امیرعباس علیچی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «تحریمهای اقتصادی آمریکا؛ تکرار نقشههای همیشگی یا نابودی اقتصاد ایران» نوشت:
ایالات متحده دهههای زیادی است که تحریمهایی علیه ایران اعمال میکند که بیشتر آنها با هدف محدود کردن درآمدهای نفتی این کشور، دستیابی به قطعات تسلیحاتی و قطع بودجه شرکتهای تجاری تحت کنترل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی غالب در اقتصاد ایران، بوده است.
در روز دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ معادل ۲۴ آگوست ۲۰۲۶، وزارت خزانهداری ایالاتمتحده تحریمهایی را علیه ایران وضع کرد که به گفته اسکات بنست، وزیر خزانهداری آمریکا، بزرگترین تهاجم مالی علیه یک کشور است. در این تحریم آمده است که کشورهایی که با جمهوریاسلامی مبادلات تجاری دارند، از چرخه دلار حذف میشوند.
طبق گزارش رویترز، این کشورها شامل چین،امارات،عراق،ترکیه و هند میشوند. علیرغم تهدیدات ترامپ مبنی بر قطع ارتباط تجاری این کشورها با جمهوریاسلامی و در رأس آن چین، به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، وزارت خزانهداری آمریکا هنوز هیچگونه مجازاتی برای کشورهایی که با ایران تجارت دارند اعلام نکرده و خواستار آن شده که کشورهایی که با ایران مبادله تجاری دارند، پیش از اتمام مهلت از تجارت با ایران دست بکشند و مشخص کنند که از میان ایران و آمریکا کدام یک را ترجیح میدهند. او در مصاحبه با رویترز گفت که فعلا هیچ قصدی برای تحریم بانکهای چینی ندارد؛ مگر اینکه بانکهای چینی به بخشی از اکوسیستمی تبدیل شوند که فرآیند تبدیل نفت ایران به پول را تسهیل کند.
او همچنین افزود که ایالات متحده در حال گسترش دامنه فعالیتهای تجاری است که میتوانند مشمول تحریمهای ثانویه در پنج بخش از اقتصاد ایران شامل داراییهای دیجیتال، طلا، فناوری، هوانوردی و کشتیرانی شود.دادههای وزارت خزانهداری آمریکا نشان میدهد که ایالات متحده از زمان آغاز دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ در سال ۲۰۲۵، تحریمهای مرتبط با ایران را علیه بیش از ۱۰۰۰ شخص، کشتی و هواپیما اعمال کرده است. تحریمهای اخیر، ناوگان نفتی سایه که مسئولیت حمل نفت ایران را به عهده دارد، شرکتهای بیمه کشتیرانی، شبکه تهیه سلاح و صرافیهای دیجیتال را هدف قرار داده و حدود ۵۰۰ میلیارد دلار ارز دیجیتال مرتبط با ایران را مسدود کرده است.
علیرغم این تهدیدات، ایران و متحدانش نیز سکوت نکردند. بنا به گزارش گاردین، لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، بر این موضوع تاکید کرد که چین با تحریمهای یکجانبه که فاقد پایه و اساس در قوانین بینالمللی هستند، مخالف است و معتقد است که ابزارهای نظامی، تحریمها و تاکتیکهای فشار، راه حل نیستند. سید عباس عراقچی نیز تحریمهای مورد انتظار را رد کرد و گفت که این تحریمها نشانه درماندگی آمریکا در برابر ایران است. او استدلال کرد که این اقدامات نمیتواند تهران را شکست دهد. او گفت که ایالات متحده از عملیات نظامی به چیزی که او «همان نقشههای قدیمی» توصیف کرد، روی آورده است.
تحریمهای آمریکا تاثیرات منفی زیادی بر اقتصاد ایران دارد و این امکان وجود دارد که بسیاری از متحدان و شرکای ایران در پی تهدیدات آمریکا تغییر رویه بدهند. اما جمهوریاسلامی با سابقه طولانی مدت ایستادگی در برابر تحریمهای آمریکا ثابت کرده که توان ایستادگی در برابر تحریمهای اقتصادی را دارد با این حال ایالاتمتحده به جای اینکه فقط جمهوریاسلامی را طرف تحریم قرار دهد، شرکایش را نیز تهدید کرده است.
این موضوع باعث شده اوضاع کمی غیرقابل پیشبینی شود؛ زیرا پیش از تهدید آمریکا، اماراتمتحده عربی که مهمترین شریک تجاری جمهوریاسلامی در منطقه بود، تمامی معاهدات سیاسی را لغو و با ایران قطع ارتباط تجاری کرد. هدف دولت ترامپ از این تحریم منزوی کردن ایران و اقتصاد کشور برای گرفتن امتیازهای بیشتر است. همچنین بسنت یکی از دلایل اعمال شدیدترین تحریم علیه ایران را(عدم نیاز به استفاده از نیروی زمینی) و (فروپاشی از درون) اعلام کرد که این دلایل نشاندهنده استفاده از ابزارهای فشار برای امتیازگیری از ایران است.
دولت ایالاتمتحده پس از انقلاب ۱۹۷۹ در طی سالهای طولانی با استفاده از تحریمها و روشهای مختلف، فشارهای زیادی را بر جمهوریاسلامی و مردم ایران اعمال کرده است. در طی ۴۸ سال اخیر دو حزب بزرگ آمریکا یعنی دموکرات و جمهوریخواه، با استفاده از سیاستهای حزبی و متناسب با منافع حزبی فشارهای زیادی را به کشورهای رقیب وارد کردند. دموکراتها با استفاده از ابزارهای فشار و دیپلماسی نرم و جمهوریخواهان با استفاده از ابزارهای نظامی و دیپلماسی سخت به مقابله با دولتهای رقیب میپردازند.
اما جنگ ۴۰ روزه فقط یک نبرد نظامی نبود، دولت آمریکا با ایجاد یک عملیات ترکیبی که شامل ابعاد نظامی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و رسانهای بود، با جمهوریاسلامی درگیر شد و در تمامی ابعاد ضربههایی را وارد کرد؛ اما بخش اقتصادی یکی از بخشهایی بود که دچار تحولات بیشتری شد. با بسته نگه داشتن تنگه هرمز به مدت طولانی و عدم درآمدزایی حاصل از فروش نفت به عنوان مهمترین منبع درآمد کشور، حکومت دچار مشکلاتی شد که مهمترین آن تورم شدید و در کنار آن سقوط آزاد ارزش ریال بود. با این حال حکومت ایران همچنان بر حفظ تمامیت ارضی و ملی خود تاکید دارد و خواستار توافق معقولانهای با آمریکا برای صلح است.
در صورت همکاری و اتحاد مسئولان و جناحهای داخلی ، جمهوریاسلامی ایران موفق به ایجاد یک پیمان صلح بلندمدت میشود که منطقه خاورمیانه را برای مدتی طولانی از حملات آمریکاییها امن نگه میدارد. همچنین در صورت توافق با آمریکا، ایران میتواند به بازارهای جهانی بازگردد و اقتصاد ضعیف خود را تا حد زیادی ترمیم کند. اصلاحات اقتصادی پس از رفع تحریمها نیز میتواند عامل کارسازی در این زمینه باشد تا تورم و رکود داخلی کاهش پیدا کند و هزینه فرصت و هدررفت سرمایههای داخلی به پایینترین سطح خود در طی سالهای اخیر برسد، زیرا با استفاده از تمام منابع و سرمایههای کشور، شاهد کاهش هزینه فرصت و هدررفت انرژیها خواهیم بود.
انتهای پیام


