از فنجان چای تا صندلی داونینگ استریت؛ چشم‌انداز نوگرایی برنهام و چالش‌های واقع‌گرایی

جواد ابویی از لندن در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

«اول شیر، بعد چای!» این توصیه ساده در بریتانیا، فراتر از یک دستورالعمل روزمره، یکی از قدیمی‌ترین و جذاب‌ترین کل‌کل‌های فرهنگی این کشور را نمایندگی می‌کند. ریشه این بحث به گذشته‌های دور برمی‌گردد؛ زمانی که طبقه کارگر برای جلوگیری از ترک خوردن فنجان‌های سفالی ارزان‌قیمت خود در اثر شوک حرارتی، ابتدا شیر سرد را می‌ریختند. در مقابل، طبقه مرفه که در ظروف چینی اصیل و مقاوم چای می‌نوشید، با ریختن چای داغ در ابتدا، کیفیت و اصالت ظروف خود را به رخ می‌کشید. این مرزبندی طبقاتی، حالا به استعاره‌ای برای یک انتخاب بزرگ‌تر تبدیل شده است.

اندی برنهام، رهبر جدید حزب کارگر، روز جمعه در جریان یک سخنرانی ویژه در مقر «کنگره اتحادیه‌های کارگری» (TUC) در مرکز لندن، با هوشمندی از همین دوگانه معروف بهره گرفت. این سخنرانی، آخرین گام رسمی پیش از ورود او به پلاک ۱۰ خیابان داونینگ بود؛ چرا که برنهام قرار است روز دوشنبه، به دنبال استعفای کی‌یر استارمر، کرسی نخست‌وزیری بریتانیا را در دست بگیرد.

اما انتخاب این استعاره در میان نمایندگان طبقه کارگر، معنایی فراتر از یک ساختارشکنی ساده مدیریتی داشت. برنهام با دست گذاشتن روی روش «اول شیر»، آگاهانه به سراغ سنتی رفت که با هویت طبقه کارگر بریتانیا گره خورده است. در روزگاری که بحران‌های پیاپی اقتصادی بیشترین آسیب را به معیشت اقشار کم‌برخوردار وارد کرده، او از این نماد استفاده کرد تا خود را به این بدنه آسیب‌دیده نزدیک کند. این حرکت، سیگنالی صریح برای بازگشت حزب کارگر به ریشه‌های اصلی خود و معرفی برنهام به عنوان مدافع طبقات فرودست در برابر فشارهای معیشتی بود.

او در ادامه این مسیر نمادین، چشم‌انداز اقتصادی دولت خود را بر پایه نوسازی، تقویت کنترل عمومی، صنعتی‌سازی دوباره و، از همه مهم‌تر، بازگرداندن قدرت به جوامع محلی ترسیم کرد تا امید را به جامعه تزریق کند.

البته محک زدن این نگاه حمایتی در کارنامه برنهام به عنوان شهردار منچستر، نشان می‌دهد که مسیر عدالت اجتماعی همیشه هم هموار نیست. ماجرای جنجالی «منطقه هوای پاک» نمونه بارزی از فاصله میان ایده‌های جذاب و واقعیت‌های ملموس جامعه است. این طرح که با هدف کاهش آلودگی هوا و از طریق وضع عوارض بر خودروهای آلاینده کلید خورد، به‌قدری فشار مالی سنگینی بر دوش اصناف، رانندگان و صاحبان کسب‌وکار گذاشت که با موجی از اعتراضات مواجه شد. در نهایت، برنهام برای جلوگیری از فشار مضاعف بر مردم، ناچار به عقب‌نشینی و توقف طرح شد؛ اقدامی که نشان داد او ترجیح می‌دهد هزینه سیاست‌های زیست‌محیطی بر دوش طبقات ضعیف سنگینی نکند.

با این حال، رویکرد او برای حمایت از اقشار کم‌برخوردار در حوزه‌های دیگر، به‌ویژه مسکن، کاملاً فعال است. پیشنهادهای نوآورانه او، از جمله اصلاح نظام مالیاتی برای تسهیل خانه‌دار شدن جوانان، دقیقاً در راستای همان نگاه «اول شیر» و حمایت از کسانی است که بیشترین لطمه را از شرایط اقتصادی خورده‌اند. ایده او مشخصاً اعطای معافیت‌های مالیاتی به جوانان تازه‌استخدام‌شده است تا بتوانند پولی را که قرار بود بابت مالیات بپردازند، برای تأمین پیش‌پرداخت نخستین خانه خود پس‌انداز کنند.

در کنار این، طرح جایگزینی مالیات سنتی «استمپ دیوتی» (مالیات بر تمبر) با مالیاتی مبتنی بر ارزش واقعی ملک، راهکار واقع‌بینانه دیگری است که می‌تواند بار مالی بر دوش خریداران خرد را کاهش داده و فشار را به شکلی عادلانه‌تر توزیع کند.

اما وقتی پای اجرای این ایده‌های عدالت‌محور در سطح ملی به میان می‌آید، واقع‌گرایی حکم می‌کند که محدودیت‌های مالی، بوروکراسی سنگین دولتی و مقاومت‌های ساختاری نادیده گرفته نشوند. تأمین بودجه چنین طرح‌های حمایتی کلانی، آن هم بدون بر هم زدن تراز مالی کشور، خود چالشی تمام‌عیار است. فراتر از آن، جلب همراهی اعضای کابینه و عبور از سد نمایندگان پارلمان برای تصویب این تغییرات، مسیر پرپیچ‌وخمی است که پیش روی نخست‌وزیر جدید قرار دارد. آزمون واقعی یک رهبر تحول‌خواه، نه در جسارت ایده‌پردازی، بلکه در هنر مدیریت همین موانع در میدان عمل است.

حالا و با ورود اندی برنهام به عنوان نخست‌وزیر، مسیر پیش روی دولت با پرسش‌های اساسی روبه‌روست. این انتقال قدرت، در ظاهر شاید با یک تعارف فرهنگی درباره نحوه سرو چای آغاز شده باشد، اما در لایه‌های عمیق‌تر، از حضور چهره‌ای خبر می‌دهد که می‌خواهد با تکیه بر بدنه اجتماعی طبقه کارگر، مسائل بنیادین کشور را حل‌وفصل کند.

با این همه، عیار موفقیت دولت جدید را نه زرق‌وبرق ایده‌ها و شعارهای حمایتی، بلکه توانایی برنهام در عبور از موانع و ایجاد تغییرات ملموس در زندگی مردم تعیین خواهد کرد. او اگر می‌خواهد به سرنوشت سلف خود دچار نشود و ناگزیر به استعفا نباشد، چاره‌ای ندارد جز آنکه پای خود را بر زمین سخت واقعیت‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بریتانیا بگذارد. تنها از این مسیر است که می‌تواند اعتماد ترک‌خورده افکار عمومی را ترمیم کرده و جایگاه حزب کارگر را در جامعه دوباره مستحکم کند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *