عطیه همتی، روزنامه نگار معتقد است واکنش عصبی بخشی از اپوزیسیون و رسانههای فارسیزبان خارج از کشور به بازگشت محسن نامجو، بیش از آنکه به شخص او مربوط باشد، به تصویرسازی این جریانها از وضعیت زندگی در ایران بازمیگردد. او میگوید: بازگشت چهرههایی که سالها خارج از کشور بودهاند، میتواند روایت گریز از ایران را با چالش مواجه کند.
خانم همتی در گفتوگو با انصاف نیوز درباره بازگشت نامجو میگوید: آمدن او از آمدن خیلی از کسانی که زمزمههای آمدنشان مطرح میشود عجیبتر نیست؛ اتفاقاً همخوانی بیشتری با داخل ایران دارد تا خارج از ایران.
او با اشاره به سابقه فعالیت نامجو در ایران ادامه میدهد: او در ایران بود و با تلویزیون ملی همکاری میکرد، تیتراژ سریال خوانده بود و بالاخره با ارگانهای حکومتی، صداوسیما و این مجموعهها همکاری داشت. اگر جستوجو کنید، یکی از سریالهای ماه رمضان تلویزیون هم با همکاری ایشان بوده است.
همتی میگوید: نامجو اساساً چهرهای نبوده که بتوان او را ضد مذهب یا ضد مقدسات معرفی کرد. ایشان هیچوقت آدم غیرمذهبیای نبوده که به مقدسات توهین کند. حتی دعای یامجیر از ایشان در ماه مبارک رمضان پخش شده است. خودش هم میگفت این دعا را از نغمههایی که در کودکی از یکی از اقوامش شنیده، خوانده است.
او درباره فعالیت موسیقایی نامجو نیز میگوید: موسیقیای که با آن در ایران فعال بوده و حتی خارج از ایران هم از او منتشر شده، خیلی به فرهنگ ایرانی نزدیک است، موسیقی سنتی و فیوژن دارد و شعرهایش هم شعرهای اصیل ایرانی است.
همتی معتقد است ارتباط نامجو با ایران حتی در سالهایی که خارج از کشور بوده نیز کاملاً قطع نشده بود. او میگوید: چیزی که من خاطرم هست این است که وقتی ایران نبود، ایدههایی را به داخل ایران میداد. مثلاً لالاییهای شبکه پویا را خواهر ایشان، سارا نامجو، در اوایل دهه ۹۰ تولید کرد. حتی در مصاحبهای که با خانم نامجو داشتند، که از برادرش هم مشاوره گرفته است؛ البته چون ایشان خارج از ایران بود، اسمش مطرح نمیشد.
او بنابراین بازگشت نامجو را اتفاقی عجیب نمیداند و اضافه میکند: یک دلدادگی هم حتماً وجود داشته است. پس آمدن ایشان به اینجا اتفاق عجیب و غریبی نیست.
به اعتقاد همتی، بخش مهمی از واکنشها به بازگشت نامجو به این دلیل است که این اتفاق میتواند روایت ساختهشده درباره غیرقابلزندگی بودن ایران را مخدوش کند. او میگوید: هر چیزی که نشان از زندگی عادی در ایران باشد، جدا از اصلاً آمدن چهرهها، برای کسانی که نمیخواهند این کشور و مملکت زندگی روتین خودش را دوباره به دست بیاورد، خوشایند نیست.
او با اشاره به برخی گزارشهای رسانههای خارج از کشور درباره شرایط زندگی در ایران ادامه میدهد: ما قبل از این جنگ شاهد گزارشهایی توسط رسانههای مختلف بودیم که در ایران نمیشود زندگی کرد. مردم هم بعضی از این موارد را راستیآزمایی کردند و مشخص شد که اصلاً چنین چیزهایی نیست.
همتی ادامه می دهد با وجود همه اتفاقات تلخ، زندگی در ایران ادامه دارد و همین مسئله برای بخشی از مخالفان خارج از کشور خوشایند نیست. او میگوید: بعد از حوادث تلخ دیماه، با همه اتفاقات تلخ و با همه داغهایی که همهمان دیدیم، به هر حال همیشه زور زندگی بیشتر است. خیلی تلاش شد که روتین زندگی عادی مردم، بهخصوص در شکل رسانهای، گرفته شود.
به گفته او، بازگشت یک هنرمند پس از سالها میتواند با این روایت در تضاد قرار گیرد: بعد از شش ماه جنگ، بعد از اینکه بنا بر این است که در رسانهها منتقل شود ایران منزویتر شده، خبرهای بد اقتصادی میآید و قرار است ایران تنهاترین کشور جهان باشد، خبر میآید که یکی از چهرههای مهم موسیقی به ایران برمیگردد. خب طبیعتاً یعنی نهتنها زندگی داخل ایران در جریان است، بلکه حتی یک عده دوست دارند به همان ایرانی برگردند که از آن فرار کرده بودند.
او درباره مواضع نامجو در جریان جنگ نیز میگوید: در جنگ هم موضعی که ایشان میگیرد، موضوع طرفداری از ایران، مخالفت با جنگ و طرف ایران ایستادن است.
همتی درباره نحوه مواجهه حاکمیت با بازگشت چهرههای خارج از کشور معتقد است باید میان پروندههای مختلف تفاوت گذاشت. او میگوید: یک وقت یک نفر با حاکمیت تنشی داشته و حاکمیت میتواند از حق خودش بگذرد. مثلاً بگوید من حقی دارم و از آن میگذرم. اما یک وقت یک نفر مرتکب جرمی شده و حقی از مردم ضایع شده است. اینجا دیگر فقط مسئله حاکمیت نیست. نمیتوان برای اینکه صرفاً چهره رحمانی از خودمان بسازیم، حق کسی را که توسط آن فرد آسیب دیده نادیده بگیریم.
او درباره نامجو تأکید میکند: اگر آقای نامجو تنشی با حاکمیت داشته، حاکمیت میتواند از حال خوب مردم استفاده کند. اتفاق خوبی در حوزه هنر است؛ یک فرزند ایران دارد به ایران برمیگردد، حالا با هر گرایش و نظری که دارد. هیچ مشکلی هم ندارد.
همتی در ادامه میگوید: این رفتار را میتوان درباره دیگر هنرمندانی که مرتکب جرمی علیه مردم نشدهاند نیز در نظر گرفت خیلی از هنرمندان برگشتهاند. قبل از اینکه مسئله حجاب در کشور پررنگ شود، مگر چند هنرمند نبودند که در رسانههای غیرایرانی بدون حجاب بازی کرده بودند و از خط قرمز عبور کرده بودند؟ اگر به شخص دیگری صدمه نزده باشد، حاکمیت میتواند بگوید من حقی داشتم و از آن میگذرم.
او حمایت اولیه از نامجو را نیز مثبت میداند: به نظرم خوب است که مدیران فرهنگی ما در روزهای اول، وقتی یک فرزند ایرانی بعد از ۲۰ سال دوری برگشته، بیشتر هوایش را داشته باشند. اشکالی ندارد. این اتفاق بدی نیست.
با این حال، همتی درباره تبدیل شدن بازگشت یک چهره به یک پروژه تبلیغاتی گسترده هشدار میدهد: دیگر خیلی هم نباید جوگیر شویم. مثلاً اینکه همه کنسرتها و همه برنامهها بشود ایشان؛ چون بعد روتین بودن و خوبی این اتفاق کم میشود.
او در بخش دیگری از این گفتوگو از ضرورت فعالتر شدن دیپلماسی فرهنگی سخن میگوید: کاش دیپلماسی فرهنگی ما و رایزنهای فرهنگی ما بتوانند اسبابی فراهم کنند که چهرههایی که یک روز به هر دلیلی حالشان خوب نبوده، اگر احساس میکنند دوست دارند برگردند، راه و مسیری برای برگشت داشته باشند. این اتفاق خوبی است.
همتی تأکید میکند که درباره چهرههایی که صرفاً به دلیل اختلاف سیاسی از ایران دور شدهاند، نباید با ادبیات خیانت برخورد کرد: مثلاً اگر کسی به دلیل تفاوت نگاه سیاسی و سلیقه سیاسی از کشورش دور شده، اصلاً نمیتوان گفت خیانت کرده است. کسی که رفته و اعتراضی داشته، من تلقی خیانت از آن ندارم.
او در پایان می گوید:میان این افراد و کسانی که مرتکب جنایت یا اقدامات سنگین علیه مردم شدهاند تفاوت میگذارم اینکه چند سال بعد یادمان برود بعضیها واقعاً خونشان آلوده است، دستشان به خون مردم آلوده است و چه جنایتهایی کردهاند، با این موافق نیستم. نباید آنقدر مهربانبازی دربیاوریم که خیانت به کشور نادیده گرفته شود.
انتهای پیام



