می توان این سوال را مطرح کرد که چرا کتاب سریع القلم در ترکیه مورد توجه واقع شده است؟ حرف اصلی کتاب «اقتدار گرایی در ایران دوران پهلوی» این است که نوسازی ظاهری و اقتصادی بدون توسعه سیاسی و نهادسازی مستمر، به پایداری نمیرسد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین در تماس گروه اندیشه با دکتر محمود سریع القلم، این استاد دانشگاه شهید بهشتی، از انتشار کتاب «اقتدارگرایی ایرانی در عهد پهلوی» در آینده نزدیک در کشور همسایه ایران، ترکیه به زبان ترکی استانبولی خبر داد.
این کتاب با عنوان اصلی Pehlevi Döneminde İranda Otoriterlik (اقتدار گرایی در ایران دوران پهلوی) توسط انتشارات İyidüşün Yayınları (انتشارات اییدوشون / اندیشه خوب) منتشر می شود و از نظر موضوعی در حوزه تاریخ و روابط بین الملل دسته بندی شده است.
نکته آن که به نظر می رسد مسائل مشترک فرهنگی، و فکری و سیاسی میان ایران و ترکیه، ترجمه کتاب «اقتدارگرایی ایرانی در عهد پهلوی» را که در نهایت به انقلاب ۵۷ منتهی شد، برای بخش نشر و روشنفکران و بخش دانشگاهی این کشور جذاب کرده باشد.
در پشت جلد کتاب به یکی از مهمترین مسائلی که کمتر به آن توجه می شود، یعنی تمایز میان نوسازی (مدرنیزاسیون) و توسعه در نگاه دکتر سریع القلم اشاره شده است. سریع القلم با توجه به این تمایز، دوره پهلوی را توضیح می دهد و ناشر کتاب در ترکیه آن را به عنوان مسئله اصلی و محوری در پشت جلد کتاب برجسته کرده است.
ناشر می پرسد «چرا نوسازی (مدرنیزاسیون) همواره به معنای توسعه نیست؟ چرا یک دولت قوی نمیتواند نهادهای قوی بسازد؟ اگر سرنوشت یک کشور به تصمیمات یک فرد واگذار شود چه اتفاقی میافتد؟»

ترجمه متن اصلی پشت جلد
در ادامه ترجمه متن ناشر در پشت جلد کتاب، که مهمترین مسایل اصلی را جمع بندی و مطرح کرده به شرح زیر است:
«چرا نوسازی (مدرنیزاسیون) همواره به معنای توسعه نیست؟ چرا یک دولت قوی نمیتواند نهادهای قوی بسازد؟ اگر سرنوشت یک کشور به تصمیمات یک فرد واگذار شود، چه اتفاقی میافتد؟
کتاب اقتدارگرایی در ایران دوران پهلوی، تجربه حکمرانی در ایران بین سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۷۹ (۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷) را نه تنها بر اساس رویدادهای تاریخی، بلکه با تحلیل ابعاد سیاسی، اقتصادی و نهادی در پرتو فرآیندهای تصمیمگیری، مفهوم حکمرانی و نظریههای توسعه بهطور جامع به بررسی مینشیند.
محمود سریعالقلم با تحلیل ابعاد سیاسی، اقتصادی و نهادی دورههای رضاشاه و محمدرضاشاه پهلوی، این پرسش را مطرح میکند که چرا اقدامات نوسازی ایران به یک توسعه پایدار تبدیل نشد؟ چرا با وجود سرمایهگذاریهای زیرساختی، رشد اقتصادی و افزایش قدرت نظامی، یک سیستم حکمرانی پایدار ایجاد نشد؟ ساختار تصمیمگیری اقتدارگرایانه چگونه بر نهادهای دولتی و ساختار اجتماعی تأثیر گذاشت؟ این پرسشها در کنار خاطرات، اسناد و منابع تاریخی غنی به صورت همهجانبه ارزیابی میشوند.
این کتاب با مقایسه تجربه ایران با نمونههای توسعه در ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور، ترکیه و سایر کشورها نشان میدهد که توسعه پایدار نه تنها با سرمایهگذاریهای اقتصادی، بلکه با نهادهای سیاسی شفاف و فراگیر و مکانیسمهای تصمیمگیری جمعی امکانپذیر است.
این اثر که منبعی مهم برای پژوهشگران علاقهمند به تاریخ، علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات توسعه است، در عین ارزیابی مجدد دوران پهلوی، بحثی جهانی درباره نحوه ساخت یک دولت مدرن ارائه میدهد.
آیا ساختن آینده بدون فهم گذشته ممکن است؟ این اثر با تکیه بر تجربه تاریخی ایران، به دنبال پاسخی تأملبرانگیز برای این پرسش است.»
این کتاب دقیقاً درباره چیست؟
در نهایت باید گفت این کتاب یک تحلیل علوم سیاسی و جامعهشناختی از علل ناکامی نوسازی در عصر پهلوی است.حرف اصلی اثر این است که نوسازی ظاهری و اقتصادی بدون توسعه سیاسی و نهادسازی مستمر، به پایداری نمیرسد.
کتاب توضیح میدهد که چگونه تمرکز قدرت در دست شخص شاه (تصمیمگیری فردی بهجای تصمیمگیری کارشناسی و نهادی)، نبود احزاب و جامعه مدنی مستقل، و غفلت از فرهنگ گفتوگو و عقلانیت جمعی، باعث شد که تمام دستاوردهای مادی و عمرانی دوره پهلوی در برابر بحرانهای سیاسی شکننده باشند و در نهایت به سقوط سیستم بینجامند.
انتهای پیام




