ضرورت ترمیم شکاف های اجتماعی

حمید حسامی در یادداشتی با عنوان «گره جنگ را، آشتی با مردم باز می‌کند» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

مهم‌ترین اتفاق در طول جنگ ۴۰ روزه و پس از آن، انتقال مرکز ثقل مدیریت کشور به شورای عالی امنیت ملی بود که رهبری جدید هم با تصمیمات اکثریت اعضای آن همراه شدند. این مدیریت، دست‌کم در مهم‌ترین مسائل سرنوشت‌ساز؛ یعنی جنگ و مذاکره، توانست علی‌رغم فشار تندروها، در مجموع مواضع و تدابیری معقول و واقع‌بینانه اتخاذ کند. از همین‌رو من همواره معتقد بوده‌ و هستم که برنامه‌ی شعام در درازمدت و پس از خلاصی از معضل جنگ و رفع مشکلات رابطه با خارج، انجام گشایش‌هایی مهم در محدوده‌ی نیازهای اصلی مردم بوده است و اگر فعلاً اقدامی در جهت توقف تندروی‌های موجود نمی‌کند، صرفاً به دلیل عدم اطمینان از کنترل شرایط داخلی است.

اما اکنون سیر اتفاقات جنگ، کشور را به نقطه‌ای رسانده که نه امید چندانی به بازگشت به تفاهم‌نامه وجود دارد، نه راه‌های زیادی برای تبادلات اقتصادی باقی مانده و نه تشدید جنگ، ریسک پایینی برای ایران دارد. در این میان، تیک‌تاک زمان نیز مدام صدای آژیر خطر را بلندتر می‌کند.

در چنین شرایطی، فوریت ورود صادقانه به فاز جلب اعتماد مردم، بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد. یعنی همان پارامتری که مسئولین همیشه از آن غفلت کردند و همین غفلت، بستر و انگیزه‌ای شد برای پروژه‌ی تهاجم خارجی و فشارهایی که اکنون با شدت بیشتری، با هدف تسلیم نظام و شکستن تاب‌آوری ایران دنبال می‌شود. این مهم‌ترین جبهه‌ای بود که شاید حتی از تنگه‌ی هرمز و میدان نظامی نیز اهمیت بیشتری داشت؛ اما این ممسئله درک نشد که از دست دادن هر سنگر در این جبهه، یعنی متزلزل شدن بنیه‌ی اصلی دفاعی کشور.

اگر ترامپ و اسرائیل همچنان به تشدید فشار اقتصادی، کارآمدی محاصره و حتی حمله‌ی مجدد امیدوارند، دقیقاً به همین محاسبه امید بسته‌اند: شکاف عمیق میان مردم و حکومت. آن‌ها تا وقتی که تصور کنند فشار بیشتر، نارضایتی داخلی را به نقطه‌ای تعیین‌کننده می‌رساند، انگیزه‌ای برای کوتاه‌آمدن نخواهند داشت. اما اگر احساس کنند اکثریت مردم، با وجود همه‌ی انتقادها و زخم‌ها، دوباره به آینده‌ی کشور و امکان اصلاح امیدوار شده‌اند، بخش مهمی از محاسبات‌شان فرو می‌ریزد. اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که شورای عالی امنیت ملی باید به عنوان بخشی از دکترین جدید دفاعی کشور به آن ورود کند و اقدامات فوری انجام دهد.

مدیران جنگ باید بفهمند که گره‌ی بن‌بست فعلی جنگ و دیپلماسی، فقط به مدد همراهی و حمایت اکثریت مردم باز می‌شود. شعام اگر امروز مسئول اصلی دفاع از کشور است، باید هرچه زودتر مفهوم امنیت ملی را در معنای واقعی آن، به سیاست داخلی هم تسری دهد؛ زیرا امنیت ملی بدون اعتماد مردم، چیزی جز خریدن زمان و به تعویق انداختن بحران نیست. باید جلوی کسانی که هر روز با اعدام، محدودیت، تهدید و خط‌ونشان‌کشیدن، شکاف میان مردم و حاکمیت را عمیق‌تر می‌کنند، گرفته شود. بویژه آن‌که این جریانات افراطی، مدتی است علاوه بر مردم؛ به مسئولین و مدیران ارشد حاکمیت و شعام هم چنگ می‌زنند.

شکافی که در سال های گذشته بر اثر خطاها و ندانم‌کاری‌ها ایجاد شد و در دی‌ماه سال گذشته عمیق‌تر گردید، اگر ترمیم شود و امید به اصلاح و اعتماد بازگردد، آمریکا و اسرائیل مهم‌ترین انگیزه‌ی خود برای ادامه‌ی فشار و ماجراجویی را از دست خواهند داد. ایران در برابر تحریم و حمله‌ی نظامی، زمانی واقعاً شکست‌ناپذیر می‌شود که دشمن مطمئن شود سلاح اصلی ایران، پشتیبانی اکثریت مردم از آن است. غفلت کلیدی مدیریت کشور، دقیقآ همین‌جاست. آقایان باید بفهمند که بن‌بست و گره‌ی کور فعلی جنگ و مذاکره، با «گشودن درهای آشتی با مردم» باز می‌شود. راه گشایش این درها را هم، هزاران بار از خیرخواهان‌تان شنیده‌اید!

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *