گزارشی از کودک رانندگان | وقتی خودروها اسباب‌بازی می‌شوند!

محمد بهرامی در سایت ولایت نیوز (قزوین) نوشت: این روزها، رانندگی کودکان و نوجوانان، زیاد دیده می‌شود و تاکنون چندین مورد از آنها توسط راهنمایی و رانندگی متوقف و از ادامه کار آنها جلوگیری شده است؛ اما به نظر نمی‌رسد که این پایان ماجرا باشد.

نوجوانانی که دوست دارند یک شبه بزرگ شوند و به قول خودشان کارهای بزرگ انجام دهند. از نظر آنها رانندگی یک کار مردانه است که فقط بزرگسالان می‌توانند انجام دهند و وقتی کسی بتواند در سن نوجوانی این کار را انجام دهد یعنی دیگر بزرگ شده است!

آنها بزرگ شدن را دوست دارند اما از خطرات این کار خبر ندارند؛ تصادفات احتمالی، عدم توانایی در کنترل ماشین و انحراف از جاده و مسیر، برخورد با عابران و هزار و یک اتفاق دیگر که می‌تواند پیامد رانندگی افراد کم سن و سال باشد؛ اما ترسناک‌تر از رانندگی این کودکان، حمایت خانواده‌هایشان از آنها است که می‌تواند مشکلات را چند برابر کند و احتمالا در اتفاقات، درگیری را نیز رقم بزند .

طبق قانون، افراد کمتر از ۱۸ سال که نمی‌توانند برای گواهینامه اقدام کنند، حق رانندگی هم ندارند و این قانون به این دلیل گذاشته شده است که افراد بتوانند پس از رسیدن به سن قانونی گواهینامه بگیرند اما شاهدیم کودکان و نوجوانانی را که بدون داشتن مدرک درست و حسابی، با موتور در خیابان‌ها ویراژ می‌دهند و بیشتر درصد تصادفات را هم آنها سبب می‌شوند… .

رانندگی پسر ۱۲ ساله با نیسان!

هنوز پشت لبش سبز نشده بود و به قول امروزی‌ها «دهنش بوی شیر میداد» اما وقتی فهمیدم که چرا پایش به کلانتری باز شده تعجب کردم. پدرش همراهش بود، ساعت‌ها مقابل کلانتری منتظر شده بودند؛ بالاخره تشنگی و خستگی امانشان را برید و وارد مغازه شدند.

پرسیدم: چرا این همه مدت اینجا سرگردانید؟ مشکلتان چیست؟

پدرش که به سبک افراد فیلم‌های دهه ۵۰ حرف می‌زد ‌گفت: «پسر من را الکی گرفته‌اند.»

پرسیدم: کجا گرفته‌اند و به چه جرمی؟

گفت: «پسرم پشت فرمان ماشین بوده و داشته ماشین را سر باغ می‌آورده است اما او را گرفته‌اند.»

پرسیدم: پسرتان چند سال دارد؟

گفت: «حدود ۱۲ سال».

گفتم: خب پسر ۱۰ تا ۱۲ ساله که گواهینامه ندارد و نمی‌تواند رانندگی کند. چطور پسر شما می‌خواسته ماشین را سر باغ بیاورد؟ ماشینتان چه بوده؟

در کمال تعجب گفت: «نیسان!»

پرسیدم: نیسان؟

گفت: «بله! چیزی نیست! بنز ۱۰ تن نخواستیم که برای ما بیاورد، نیسان را خواستیم بیاورد سر باغ».

گفتم: پسر شما گواهینامه ندارد در سن ۱۰ -۱۲ سالگی شما از او خواستید که نیسان را برای شما و سر باغ بیاورد؟

گفت: «چه اشکالی دارد مگر؟ شما هم طرز فکرتان مثل همین‌هایی است که پسر مرا گرفته‌اند، مگر چه ایرادی دارد؟ من از بابت او خیالم راحت است، من بارها رانندگی او را دیده‌ام با هم زیاد این طرف وآن طرف رفته‌ایم، خودم به او رانندگی یاد داده‌ام.»

تعجبم بیشتر شد و دوباره گفتم: شما در مسیرهای بیرون شهری هم ماشینتان را به دست پسرتان که ۱۰ -۱۲ سال دارد می‌دهید؟

گفت: «بله مگر چه اشکالی دارد وقتی می‌تواند رانندگی کند؟ از الان باید مرد شود.»

خنده‌ام گرفت و گفتم: این حرف واقعا پذیرفتنی نیست او واقعا هنوز بچه است، بد و خوب را نمی‌داند، چطور شما از او انتظار دارید رانندگی کند آن هم بدون اینکه گواهینامه داشته باشد؟ خب شما از همین الان دارید راه تخلف را به اون می‌آموزید، خب او بزرگتر که شود کارهای دیگر را هم بدون داشتن مدرک انجام می‌دهد.

گفت: «این حرف‌ها نیست بالاخره باید بتواند به ما کمک کند جربزه اش را هم دارد.»

گفتم: بله، کمک می‌کند ولی وقتی که بزرگ شد، نه در این سن و سال. با این کار، شما اول به او ضربه می‌زنید و بعد به خودتان. خدای نکرده اگر او تصادف کند می‌دانید چقدر مشکل برایتان درست می‌شود؟

گفت: «نه، من به رانندگی او اطمینان دارم، همانقدر که به خودم اطمینان دارم به رانندگی پسرم هم اطمینان دارم، بالاخره بچه من است من او را می‌شناسم می‌دانم که می‌تواند از پس این کار بر بیاید.»

من حیران مانده بودم که چگونه پدری می‌تواند اینگونه فکر کند آن هم درباره بچه‌ای که تنها ۱۰ یا ۱۲ سال سن دارد و چگونه او را پشت فرمان نیسان می‌نشاند و به او این دل و جرأت را می‌دهد که او می‌تواند! در حالی که اصلا سن و سالش اجازه چنین کاری را نمی‌دهد. طبق قانون، رانندگی کردن با نیسان، گواهینامه پایه ۲ می‌خواهد، یعنی حتی با پایه سه هم هر کسی نمی‌تواند با نیسان رانندگی کند.

پرسیدم: الان مشکلتان چیست؟

گفت: «کلانتری پسر مرا با ماشین گرفته است آمدیم مشکل را حل کنیم.»

پرسیدم: مشکلتان حل شد؟

گفت: «نه همچنان با کلانتری درگیریم، ظاهرا باید دادگاه برویم و مشکل را قاضی حل کند.»

گفتم: پرونده شما که آنجا حل می‌شود، اما به نظر من هم کار درستی نیست که شما بچه‌تان را در این سن و سال پشت فرمان نیسان می‌نشانید و به او این دل و جرأت را می‌دهید که او می‌تواند این کار را بکند. هزاران خطر بر سر راه رانندگی افراد کم سن و سال وجود دارد، اگر یکی از آنها اتفاق بیفتد شما تا سال‌های سال درگیر خواهید بود، ضمن اینکه این کار شما بدآموزی برای دیگران هم دارد، شما با این کار راه را برای دیگر بچه‌ها باز می‌کنید که بخواهند رانندگی کنند.

گفت: «چه اشکالی دارد، پسری که جنمش را داشته باشد می‌تواند رانندگی کند، کمک حال پدر و مادرش باشد.»

والدین ویرانگر!

آنها پس از مدتی از مغازه خارج شدند و من مانده بودم که با چنین والدینی چه کار باید کرد. مراجع قضایی که در این موارد کار خود را انجام می‌دهند و یقینا قانون را اجرا خواهند کرد ولی چنین پدرانی که فرزندان خود را به انجام تخلف تشویق می‌کنند باعث ادامه چنین مشکلاتی می‌شوند که با این تفاسیر این وقایع تمامی ندارد!

تصادفی که جلوی چشممان رقم خورد

چند روز پیش هم وقتی با موتور از سمت خیابان ملاصدرا به سمت غیاث‌آباد می‌آمدم، در چهار راه اول شهرک کوثر پشت چراغ قرمز توقف کردم، همان لحظه پسری حدودا ۱۲ یا ۱۳ ساله با موتور کنارم ایستاد. وقتی مرا با موتور دید، به قول امروزی‌ها جو گیر شده و مدام موتورش را گاز می‌داد تا سریع‌تر از چراغ قرمز رد شود، به محض سبز شدن چراغ، حرکت کرد اما با ترافیک ایجاد شده سر چهارراه و ترمز زدن خودروهای پشت چراغ، نتوانست وسیله نقلیه‌اش را کنترل کند و در نتیجه محکم به پشت یک خودروی ال‌نود که جلویش بود برخورد کرد؛ تمام وسایل جلوی موتورش شکست و بر زمین ریخت اما ماشین جلویی آسیبی ندید.

شور و شوق نوجوانی و خودنمایی در خیابان برای آنها، شرایطی را ایجاد می‌کند که وقتی پشت فرمان موتور یا ماشین می‌نشینند نتوانند خود را کنترل کرده و با سرعت مطمئنه حرکت کنند در نتیجه باعث رقم زدن یک اتفاق ناگوار می‌شوند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *