کانال تلگرامی افق رویداد نوشت:
نکته: واژه نقص، کامل و طراحی، انسانمحورانه است؛ اما برای پیشبرد بحث چارهای هم جز استفاده از این واژهها نیست؛ تلاش کردهایم تا جای ممکن جایگزین بهتری پیدا کنیم.
بدن انسان اغلب بهعنوان نمونهای از یک ساختار «کامل» توصیف میشود، اما از دیدگاه زیستشناسی تکاملی، بدن انسان نه محصول یک طراحی از پیش تعیینشده، بلکه نتیجه میلیاردها سال تغییرات تدریجی و انباشتهشدن سازگاریهای زیستی است.
تکامل مانند یک مهندس که سامانهای را از صفر و بر اساس یک نقشه کامل طراحی میکند عمل نمیکند؛ بلکه بر پایه ساختارهای موجود تغییر ایجاد میکند.
به همین دلیل، بدن انسان مجموعهای از سازگاریها و مصالحههای تکاملی است؛
ویژگیهایی که در شرایط گذشته برای بقا و تولیدمثل کافی بودهاند، اما همچنان محدودیتهایی را به ارث گذاشتهاند که بر سلامت و عملکرد انسان امروزی اثر میگذارند.
یکی از نمونههای روشن این موضوع ستون فقرات انسان است.
ستون فقرات از نیاکان چهارپای ما به ارث رسیده است؛ ساختاری که در اصل برای حرکت افقی و محافظت از نخاع در جانوران چهارپا شکل گرفته بود. با تکامل راه رفتن روی دو پا، همین ساختار باید وظایف جدیدی مانند تحمل وزن بدن در وضعیت عمودی، حفظ تعادل و فراهم کردن انعطافپذیری را بر عهده میگرفت.
این تغییر تدریجی(چند میلیون ساله) باعث شد ستون فقرات انسان در برابر برخی فشارها حساستر باشد و زمینه برای مشکلاتی مانند کمردرد، فتق دیسک و فرسایش مهرهها فراهم شود.
نمونه مشهور دیگر، عصب حنجره است.
این عصب بهجای طی کردن یک مسیر مستقیم از مغز به حنجره، مسیری طولانیتر را طی میکند؛ ابتدا به سمت قفسه سینه پایین میرود، دور یکی از سرخرگهای بزرگ حلقه میزند و سپس به سمت حنجره بازمیگردد.
دلیل این مسیر به تاریخ تکاملی مهرهداران بازمیگردد؛ زمانی که ساختارهای مرتبط با آبششها چنین آرایشی داشتند. با تغییرات بعدی در بدن مهرهداران و افزایش طول گردن، این مسیر همچنان باقی ماند، زیرا تغییر آن از نظر تکاملی ضروری یا آسان نبود.(واژه ضرروی هم بار انسانمحورانه دارد)
چشم انسان نیز نمونهای از اثر تاریخ تکاملی است.
در مهرهداران، شبکیه به شکلی سازمان یافته که سلولهای گیرنده نور پشت لایههای عصبی قرار گرفتهاند؛ بنابراین نور پیش از رسیدن به گیرندهها باید از میان این لایهها عبور کند. همچنین محل خروج عصب بینایی از شبکیه باعث ایجاد ناحیهای بدون گیرنده نوری میشود که به آن نقطه کور گفته میشود.مغز انسان معمولا این ناحیه را بهصورت خودکار پر میکند و ما متوجه آن نمیشویم.
دندانهای انسان نیز بازتابی از مسیر تکاملی ما هستند.
انسان تنها دو مجموعه دندان، شیری و دائمی، تولید میکند و برخلاف برخی جانوران مانند کوسهها توانایی جایگزینی مداوم دندانها را ندارد.
همچنین دندانهای عقل زمانی برای آروارههای بزرگتر و رژیم غذایی سختتر نیاکان انسان مفید بودند، اما با تغییرات تدریجی در اندازه فک و شیوه تغذیه، در بسیاری از انسانهای امروزی فضای کافی برای رویش طبیعی آنها وجود ندارد و ممکن است باعث نهفتگی یا ازدحام دندانها شوند.
لگن انسان نیز نمونهای از یک سازگاری همراه با مصالحه است.
از یک سو، ساختار لگن باید برای راه رفتن کارآمد روی دو پا مناسب باشد و از سوی دیگر باید امکان تولد نوزادی با مغز بزرگ را فراهم کند.
نتیجه این تعادل پیچیده، فرایند زایمان دشوارتر در انسان نسبت به بسیاری از پستانداران دیگر است؛ موضوعی که در طول تاریخ باعث اهمیت همکاری اجتماعی و مراقبت جمعی هنگام تولد شده است.
وستیجیتال
برخی ساختارهای بدن نیز باقی ماندهاند، زیرا وجود آنها به اندازهای زیانبار نبوده که انتخاب طبیعی باعث حذف کاملشان شود.
یعنی کارکرد اجدادی خودشان را از دست دادهاند.
برای مثال، آپاندیس دیگر مانند گذشته اندامی کاملا بیکارکرد در نظر گرفته نمیشود و احتمالا در عملکرد ایمنی و حفظ برخی باکتریهای مفید روده نقش محدودی دارد، هرچند میتواند دچار التهاب شود. سینوسهای اطراف بینی نیز احتمالاً در ویژگیهایی مانند سبکتر شدن جمجمه و تغییر کیفیت صدا نقش دارند، اما ساختار آنها میتواند انسان را مستعد گرفتگی و برخی عفونتها کند.
همچنین عضلات کوچک اطراف گوش که در بسیاری از پستانداران برای حرکت دادن گوشها و جهتیابی بهتر صدا کاربرد دارند، در انسان معمولا نقش بسیار محدودی دارند.
این نمونهها نشان میدهند که بدن انسان حاصل یک مسیر طولانی تاریخی است؛ مسیری که در آن تغییرات جدید بر پایه ساختارهای قدیمی شکل گرفتهاند.
تکامل تلاش نمیکند موجودات زنده را به یک وضعیت نهایی یا کامل برساند، بلکه ویژگیهایی را حفظ میکند که در شرایط مشخص، برای بقا و تولیدمثل سودمند هستند.
از این دیدگاه، ویژگیهایی مانند کمردرد، دشواری زایمان، مشکلات دندان عقل یا برخی مشکلات سینوسی صرفا اتفاقاتی رندوم نیستند؛ بلکه پیامدهای طبیعی تاریخ تکاملی انسان و سازگاریهای تدریجیای هستند که طی میلیونها سال شکل گرفتهاند.
انتهای پیام




