییرات سریع را دارد. از همین رو، مشارکت جوانان در شوراهای مشورتی، نهادهای سیاستگذار، مراکز نوآوری و فرآیندهای تصمیمسازی، نه یک اقدام نمادین، بلکه ضرورتی برای ارتقای کیفیت حکمرانی است.
اگر ایران میخواهد در دهههای آینده جایگاه مناسبی در اقتصاد دانشبنیان و رقابت جهانی داشته باشد، چند اقدام اساسی ضروری به نظر میرسد: تدوین راهبرد ملی حکمرانی هوش مصنوعی، اصلاح نظام آموزشی با تمرکز بر مهارتهای آینده، توسعه آموزش علوم داده و هوش مصنوعی، تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت، حمایت مؤثر از شرکتهای دانشبنیان و استارتاپها، توسعه زیرساختهای داده و مهمتر از همه، ایجاد فرصت واقعی برای حضور جوانان متخصص در فرآیندهای تصمیمسازی و سیاستگذاری.
تجربه جهانی نیز مؤید همین ضرورت است. کشورهایی که امروز در شاخصهای نوآوری، دولت دیجیتال و اقتصاد دانشبنیان پیشتاز هستند، سالها پیش سرمایهگذاری بر آموزش، پژوهش و توانمندسازی نسل جوان را آغاز کردهاند. آنها دریافتهاند که هوش مصنوعی، پیش از آنکه یک پروژه فناورانه باشد، یک پروژه حکمرانی است؛ پروژهای که موفقیت آن به کیفیت نهادها، سرمایه انسانی و اعتماد متقابل میان دولت، دانشگاه، بخش خصوصی و جامعه بستگی دارد.
هوش مصنوعی آینده را خواهد ساخت. اما این آینده را انسانها طراحی میکنند. آینده ایران نیز نه صرفاً به پیشرفت فناوری، بلکه به نحوه استفاده از استعدادهای انسانی خود وابسته است. اگر جوانان بهعنوان سرمایهای راهبردی دیده شوند و فرصت نقشآفرینی واقعی پیدا کنند، هوش مصنوعی میتواند به ابزاری برای توسعه، عدالت، افزایش بهرهوری و حکمرانی کارآمد تبدیل شود. اما اگر این سرمایه انسانی نادیده گرفته شود، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز نخواهند توانست شکاف توسعه را جبران کنند.
انتهای پیام




