در حالی که بسیاری از فناوریهای اروپایی با مقاومت و سنتها روبرو میشدند، عکاسی تنها سه سال و سه ماه پس از اختراع در پاریس (۱۸۳۹)، وارد خاک ایران شد.
به گزارش سایت صبح قزوین؛ این استان که در دوران صفویه به عنوان پایتخت ایران، دوران درخشانی از معماری و شهرسازی را تجربه کرده بود، در عصر قاجار نیز به دلیل موقعیت ممتاز جغرافیایی و قرار گرفتن در شاهراه ارتباطی پایتخت با غرب و اروپا، کانون مهمی برای ورود دستاوردهای نوین به شمار میآمد.
همین جایگاه استراتژیک باعث شد تا فناوری عکاسی در همان سالهای آغازین ورود به ایران، به قزوین نیز راه یابد.
در این دوره، عکاسان درباری و سیاحان اروپایی که در مسیر تهران به عتبات عالیات یا اروپا از قزوین عبور میکردند، فرصت یافتند تا تصاویری از ابنیه تاریخی و بافت شهری این دیار ثبت کنند؛ اسنادی که امروز بخشی مهم از حافظه تصویری قزوین محسوب میشوند.
افزون بر این، حکمرانی شاهزادگان قاجاری در قزوین و فعالیت چهرههایی نظیر «عبدالله میرزا قاجار»، زمینهساز ثبت دقیقتر مناظر و مردمان این شهر در قاب دوربین شد؛ به گونهای که عکاسی در قزوین، نه تنها یک ابزار ثبت واقعیت، بلکه راهی برای پیوند دادن هویت تاریخی شهر با زبان رسانهای نوین بود.
محمدعلی حضرتیها در نشست «پیشینه عکاسی در قزوین» اظهارکرد: عکاسی تنها سه سال و سه ماه پس از ثبت رسمی اختراع در آکادمی علوم پاریس در سال ۱۸۳۹ میلادی، وارد ایران شد و این سرعت، بیش از هر چیز متأثر از مناسبات دیپلماتیک پیچیده و رقابت قدرتهای استعماری روسیه و انگلیس در ایران بود.
کارشناس و پژوهشگر تاریخ قزوین، ورود این فناوری به ایران را یک رویداد استثنایی در تاریخ فناوری کشور دانست و اظهار داشت: عکاسی بر سه پایهی هنر، شیمی و فیزیک استوار است و به همین دلیل توانست بدون دخالت تفسیرگرانه نقاش، واقعیت را مستند کند؛ به همین جهت علاوه بر آنکه یک هنر تلقی شد و صنعتی به شمار میآمد، به سرعت خود را به عنوان یک رسانه مطرح کرد.
رقابت قدرتها؛ عامل ورود سریع دوربین به ایران
وی با اشاره به همزمانی ورود عکاسی به ایران با ۲۸ مرداد، ادامه داد: نکته بسیار مهم آن است که وقتی ملکه انگلیس دوربینی به محمدشاه قاجار هدیه داد، کمتر از یک ماه بعد سفیر روسیه نیز دوربین دیگری به ایران آورد. این موضوع نشان میدهد انتقال این فناوری چقدر اهمیت داشت.
حضرتیها تصریح کرد: عکاسی در ایران صرفاً یک ابزار سرگرمی اشراف و درباریان نبود، بلکه به سرعت به رسانهای برای مستندنگاری سیاسی، باستانشناسی، مردمشناسی و بیش از همه برای اعمال قدرت سیستم حاکم تبدیل شد.
میراث عباس میرزا و درک پیچیدگی دیپلماسی جهانی
وی با یادآوری نقش عباس میرزا در نوسازی ارتش ایران و درک پیچیدگیهای دیپلماسی جهانی، گفت: عباس میرزا اولین کسی در خاندان قاجار بود که به دلیل حضور در کانون جنگهای ایران و روس، فهمید چه شکاف بزرگی میان ایران و دنیا وجود دارد.
وی افزود: محمدشاه نیز به این نکته رسیده بود که باید با سرعت به فناوری و تکنولوژی اشراف پیدا کند؛ به همین دلیل نخستین کسی بود که عکاسی را از ژان (ژیشار)، عکاس فرانسویِ حاضر در آن دوره، فرا گرفت.
بومیسازی عکاسی و تدوین دهها رساله در دوره قاجار
این پژوهشگر تاریخ قزوین بیان کرد: عکاسی تقریباً تنها فناوری وارداتی در ایران است که همزمان با جهان برای آن مبانی نظری تدوین شده است.
وی گفت: در دورهای که نرخ باسوادی در ایران بسیار پایین بود، رسالههای عکاسی متعددی چون «فتوگرافی، قواعد عکس و تلگراف، کشفالصنایع» و دهها کتاب و رساله دیگر در فاصله حدود ۱۸۰ تا ۱۴۰ سال پیش نوشته شد.
حضرتیها اظهار کرد: این موضوع نشان میدهد چرا عکاسی به این سرعت در ایران فراگیر شد و از یک ابزار گرانقیمت به هنر، رسانه و یک مقوله تجاری تبدیل گردید.

ناصرالدین شاه؛ عکاسِ شکستن تابوهای بصری
وی با اشاره به نقش ناصرالدین شاه در نهادسازی عکاسی افزود: ناصرالدین شاه به معنای دقیق کلمه یک آرتیست بود؛ او عکاسی را به حرمسرا راه داد و این هنر را به دختران و خواهران خود از جمله فاطمه سلطان و اشرفالسلطان آموخت.
وی عکاسخانه مبارکه و آلبومخانه گلستان را بنیان گذاشت و مسیر دموکراتیزه شدن عکاسی، یعنی خروج آن از انحصار اشراف و پیوند مردم عادی با این هنر را هموار کرد.
قزوین در قاب عکاسان ایتالیایی و ایرانی
حضرتیها در ادامه به حضور عکاسان اروپایی در ایران پرداخت و گفت: لوییجی مونتا، عکاس و باستانشناس ایتالیایی که در سال ۱۸۶۲ در پی سفر هیأتی ایتالیایی برای احیای صنعت کرمابریشم به ایران آمد.
وی ادامه داد: مونتا نخستین کسی است که عکاسی مستند را به شکل حرفهای در ایران آغاز کرد. او از استانبول و ایروان به تبریز، زنجان و تهران آمد و پیش از رفتن به دربار از شهرهای ایران عکاسی کرد و حدود ۵۸ عکس از ایران ثبت کرده که دستکم چهار مورد آن از قزوین است.
این پژوهشگر تاریخ قزوین همچنین از عبدالله میرزا قاجار به عنوان عکاسی که در قزوین عکاسی فراوانی انجام داده و از شکلگیری عکاسیهای قراردادی در این شهر یاد کرد.
حضرتیها کتاب «تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران» اثر یحیی ذکاء را کاملترین و مستندترین پژوهش این حوزه دانست و گفت: هر کسی که میخواهد تاریخ معاصر ایران در ۱۵۰ تا ۱۶۰ سال گذشته را با اتکا به اسناد تصویری بررسی کند، نیازمند خواندن این کتاب است.
کتاب «ایتالیاییها و عکاسی در ایران» به کوشش محمدرضا طهماسبپور، مجموعه «گنج پیدا» به کوشش زندهیاد بهمن جلالی، و کتاب «سفری به ایران» حاوی مجموعه عکسهای مردمشناختی آن عکاس اروپایی نیز از دیگر منابع معرفیشده در این نشست بود.
مرحوم گلریز خدمتگزار بیبدیل تاریخ قزوین
در ادامه این نشست، حضرتیها با اشاره به یکی از چهرههای برجسته و خدمتگزاران بیبدیل تاریخ قزوین اظهار کرد: در طول ۵۰۰ سال گذشته، کمتر کسی را میتوان یافت که به اندازه «سرهنگ محمدعلی گلریز» به قزوین خدمت کرده باشد.
وی افزود: متأسفانه آرامگاه خانوادگی فرهنگ گلریز در حال حاضر مورد تصرف قرار گرفته و خاندانهای دیگری در آنجا به خاک سپرده شدهاند.
این نویسنده و شاعر قزوینی با انتقاد از وضعیت موجود، بیان کرد: با مبالغ هنگفتی که در روز قزوین به هنرمندان و خوانندگان پرداخت شد، میشد با کسری ناچیز سنگ مزار شکسته این مرد بزرگ را مرمت و بازسازی کرد.
وی یادآور شد: سرهنگ گلریز، در ۵۰۰ سال گذشته، یگانه فردی است که با عشق و علاقه وافر به قزوین، تک تک بناهای تاریخی شهر را قدمشمار کرده، کتیبههای آن را خوانده و از آثار قزوین عکاسی نموده است.
حضرتیها با تأکید بر رویکرد میهنپرستانه سرهنگ گلریز، ادامه داد: ایشان نه تنها در قزوین، بلکه در ماموریتهای خود در آذربایجان غربی، در جریان جنگل و در سایر مأموریتهایش، همواره قلم و دوربین خود را همراه داشته و مشاهدات و عکسهای ارزشمندی را ثبت کرده است.
این پژوهشگر تاریخ قزوین بیان کرد: نوشتهها و استنطاقهای او، گنجینهای از اطلاعات را در خود دارد که بسیاری از معماهای تاریخی ما را حل میکند. متأسفانه، قزوین نوین به شدت مظلوم واقع شده و از نظر فرهنگی، قدر خدمتگزاران بزرگ خود را نمیداند.
حضرتیها در پایان، بر لزوم توجه بیشتر به مشاهیر و مفاخر فرهنگی استان و حفظ میراث آنان تأکید کرد.
انتهای پیام





