
مهدی باقری، دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق کیفری در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «تأملی در آزادی بیان و حدود و ثغور آن» نوشت:
آزادی بیان یکی از مباحث مهم و بحثبرانگیز در جوامع مختلف است و همواره اختلافنظرهای فراوانی درباره حدود و ثغور آن وجود داشته است. این مفهوم در رشتههای گوناگونی همچون حقوق، علوم سیاسی، فلسفه، جامعهشناسی، مدیریت دولتی و روانشناسی مورد بررسی قرار گرفته است. آزادی بیان را میتوان یکی از مهمترین موضوعات در سنت لیبرالی دانست؛ سنتی که بر اهمیت آزادی فردی، استقلال انسان و محدود بودن قدرت تأکید میکند.
در بحث سیاسی میان آزادی و امنیت نوعی تنش دائمی وجود دارد. آزادی به هیچ عنوان به معنای رهایی مطلق از هرگونه قید و محدودیت نیست؛ زیرا زندگی اجتماعی مستلزم پذیرش قواعدی است که از حقوق و امنیت دیگران حمایت میکنند. پرسش اساسی این است که مرز آزادی فرد تا کجا ادامه دارد و از چه نقطهای حقوق دیگران یا نظم عمومی را تهدید میکند؟
در میان نظریهپردازان سیاسی، جان استوارت میل را میتوان از مهمترین مدافعان آزادی فردی و آزادی بیان دانست. از دیدگاه میل، انسان باید تا حد امکان در اندیشه و بیان آزاد باشد و قدرت سیاسی و اجتماعی نباید صرفاً به دلیل مخالفت با یک عقیده، آن را سرکوب کند. با این حال، آزادی نزد میل نیز مطلق نیست؛ جایی که رفتار فرد موجب آسیب جدی به دیگران شود، امکان مداخله و محدودیت مطرح میشود.
حال،اندیشه توماس هابز بیش از هر چیز با مسئله امنیت و ترس از ناامنی قابل فهم است. انسانها در وضع طبیعی از یکدیگر هراس دارند و ترس از مرگ، خشونت و ناامنی آنان را به سوی تشکیل قدرت سیاسی سوق میدهد. از این منظر میتوان مسیر اندیشه هابز را چنین ترسیم کرد: ترس از ناامنی، جستوجوی امنیت و در نهایت پذیرش قدرت سیاسی قدرتمند برای حفظ نظم.
در مورد نیکولو ماکیاولی نیز مسئله ترس و امنیت اهمیت دارد، اما باید با احتیاط سخن گفت. مسئله اصلی ماکیاولی چگونگی کسب، حفظ و تثبیت قدرت سیاسی است. ترس در اندیشه او میتواند یکی از ابزارهای حاکم برای حفظ اقتدار و جلوگیری از بینظمی باشد. بنابراین، برخلاف هابز که ترس از وضعیت ناامن انسانها را به سوی دولت سوق میدهد، در ماکیاولی ترس بیشتر در نسبت میان قدرت، حاکم و فرمانبرداری سیاسی ظاهر میشود.
شایان ذکر است؛میتوان گفت که در یک سوی طیف، میل بر ضرورت حفظ فضای گسترده برای آزادی فردی و بیان تأکید میکند و در سوی دیگر، در اندیشه هابز مسئله امنیت و جلوگیری از فروپاشی نظم اجتماعی برجستهتر است. این تقابل نشان میدهد که مسئله آزادی بیان صرفاً این نیست که «آیا انسان آزاد است؟» بلکه پرسش مهمتر این است که آزادی انسان در جامعهای متشکل از انسانهای دیگر تا کجا باید ادامه پیدا کند؟
این مسئله در عصر حاضر و بهویژه در فضای مجازی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. امروزه شهروندان با حجم عظیمی از اطلاعات و محتوا مواجهاند. گاهی یک مفهوم درست، به صورت ناقص یا بدون بیان شرایط و محدودیتهای آن منتشر میشود. برای مثال، اگر گفته شود «انسان آزاد است و بدون آزادی نمیتواند زندگی اجتماعی و فکری مطلوبی داشته باشد»، اصل سخن قابل دفاع است؛ اما اگر این گزاره بدون توجه به مسئولیت فرد در برابر دیگران فهمیده شود، ممکن است به برداشت نادرستی از آزادی منجر شود.
در همین زمینه، توجه به مفهوم «فراغت» نیز قابل تأمل است. در حدیثی از پیامبر اسلام(ص) آمده است: «دو نعمت است که بسیاری از مردم در آن مغبوناند: سلامتی و فراغت.» فراغت در اینجا صرفاً به معنای بیکار بودن نیست، بلکه میتوان آن را فرصتی برای اندیشیدن، انتخاب کردن و استفاده درست از آزادی دانست. انسان زمانی که از امنیت، سلامت و فرصت کافی برخوردار است، امکان بیشتری برای فکر کردن و بیان دیدگاه خود دارد. بنابراین، آزادی بیان بدون وجود حداقلی از امنیت و سلامت اجتماعی نمیتواند به شکل مطلوب خود تحقق پیدا کند. در عین حال، همین فراغت و آزادی، مسئولیت انسان را نیز بیشتر میکند؛ زیرا انسان آزاد در برابر انتخابها و سخنان خود مسئول است.
در فرهنگ اسلامی نیز اصل آزادی انسان به معنای بیقیدی و نادیده گرفتن حقوق دیگران نیست. در سخنی منسوب به حضرت علی(ع) آمده است: «لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حراً»؛ یعنی «بنده دیگری مباش، در حالی که خداوند تو را آزاد آفریده است.» این سخن را میتوان از زاویه آزادی و کرامت انسان مورد توجه قرار داد. انسان نباید در برابر قدرت، ثروت یا خواست دیگران هویت و اختیار خود را از دست بدهد. آزادی، در این نگاه، با کرامت و استقلال انسان ارتباط پیدا میکند؛ هرچند این آزادی به معنای مجوز برای آسیب زدن به دیگران نیست.
در همین راستا، قرآن کریم در سوره حجرات، آیه ۱۲، میفرماید: «وَلَا تَجَسَّسُوا»؛ یعنی «و تجسس نکنید». این عبارت کوتاه، نکته مهمی درباره حریم خصوصی انسانها دارد. آزادی و زندگی اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که افراد از تعرض دائمی به زندگی خصوصی خود در امان باشند. تجسس در زندگی دیگران، جستوجوی عیبها و ورود بدون دلیل به حریم خصوصی آنان میتواند کرامت و امنیت روانی افراد را از بین ببرد. بنابراین، همانطور که انسان حق دارد سخن بگوید، دیگران نیز حق دارند حریم خصوصی و زندگی شخصی آنان مورد تعرض قرار نگیرد. اینجا نیز میتوان نوعی ارتباط میان آزادی، مسئولیت و رعایت حقوق دیگران مشاهده کرد.
آزادی بیان نباید به معنای مجوز برای تهدید، افترا، تحریک به خشونت یا رفتارهایی باشد که حقوق اساسی دیگران را به شکل جدی نقض میکند. بنابراین، در کنار حق آزادی بیان، باید از مسئولیت ناشی از بیان نیز سخن گفت. انسان در جامعه آزاد است، اما آزادی او در خلأ وجود ندارد؛ آزادی هر فرد در کنار آزادی و حقوق دیگران قرار میگیرد.
در اینجا میتوان میان برخی مباحث فلسفه سیاسی غرب و قواعد فقهی نیز مقایسهای انجام داد. در فقه اسلامی، قاعده مشهور «لاضرر و لاضرار» بر نفی ضرر و زیانرسانی تأکید دارد. این قاعده میتواند از منظر تطبیقی، زمینهای برای اندیشیدن درباره رابطه میان آزادی فرد و جلوگیری از آسیب به دیگران فراهم کند؛ هرچند نباید بدون بررسی دقیق، آن را کاملاً معادل اصل آسیب در فلسفه جان استوارت میل دانست.
انتهای پیام





