علیرضا شاکر، روزنامهنگار، در یادداشتی در صفحهی شخصی خود نوشت:
بار دیگر باید گفت: شرم بر کسانی که به جای اصلاح فرهنگ مردان، انگشت اتهام را به سوی زنان نشانه میروند.
این نخستین بار نیست که بخشی از حاکمیت را به خاطر رویکردهای نادرست فرهنگی نقد میکنم و آخرین بار هم نخواهد بود. سالهاست که گروهی با قرائتی سطحی، ظاهرگرایانه و غیرواقعبینانه از دین، مسائل پیچیده اجتماعی را به سادهترین و نادرستترین شکل ممکن تقلیل میدهند؛ گویی ریشه مزاحمتهای خیابانی، آزار زنان و ناهنجاریهای اجتماعی نه در رفتار متجاوز، بلکه در رنگ لباس زن است.
نمونه تازه این نگاه، برنامهای از صداوسیماست که در آن زنی با مانتوی رنگی پیوسته مورد مزاحمت مردان قرار میگیرد، اما با پوشیدن مانتوی مشکی، ناگهان همه مزاحمتها پایان مییابد. این روایت، نه یک آموزش فرهنگی، که نوعی تحریف واقعیت و ترویج «سرزنش قربانی» است؛ رویکردی که جامعهشناسان، جرمشناسان و فعالان حقوق زنان سالهاست درباره پیامدهای مخرب آن هشدار دادهاند.
چنین نگاهی، مسئولیت را از دوش متعرض برمیدارد و بر دوش زنی میگذارد که خود قربانی رفتار مجرمانه است. نتیجه نیز روشن است: به جای آنکه مردان به کنترل نگاه، رفتار و گفتار خود دعوت شوند، زناناند که باید سبک زندگی، پوشش و حضور اجتماعیشان را تغییر دهند تا شاید از تعرض در امان بمانند. حال آنکه آموزههای اصیل اسلام مسیر دیگری را نشان میدهد.
قرآن کریم در آیه ۳۰ سوره نور، پیش از آنکه زنان را خطاب قرار دهد، مردان مؤمن را مخاطب میسازد و میفرماید: «به مردان باایمان بگو دیدگان خود را فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزهتر است.» این تقدم، اتفاقی نیست؛ اسلام مسئولیت نخست را متوجه مردان میداند، نه زنان.
پیامبر اکرم (ص) نیز معیار مسلمانی را چنین بیان میکنند: «مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند.» آیا مزاحمت خیابانی، تعرض کلامی و ایجاد احساس ناامنی برای زنان، مصداق آشکار آزار دیگران نیست؟ چگونه میتوان این آموزههای روشن را نادیده گرفت و به جای نکوهش متعرض، برای او توجیه فرهنگی ساخت؟
از منظر جامعهشناختی نیز این نوع پیامرسانی، بازتولید فرهنگ خشونت علیه زنان است. وقتی رسانهای ملی القا میکند که رنگ لباس زن تعیینکننده رفتار مردان است، در واقع این پیام را منتقل میکند که مردان فاقد اختیار و مسئولیت اخلاقیاند و رفتارشان تابع ظاهر زنان است. این نگاه، هم به زنان ظلم میکند و هم شأن و کرامت مردان را پایین میآورد؛ زیرا مرد ایرانی و مسلمان را موجودی معرفی میکند که توانایی کنترل رفتار خود را ندارد.
وظیفه رسانه ملی، ارتقای فرهنگ عمومی، آموزش احترام به حقوق شهروندی و ترویج مسئولیتپذیری اجتماعی است؛ نه آنکه با تولید محتوای تبلیغاتی، یکی از خطرناکترین کلیشههای جنسیتی را بازتولید کند. اگر دغدغه کاهش مزاحمتهای خیابانی وجود دارد، باید مردان را به رعایت اخلاق، قانون، احترام به زنان و مسئولیتپذیری اجتماعی آموزش داد، نه اینکه زنان را متهم یا مقصر جلوه داد.
جامعهای امن، جامعهای نیست که زنان در انتخاب رنگ لباس خود محدود شوند؛ جامعهای امن، جامعهای است که هیچ مردی به خود اجازه تعرض، توهین یا مزاحمت برای هیچ زنی را ندهد. این همان چیزی است که هم دین بر آن تأکید کرده، هم عقل، هم قانون و هم تجربه جوامع موفق.
صداوسیما اگر خود را رسانه ملی میداند، باید از بازتولید چنین نگرشهای آسیبزا دست بردارد و به جای ترویج فرهنگ سرزنش قربانی، در کنار زنان و در کنار آموزههای روشن اسلام، فرهنگ احترام، مسئولیتپذیری و حفظ کرامت انسانی را ترویج کند. هر رویکردی غیر از این، نه دفاع از دین است و نه دفاع از اخلاق؛ بلکه ظلمی مضاعف به زنانی است که به جای حمایت، بار دیگر در جایگاه متهم نشانده میشوند.
انتهای پیام





