دکتر رئوف پیشدار، استاد دانشگاه و روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «صدا و سیما و گفتمان ناپذیرفتنی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
صدا و سیما در ایران مطابق قانون اساسی یک سازمان انحصاری و متولی قانونی فعالیت های رادیویی و تلویزیونی و نظارت بر تولیدات مشابه است. سازمان صدا و سیما با آن که سازمانی در آمد زا است ، ولی از بودجه عمومی کشور نیز پشتیبانی می شود. بودجه سازمان صدا و سیما در سال ۱۴۰۴ حدود ۳۵.۰۰۰ میلیارد تومان با ۴۵.۴ درصد رشد، شورای نظارت بر صدا و سیما حدود ۲۶ میلیارد تومان با ۱۹ درصد رشد. همچنین مبلغ ۸ هزار میلیارد تومان به عنوان درآمد برای صدا و سیما پیشبینی شده است که مجموع اعتبارات آن را به حدود ۴۳ هزار میلیارد تومان میرساند.
در میان سازمانهای دولتی و حاکمیتی صدا و سیما فربه ترین سازمان است. این سازمان نزدیک به ۵۰ هزار کارمند در قالب های مختلف استخدامی دارد که برآورد می شود بین ۸۰ تا ۸۵ درصد بودجه صدا و سیما صرف پرداخت حقوق به آنها می شود. محوطه صدا و سیما فقط در محدوده جام جم به وسعت تقریبی یک شهر است. صدا و سیما در مناطقی از تهران مانند میدان ارگ، خیابان های الوند و آفریقا هم تاسیسات ساختمانی و مراکز پخش رادیو و تلویزیونی دارد.
از حیث جمعیت حقوق بگیر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، یقینا بزرگترین سازمان مشابه در سطح جهان است! پس از صدا و سیمای ایران ، شبکه Sky بریتانیا با حدود ۳۰ هزار نفر کارمند و عامل تولید و پخش قرار دارد .با این تفاوت که Sky به چندین زبان روزانه برنامه های تولیدی برای سطح جهان دارد و شبکه های مانند بی بی سی، صدای آمریکا، دویچه وله (آلمان) با جمعیت کارمندی به مراتب کمتری فعالیت می کنند و سه خبرگزاری عمده جهانی شامل آسوشیدپرس، رویترز و فرانس پرس سرجمع ۱۰ هزار نفر کارمند و خبرنگار در سطح جهان ندارند ، ولی جهان ارتباطات را در تسخیر خود دارند.
رادیو و تلویزیون کشور ۸۰ و اندی میلیون نفری ایران ، بیشتر به CCTV چین با ۱۰ هزار کارمند و تولید گر شبیه است که برای جمعیت ۱/۴۱ میلیاردی این کشور و بیرون از آن برنامه پخش می کند!
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با مختصات گفته شده، از نگاه صاحب نظران ارتباطات، یکی از بنیادیترین چالشهایش نداشتن گفتمان مشخص است. تصمیم گیران این نهاد به تغییرات رخ داده در جهان، آگاه هستند، اما استمرار منافع بیشتر جناحی ایجاب میکند که کماکان بر شعارهایی تأکید کنند که نسبتی با وضعیت اکنون ندارد . براساس تعاریف علمای ارتباطات ، فعالیت های صدا و سیما قرابت و سنخیتی با کار رسانه ای ندارد و بیشتر یک بنگاه سخن پراکنی حزبی است و از این حیث اطلاق عنوان « رسانه» به آن از منظر علم ارتباطات ناصحیح است.
مدیران صدا و سیما باور دارند که این رسانه باید جزء جناحیترین رسانههای مملکت باشد و رفتارهایشان نیز کاملاً جناحی و گروهی است . به این شکل وقتی کار از قاعدۀ عقلاییاش خارج شود، به رفتارهای کودکانه و پوپولیستی و زرد مثل تعطیل کردن برنامه های پربیننده ، تشویق کودک همسری ، چند همسری، سانسورهای سلیقه ای ، وارونه جلوه دادن حقایق، اصرار بر خرافات و به سخره گرفتن علم و دانش و پروپاگاندای لخت کشیده می شود.
رادیو و تلویزیون ایران به هیچکس پاسخگو نیست و مکانیسم پاسخگویی و نظارتی در آن وجود ندارد.موضوع اصلی که باید برای آن فکری کرد، انحصاریبودن تلویزیون است. این همان گفتمان مسلط ورشکسته است. انحصاری بودن فعالیت های رادیویی و تلویزیونی سبب شده است که صدا و سیما خود را بینیاز از توجه شایسته به مخاطب بداند.
این بینیازی، مخاطب را به سمت تلویزیونهای ماهوارهای و تلویزیونهای مجازی کشانده است. نیاز به هیچ آماری نیست! اگرچه وجود دارد؛ کافی است به پشت بام منازل در شهرها و حتی روستاها نگاه کنید؛ دیشهای دریافت برنامه تلویزیونهای ماهوارهای را ببینید تا باور کنیم صدا و سیما سالهاست این زمینه را باخته است. در حال حاضر مراجع رسانهای مردم با ورود رسانههای مجازی و تلویزیونهای ماهوارهای تغییر کرده است اما جالب است که زبان ارتباطی رسانههای ما بویژه صدا و سیما، همان زبان و ادبیات قاجاری و آمرانه و از بالا به پایین باقی مانده است، حال آنکه الان خیلی وقت است حتی دوره رسانههای تعاملی را پشت سر گذاشتهایم و در دوره فرد – رسانه هستیم.
انتهای پیام





