پرویز خوشکلام خسروشاهی، رئیسکل سابق بیمه مرکزی، در گزارشی مفصل که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، از آنچه «فعالیت باجنیوزها» در صنعت بیمه میخواند، انتقاد کرده و مدعی شده است برخی رسانههای تخصصی با هدف اعمال نفوذ در انتصابات، دریافت منافع و ایجاد فشار بر مدیران فعالیت میکنند.
او در این گزارش میگوید فعالیتهای تخریبی علیه او در دو ماه پایانی مسئولیتش، پس از آن شدت گرفت که بیمه مرکزی بررسی درباره روابط مالی برخی رسانهها با شرکتهای بیمه را آغاز کرد. به گفته او، ارسال نامهای «خیلی محرمانه» به مدیران عامل شرکتهای بیمه برای دریافت اطلاعات درباره این روابط، به بیرون درز کرد و پس از آن موجی از حملات رسانهای علیه او و برخی مدیران بیمه مرکزی شکل گرفت.
خوشکلام خسروشاهی همچنین مدعی است برخی از این رسانهها تلاش میکردند با القای نفوذ در بیمه مرکزی، در انتصابات نقشآفرینی کنند یا چنین تصوری را به فعالان صنعت بیمه بفروشند. او میگوید این افراد در صورت برآورده نشدن خواستههایشان، با انتشار مطالب تخریبی، توهینآمیز یا اطلاعات جهتدار علیه مدیران و شرکتهای بیمه اقدام میکردند.
رئیسکل سابق بیمه مرکزی در بخش دیگری از گزارش، با اشاره به تجربههای شخصی خود، از مراجعه برخی فعالان رسانهای پیش از انتصابش، ادعای نقشآفرینی آنان در انتصابات، فشار برای گرفتن سمت یا معرفی افراد، و نیز تلاش برای اثرگذاری بر تصمیمهای مدیریتی سخن گفته است.
او در ادامه، این پدیده را عاملی برای آسیب به امنیت روانی فعالان صنعت بیمه، کاهش اعتماد عمومی، تضعیف سرمایه اجتماعی صنعت بیمه و ایجاد اخلال در روند توسعه این صنعت دانسته و توضیح داده است که چرا بیمه مرکزی تصمیم گرفت موضوع را بهصورت رسمی بررسی کند.
در روزهای اخیر یکی از رسانههای متهم به باجگیری از سوی هیات منصفهی دادگاه مطبوعات مجرم شناخته شد.
متن کامل گزارش ۲۹
متن کامل این گزارش که گزارش بیست و نهم آقای خوشکلام خسروشاهی است در ادامه میآید:
طی یکی دو ماه اخیر فعالیتهای تخریبی زیادی توسط دو سه باجنیوز مشهور بیمهای در فضای مجازی علیه اینجانب صورت گرفت که بعضاً نهایت جهالت، ابتذال و سقوط اخلاقی آنان را نشان داد و باید به حال کسانیکه اسپانسری اینها را میکنند یا بنام تعامل و مدیریت به آنان حقالسکوت میدهند تأسف خورد و به آنها هشدار داد که در نهایت این پدیده زشت یقه خود آنها را خواهد گرفت.
به این بهانه در گزارش پیش رو ابتدا نمونههایی عینی از فعالیت باجنیوزها در صنعت بیمه مطرح میگردد و سپس در خصوص علل افزایش محسوس تخریبها در یکی دو ماه اخیر توضیح داده میشود. هدف اصلی هم این است که تجربه عینی خود را در این خصوص با همگان در میان بگذارم تا کمک کنیم این فضای آلوده و مسموم و حتی غیرانسانی در میان ما کمرنگ شود.
بررسی و نقد عملکردها بخصوص در رسانههایی که ادعای تخصصی بودن دارند غیر از هجونویسی، خالهزنکنویسی، دروغگویی، توهین و تحقیر است. با هر رسانه یا فعال رسانهای که علیه شخص من مطلب انتقادی و حتی تخریبی نوشته یا مینویسد هیچ مشکلی نداشته و ندارم و حداکثر کاری که میکنم پاسخ دادن و شفافسازی موضوعاتی است که مطرح میکنند. اما مسأله باجنیوزها نقد نیست، بلکه آنها میخواهند در بیمه مرکزی اعمال نفوذ کنند یا اینکه وجود چنین نفوذی را القاء و آنرا به فعالان صنعت بیمه بفروشند و چون اجازه چنین کاری به آنها داده نمیشد طبعاً علیه بیمه مرکزی فعالیت میکردند و چون تخصص و دانش کافی نسبت به موضوعات بیمهای هم ندارند و لذا نمیتوانند مباحث فنی را مطرح کنند و وقتی هم مطرح میکنند بسیار مضحک از آب در میآید، از این رو به خالهزنکنویسی و تخریب و دادن نسبتهای خلاف واقع یا دروغ در لباس زیبایی بنام رسانه تخصصی صنعت بیمه روی میآوردند.
اواسط تابستان ۱۴۰۳ هفتهها قبل از اینکه مسوولیت ریاست کلی بیمه مرکزی را عهدهدار شوم با شایع شدن این موضوع چند نفر از باجنیوزهای شناختهشده صنعت بیمه بعد از مدتها مجدداً دور بر من پیدایشان شد. بهانه آنها هم گزارش دادن از تخلفات تیم مستقر و همچنین القای این بود که در انتصابات نقش دارند و برای واگذاری این مسوولیت به من در تلاش هستند. من هم در خصوص مورد اول میگفتم مستندات ادعای خود را بدهید و درباره مورد دوم هم میگفتم بنده برنامهای برای تصدی سمت مورد اشاره ندارم و نیازی به تلاش شما هم نیست. هر چند نفوذی هم نداشتند که بتوانند تلاش موثری بکنند، اگر هم تلاش مینمودند با توجه به تصویری که از آنان در اذهان و بخصوص افراد معتبر و محترم وجود داشت قطعاً نتیجه معکوس میداد. خودم هم از این افراد شناخت کافی داشتم و از دوستیها و دشمنیهای فرصتطلبانه و موسمی آنان آگاه بودم. به همین دلیل حتی وقتی که از من تعریف و تمجید میکردند هم اجازه نمیدادم زیاد به من نزدیک شوند یا به دفترم رفت و آمد داشته باشند. وقتی قائم مقام بیمه مرکزی یا مشاور رئیس کل بودم نیز چنین بود و به آنان چنین اجازهای ندادم. چند بار هم که از رفت و آمد آنان به دفتر روسای کل وقت مطلع شدم هشدار لازم را به آن عزیزان دادم. در بیرون از محیط کار هم با آنان بجز یک مورد که در ادامه توضیح میدهم هیچ وقت دیداری نداشتهام مگر برخی برخوردهای تصادفی و ناخواسته. این درحالی است که دفتر من به روی همه باز بود و هیچ تماس تلفنی، پیام در شبکههای مجازی و تقاضای ملاقاتِ افراد شناس و ناشناس را رد نمیکردم و به همه پاسخ میدادم. حتی بسیاری از دوستان رسانهای سؤالات خود را از همین طریق به من اعلام و پاسخ خود را دریافت میکردند.
چند هفته قبل از شروع دوره ریاست کلی از یکی از همکاران بیمه مرکزی شنیدم که یکی از این افراد پر ادعا و پر سر و صدا با نام بردن از برخی معاونین و مدیران وقت بیمه مرکزی ادعا کرده مواردی از سوءجریان در خصوص آنان وجود دارد. از ایشان خواستم اگر مایلند به آن فرد بگویند مستندات خود را ارائه کند. گفته بود بهتر است مستندات را حضوری ارائه کنم. همکار مورد نظر جلسهای ترتیب دادند تا آن فرد بیاید و مستندات خود را ارائه کند. وقتی آمد هیچ مدرکی ارائه نداد و حدود ۳۰ دقیقه صحبت کرد که جز مشتی حرف بی سر و ته و تخریب بیسند افراد مورد اشاره، چیزی در آن نبود. بعدها هم شنیدم در خصوص این دیدار اینجا و آنجا مطالبی خلاف واقع بیان کرده و آنرا مستمسک برخی فرار به جلوهای خویش قرار داده است.
مورد دیگر به هفته اول دوره مسوولیت اینجانب بر میگردد که به قرار اطلاع یکی دیگر از باجنیوزهای مورد اشاره در غیاب من در بیمه مرکزی حضور مییابد و در برخی اتاقها میچرخد و بابت تغییر یکی از معاونان بیمه مرکزی اعلام پیروزی میکند. کار او کار بسیار زشتی بود که به محض خبردار شدن از این موضوع اقدام مقتضی درباره او انجام شد.
بعد از آن هم مدتی تلاش داشتند موضوع جابجائی برخی افراد را که تصور میکردند تغییر خواهند کرد در فضای مجازی مطرح نمایند تا وقتی اتفاق افتاد آنرا نشانهای از نفوذ خود در بیمه مرکزی دانسته و آنرا به دیگران بخصوص شرکتهای بیمه بفروشند. از این رو اگر هم در خصوص یکی دو نفر قرار بر تغییر بود به تأخیر افتاد تا باجنیوزها نتوانند آنرا به دیگران بفروشند. آنها حتی عضویت ما در گروههای خود در فضای مجازی را به دیگران میفروختند و وقتی از گروههایشان خارج میشدیم عصبانی شده و بیادبی میکردند و انواع پیامهای تهدید و توهینآمیز میفرستادند. شنیدم با خیلی از افرادی که از گروههای اینها خارج میشدند هم چنین برخوردی دارند.
برخی از این افراد ظاهراً حتی فعالیت رسانهای در صنعت بیمه را تیول خود دانسته و انتظار دارند هر فردی که قصد انجام فعالیت رسانهای جدی در این صنعت دارد قبلاً با آنها هماهنگ نموده و اذن بگیرد و حق تیولداری آنها را بدهد!
دوران دانشجویی بعضاً برای رفتن به خوابگاه به همراه تعدادی از همکلاسیها یا همدانشگاهیها به چهارراه پارکوی در تهران میآمدیم تا با تاکسی یا مسافربرهای شخصی به میدان هفت تیر برویم. عمده آنها پراید و عموماً هم فرسوده بودند و صندلیهای سالمی نداشتند. بارها اتفاق میافتاد که به همین دلیل لباس بچهها آسیب میدید. تا اینکه پژو آر دی به بازار آمد. وقتی خودروهای جدید در پارکوی میایستادند تا مسافر سوار کنند، رانندگان پرایدهای فرسوده که منتظر سوار کردن مردم بودند با دیدن اینکه مسافرها بسوی خودروهای جدید میروند عصبانی میشدند و مسافران را مجبور میکردند پیاده شده و سوار خودروی آنها شوند. خیلی وقتها هم کار به دعوا و کتککاری با رانندگان پژو آر دی میکشید. رانندگان آن پرایدها در واقع آنجا را تیول خود میدانستند و با رانندگان پژو که وارد تیول آنها میشدند برخورد خشونتآمیز میکردند و هر مسافری هم که میخواست سوار خودروی آنها شود با برخورد قهرآمیز آنان مواجه میشد.
رفتار برخی از باجنیوزهای شناختهشده صنعت بیمه شبیه رفتار رانندگان پرایدهای فرسوده اواسط دهه ۱۳۷۰ در چهارراه پارکوی تهران است. یادم هست که حدود یکسال و اندی پیش وقتی یک رسانه جدید در صنعت بیمه شروع به فعالیت کرد چنین اتفاقی برایش پیش آمد اما او زیر بار خواسته خالهزنکنویس مشهوری که چنین برخوردی با او داشت نرفت. چند وقت بعد، رئیس محترم یکی از شبکههای صدای و سیما به همراه تیمی بیمه به مرکزی آمدند و پیشنهاد ساخت سریالی در خصوص مسائل بیمهای و ترافیکی با هدف توسعه فرهنگ بیمه دادند. بهشخصه اعتقادی به اثرگذاری چنین سریالهایی در حوزه بیمه نداشتم و ندارم، ولی به احترام ایشان گفتم بررسی و نتیجه را اعلام میکنیم. از این رو قرار شد دوستان روابط عمومی با سندیکای بیمهگران و صندوق تأمین خسارتهای بدنی صحبت کنند تا اگر شرکتهای بیمه و صندوق تمایل داشتند ما هم همراهی کنیم اقدام شود، در غیراینصورت موضوع منتفی گردد. چند روز بعد دوستان به من گفتند که سندیکا اعلام کرده نامهای بنویسیم تا نظر بدهند که قرار شد نامه را بنویسند.
نامهای را که روابط عمومی بیمه مرکزی به سندیکا نوشته بود، سندیکا برای دریافت نظرات به شرکتهای بیمه ارسال میکند. در این میان نامه مذکور به طریقی در اختیار همان کسی قرار میگیرد که از رسانه جدیدالورود خواستههایی را مطرح کرده بود. فرد مورد اشاره به نظر نه بخاطر مخالفت با ساخت سریال بلکه با تصور اینکه تهیهکننده آن سریال صاحب همین رسانه جدیدالورود خواهد بود، در حرکتی غیراخلاقی و دروغپردازانه به یک نامه ساده نظرخواهی برچسب بازاریابی برای ساخت سریال زد و بابت نوشتن آن نامه شروع کرد به جعل خبر و پروپاگاندای رسانهای ناشیانه در خصوص آن و وارد کردن اتهامات دروغین به روابط عمومی بیمه مرکزی – یک فرزند شهید محترم و پایبند به اصول که حاضر نبود به زیادهخواهیهای او تن دهد-، تا به خیال خود از رسانه جدیدالورود یادشده و سایر کسانیکه زیر بار زیادهخواهیهای او نمیرفتند انتقام یا باج بگیرد.
این افراد به واقع فعالیت رسانهای نمیکنند بلکه در پوشش رسانه به فعالیتهای کژمنشانه دیگری مشغولند. کار آنها خالهزنکنویسی با هدف تخریب شخصیت شرکتهای بیمه و مدیرانی است که به زیادهخواهیهای آنها تن نمیدهند. آنها وقتی به مسوولیت بیمه مرکزی منصوب شدم جشن گرفتند و تعابیر اغراقآمیزی دربارهام بکار بردند، ولی خیلی زود با مشاهده برآورده نشدن انتظارات خارج از قاعدهشان ناامید شدند و یواشیواش زاویه گرفتند و فعالیتهای تخریبی خود را شروع کردند.
در ادامه به علل افزایش محسوس تخریبها در یکی دو ماه اخیر میپردازم.
از وقتی مسوولیت ریاست کلی بیمه مرکزی را در شهریور ۱۴۰۳ بر عهده گرفتم در جلسات و گفتگوهای مختلف حضوری و مجازی و نظایر آن کارشناسان، مدیران، مدیران عامل و اعضای هیأت مدیره شرکتهای بیمه و حتی رسانههای بیمهای و غیربیمهای با نام بردن از افراد مورد اشاره خواستار تدبیر برای فضای رسانهای نامناسب صنعت بیمه و ناامنی روانی بودند که آنها ایجاد میکردند. گزارشات زیادی اعم از تأییدشده و تأیید نشده حاکی از آن بود که این افراد تحت فشارهای رسانهای حقوق ماهانه یا مبالغ کلانی را از شرکتهای بیمه دریافت میکنند یا اینکه با تشکیل محافل و جلسات مختلف تلاش میکنند در انتصابات شرکتهای بیمه مداخله نموده و زمینه تدوام روابط مالی مذکور یا ایجاد روابط مالی جدید با آنانرا فراهم کنند. به قرار اطلاع این افراد به محض خبردار شدن از مطرح گردیدن شخصی برای تصدی سمت مدیر عاملی یا سمتهای کلیدی دیگر در هر یک از شرکتهای بیمه، با او ارتباط گرفته و وی را برای برآورده کردن خواستههای خود از جمله گرفتن سمت در شرکت متبوع یا معرفی افراد برای تصدی پستها تحت فشار قرار میدهند. در یک مورد یکی از این باجنیوزها، به من پیام داده و دلیل فعالیت رسانهای خود علیه یکی از مدیران عامل وقت شرکتهای بیمه را توضیح داده بود. او نوشته بود ما برای مدیر عامل شدن فلانی خیلی لابی کردیم و او قول داده بود یک پست معاونت به ما بدهد. ولی بعد از مدیر عاملی به تلفنهای ما جواب نمیدهد به همین دلیل ما هم او را میزنیم؟! یعنی دلیل اینکه علیه او مطلب مینوشت پست نگرفتن بود، نه نقد موضوعاتی که مستمسک نوشتن قرار میداد. یعنی در کمال پر رویی به من میگفت باج میخواستم نداد علیهاش مطلب مینویسم. اتفاقاً آن مدیر عامل آشنای به بیمه و فرد نسبتاً توانمندی بود و نوشتههای این شخص نیز مطالبی پوچ و مهمل مثلاً اینکه فلانی فلان زمان فلان جا کار میکرده پس صلاحیت این پست را ندارد بود؛ گو اینکه خودش پیش شمسالواعظین تعلیم روزنامهنگاری دیده و نزد دکتر جباری بیمه یاد گرفته! نه مهارتی در روزنامهنگاری داشت و دارد و نه چیزی از بیمه میدانست و میداند.
اساساً چنین اقداماتی از سوی این افراد تصویری بسیار نامناسب از صنعت بیمه نزد فعالان اقتصادی بیرون از این صنعت ساخته و لذا بر ورود سرمایه و نیروی انسانی باکیفیت به صنعت بیمه اثرات منفی میگذارد و روند رشد و توسعه بخش بیمه را دچار مشکلات جدی میکند.
فشار رسانهای بر شرکتهای بیمه، رقبا و حتی نهاد ناظر از طریق انتشار اطلاعات گمراهکننده و مخدوش و بعضاً جهتدار و خلاف واقع در خصوص شرکتهای بیمه یا مدیران فعال در صنعت بیمه و یا مخلوط کردن برخی اخبار و اطلاعات درست با اخبار و اطلاعات نادرست؛ برای رسیدن به برخی مقاصد نامطلوب و نامشروع یکی دیگر از مصادیق فعالیتهای کژمنشانه آنها بود که مشاهده یا گزارش میشد. مشخص است که انتشار اخبار و اطلاعات مخدوش و خلاف واقع درباره وضعیت شرکتهای بیمه یا مدیران ارشد آنها، سبب تخریب شخصیت سرمایههای انسانی و تضعیف سرمایه اجتماعی صنعت بیمه، ایجاد بیاعتمادی نسبت به صنعت بیمه، خطر بروز بیثباتی در بازار بیمه و وضعیت تعلیق و انتظار در شرکتها و تزلزل و بیثباتی در سیستم مدیریتی آنها شده و در روند خدماترسانی به بیمهگذاران و جامعه ایجاد اخلال میکند که نهایتاً دود همه اینها در چشم بیمهگزاران و بیمهشدگان که وظیفه اصلی بیمه مرکزی حمایت از حقوق آنهاست خواهد رفت.
این قبیل فعالیتهای مخرب و کژمنشانه موجب وصول شکایات زیاد از سوی مدیران و کارشناسان فعال در شرکتهای بیمه، بسیاری از صاحبنظران، شبکه فروش و حتی خود فعالان رسانهای درون و بیرون صنعت خطاب به بیمه مرکزی شده و آنان مستمراً خواستار چارهاندیشی در این خصوص بودند. بعنوان نمونه در جلسه همفکری که در اوایل مسوولیت در بیمه مرکزی با تعدادی از رسانهها و خبرگزاریهای فراگیر بیرون صنعت بیمه داشتیم آنها نیز بشدت از این موضوع و فعالیت مخرب و مبتذل باجنیوزها در صنعت بیمه گلهمند بودند.
ابتدا پاسخ من این بود که موضوع به وزارت ارشاد مربوط است و ما اختیاری برای برخورد با آن نداریم و صرفاً باید از جهت ارتباط آنها با خودمان و نهاد ناظر مراقبت کنیم تا این ارتباط کمکی به فعالیتهای کژمنشانه آنها نکند. اما با گذشت زمان و مشاهده اینکه از یکسو خود وزارت ارشاد و برخی دیگر از نهادهای نظارتی میگویند برخورد با این پدیده از خود بیمه مرکزی برمیآید و از سوی دیگر اقدامات آنها تصویری بسیار نامناسب از صنعت بیمه بخصوص به فعالان اقتصادی بیرون از صنعت مخابره کرده، بر بیاعتمادی جامعه به صنعت بیمه دامن میزند و مانع از ورود سرمایه و نیروی انسانی باکیفیت به صنعت بیمه میشود و این، روند رشد و توسعه بخش بیمه را دچار مشکل مینماید و همچنین سبب آسیب زدن به امنیت روانی فعالان صنعت بیمه میگردد؛ اوایل بهمن ۱۴۰۴ تصمیم گرفتیم برخی اقدامات را در این خصوص فعلاً در حد تحقیق و بررسی و جهت راستآزمایی گزارشهایی که واصل یا شنیده میشد انجام بدهیم. در اولین گام نامهای خطاب به مدیران عامل شرکتهای بیمه تنظیم و پس از مشورت با تعدادی از مدیران ارشد و حقوقدانان صنعت بیمه درباره متن آن، اوایل اسفند ماه برای شرکتها ارسال شد و در آن عنوان گردید که بیمه مرکزی با هدف سالمسازی محیط کسب و کار صنعت بیمه، کاهش کژمنشیها، ممانعت از بیثباتی در بازار بیمه و اخلال در روند خدماترسانی شرکتهای بیمه، ممانعت از تضعیف سرمایه اجتماعی صنعت بیمه و خدشهدار شدن اعتبار این صنعت و جلب مشارکت سرمایهگذاران و نیروی انسانی باکیفیت به صنعت بیمه؛ این موضوع را در دست بررسی دارد و از آنان خواست گزارشی از مراودات مالی خود با افرادی که چنین گزارشهایی درباره فعالیتهای آنان به بیمه مرکزی واصل میشود ارائه نمایند.
این نامه برچسب “خیلی محرمانه” داشت ولی متاسفانه شخص یا اشخاصی آنرا در اختیار افراد مورد اشاره قرار داده بودند. بعد از اینکه افراد مورد بحث از محتوی این نامه مطلع شدند همانطور که یکی دو نفر از مدیران ارشد صنعت بیمه که برای انجام این مکاتبه مورد مشورت قرار گرفته بودند نیز پیشبینی کرده و متذکر شده بودند، شروع کردند به انتشار مطالب تخریبی و توهینآمیز نسبت به بنده و تهدید همکارانی که در فرآیند تدوین و امضای نامه نقش داشتند. طبق شنیدهها حتی یکی از باجنیوزهای صنعت بیمه که میتوان او را خالهزنکنویس اعظم این صنعت نیز خواند، در مقاطع مختلف علاوه بر بیان برخی دروغهای شاخدار در خصوص نقش خود در اتفاقات صنعت بیمه و بیمه مرکزی و عزل و نصبها، با سوءاستفاده از روابط خانوادگی ادعایی خود با یک مقام محترم – که حتی اگر صحت هم داشته باشد این اقدامات وی از جهانی میتواند جنبه مجرمانه و کیفری داشته باشد – سعی داشته با برخی سخنان بیربط و سفسطهآمیز همکاران ما را مرعوب سازد.
به نظر میرسد ارسال نامه فوق به شرکتهای بیمه علت اصلی فعالیت تخریبی افراد مورد اشاره طی یکی دو ماه اخیر باشد که موضوع تغییر رئیس کل بیمه مرکزی نیز آنها را در این کار جریتر کرد. البته به نظر برخورد بیمه مرکزی با تخلف تعدادی از آنها که برخلاف آییننامههای شورایعالی بیمه دوشغله بودند و همزمان با فعالیت رسانهای، کارگزاری و نمایندگی بیمه داشتند نیز در این خصوص بیتأثیر نبود.




