گزارش خبرگزاری مهر دربارهی مسدود شدن سایت عادل فردوسیپور و واکنشها به حمایت دولت از او، بیش از آنکه به روشن شدن ابعاد ماجرا کمک کند، نمونهای از بازنمایی یکسویهی یک مناقشهی رسانهای است. گزارشی که در آن، یک رسانه خود را در جایگاه سخنگوی «مردم» قرار داده و از طرف جامعه دربارهی مصادیق حساسیتهای عمومی داوری میکند.
در این گزارش، بدون ارائهی نظرسنجی، دادهی افکار عمومی یا شواهد مشخص، چند بار از عباراتی مانند «مردم معتقد بودند» و «افکار عمومی» استفاده شده است؛ حال آنکه در جامعهی متکثر ایران، دربارهی رفتار علیرضا فغانی، گفتوگوی عادل فردوسیپور با او و حتی نوع مواجهه با دونالد ترامپ، دیدگاههای متفاوتی وجود داشته است.
مسئلهی اصلی در پروندهی عادل فردوسیپور نیز همچنان روشن نشده است. اگرچه مهر به درستی اشاره میکند که علت رسمی مسدودی وبسایت او اعلام نشده، اما بخش قابل توجهی از گزارش خود را بر یک احتمال بنا میکند و سپس از همان احتمال برای نقد عادل فردوسیپور و دولت پزشکیان استفاده میکند.
از سوی دیگر، حمایت دولت از یک رسانه یا یک چهرهی فرهنگی و ورزشی، لزوماً به معنای بیاعتنایی به دیدگاههای مخالف نیست. در یک نظام رسانهای سالم، حمایت از آزادی فعالیت رسانهای و سرمایههای انسانی میتواند همزمان با شنیدن نقدها و نگرانیهای اجتماعی دنبال شود.
اینکه یک گفتوگوی ورزشی با یک داور بینالمللی را «دهنکجی به خانوادههای داغدار» تعبیر کنیم، نیازمند استدلال و شواهد بیشتری است؛ چرا که میان نقد یک رفتار شخصی و نسبت دادن نیت سیاسی به یک رسانه، فاصلهی زیادی وجود دارد.
همچنین تعبیرهایی مانند «موقعیت شبهاپوزیسیونی» دربارهی فردوسیپور، بدون توضیح دقیق دربارهی مصادیق، بیشتر به برچسبزنی شباهت دارد تا تحلیل رسانهای. سابقهی فعالیت او در رسانهی رسمی کشور و سالها حضورش در تلویزیون، خود نشان میدهد که جایگاه او را نمیتوان صرفاً با دوگانهی موافق و مخالف دولت به معنای عام آن توضیح داد.
در نهایت، آنچه بیش از همه نیازمند توجه است، نه دفاع مطلق از یک چهره و نه محکومیت یک رسانه بر اساس برداشتهای سیاسی، بلکه ضرورت شفافیت است. اگر فردوسیپور تخلفی داشته، باید بهصورت روشن اعلام و در چارچوب قانون رسیدگی شود؛ و اگر مسدودی آن بدون توضیح کافی انجام شده، مطالبهی پاسخگویی نیز بخشی از حقوق رسانه و افکار عمومی است.
متن کامل یادداشت خبرگزاری مهر:
مسدود شدن سایت «فوتبال ۳۶۰» طی روزهای اخیر، واکنشهای گستردهای را در فضای رسانهای و سیاسی کشور به دنبال داشته است. هرچند تاکنون علت رسمی این اقدام به طور شفاف اعلام نشده، اما یکی از دلایل مطرحشده، گفتوگوی این رسانه با علیرضا فغانی است؛ داوری که پس از جنگ ۱۲ روزه و در مراسم اهدای مدال فینال جام جهانی باشگاهها، با دونالد ترامپ به گرمی دست داد؛ اقدامی که در افکار عمومی ایران با موجی از انتقاد همراه شد. پاشنه آشیل فردوسی پور این است که با همه آشنایی اش با خطوط قرمز و احساسات جمعی، تلاش میکند خود را در موقعیتی شبه اپوزیسیونی تعریف کند.
مردم معتقد بودند در شرایطی که ایالات متحده در حملات اخیر علیه ایران نقش مستقیم داشته و شمار قابل توجهی از شهروندان ایرانی جان خود را از دست دادهاند، انتظار میرفت فغانی دستکم از انجام رفتاری که میتوانست نشانهای از صمیمیت با رئیسجمهور آمریکا تلقی شود، خودداری کند. از این منظر، گفتوگوی ویژه فوتبال ۳۶۰ با فغانی از سوی بخشی از جامعه نه صرفاً یک مصاحبه ورزشی، بلکه نوعی دهن کجی به احساسات خانوادههای داغدار و افکار عمومی ارزیابی شد و مخصوصا پس از مراسم اهدای جام در مراسم جام جهانی ۲۰۲۶با رفتار یامال، ستاره تیم ملی اسپانیا مقایسه شد؛ آنجا که اعضای این تیم و مخصوصا یامال همه تلاش خود را برای بی اعتنایی به ترامپ صرف کردند.
البته باید تأکید کرد که هنوز مشخص نیست این موضوع تنها علت مسدود شدن سایت فوتبال ۳۶۰ بوده باشد و احتمال وجود دلایل دیگر نیز مطرح است. با این حال، واکنش دولت به این اتفاق، خود به موضوعی مهمتر تبدیل شده است.
اندکی پس از انتشار خبر مسدودی، رئیسجمهور دستور پیگیری موضوع را صادر کرد. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در حاشیه یک مراسم از عادل فردوسیپور حمایت کرد و فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، با تأکید بر پیگیری ویژه این پرونده، فردوسیپور را «سرمایه کشور» خواند و از حمایت جدی دولت از او خبر داد.
اصل حمایت از سرمایههای انسانی و رسانهای کشور، امری قابل دفاع است؛ اما پرسش اساسی آنجاست که آیا این حمایت باید فارغ از زمینههای اجتماعی و افکار عمومی صورت گیرد؟ اگر بخش قابل توجهی از جامعه، دعوت از شخصی که رفتار او را توهین به احساسات ملی تلقی کردهاند، اقدامی نادرست میدانند، آیا حمایت فوری و یکجانبه دولت از برگزارکننده آن برنامه، این پیام را منتقل نمیکند که حساسیتهای عمومی در اولویت قرار ندارد؟ آیا مقوم و مبین این گزاره نیست که کشور دچار شکافی در حاکمیت شده و دولت در تلاش است تا سلایق سیاسی خود را بر آنچه در مسیر قانون انجام شده تحمیل کند؟
دولت چهاردهم بارها بر ضرورت پرهیز از دوقطبیسازی، تقویت انسجام ملی و شنیدن صدای همه اقشار جامعه تأکید کرده است. اما حمایت آشکار از یک سوی ماجرا، بدون کوچکترین اشاره به دغدغهها و احساسات بخش دیگری از جامعه، این پرسش را ایجاد میکند که آیا چنین رویکردی با همان شعارهای اعلامشده همخوانی دارد؟
اگر هدف، حفظ وحدت ملی است، انتظار میرود دولت در موضوعات حساس، به جای آنکه صرفاً از یک چهره رسانهای حمایت کند، نسبت به احساسات عمومی نیز حساسیت نشان دهد. در غیر این صورت، این شائبه تقویت میشود که برخی صداها بیش از برخی دیگر شنیده میشوند؛ برداشتی که نه تنها کمکی به کاهش شکافهای اجتماعی نمیکند، بلکه میتواند به تعمیق آنها نیز بینجامد.
در نهایت، فارغ از اینکه علت دقیق مسدود شدن فوتبال ۳۶۰ چه بوده است، واکنش دولت به این پرونده خود به مسئلهای قابل تأمل تبدیل شده است؛ واکنشی که این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: آیا در معادلات دولت، حمایت بی قید و شرط از چهره های مسئله دار و با رفتارهای شبه اپوزیسیونی مهمتر است یا توجه به حاکمیت و وحدت ملی و احترام به افکار عمومی؟
انتهای پیام





