چرا «آرامش روانی» امروز یک کنشِ سیاسی است؟ | علی ربیعی

علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور در یادداشتی تلگرامی نوشت:

حقیقت این است که ما در حوزه تاب‌آوری ذهنی و ادراکی، هنوز تا رسیدن به دانشی نظام‌مند و عملیاتی فاصله داریم. وقتی از «بسته‌های تاب‌آوری اجتماعی» سخن می‌گوییم، منظورمان تنها تاب‌آوری معیشتی نیست؛ هرچند معیشت ستون اصلی است، اما آنچه جامعه را در بزنگاه‌های سخت سرپا نگه می‌دارد، تاب‌آوری روان‌شناختی است.

ما نیازمند دستورالعملی هستیم که دانش تاب‌آوری را به زبانِ مشترک دستگاه‌های اجرایی و کنش‌گران فرهنگی و اجتماعی تبدیل کند تا هر تصمیم و رفتاری، به مثابهِ تقویت‌کننده‌ی روانِ جمعی عمل کند و هر مقام مسئول و هر کنشگر فرهنگی و اجتماعی بداند باید چه رفتاری برای کمک به تاب‌آوری ذهنی جامعه در پیش بگیرد. هدف ما در انجمن، تبدیل این دغدغه‌ها به دانشی کاربردی است که چراغ راه سیاست‌گذاران در تدوین آیین‌نامه‌ها باشد.

نکته‌ای که نباید از آن غافل شد، ذات جنگ‌های نوین است. برخلاف آنچه گفته می‌شود که رژیم‌های سیاسی هدف هستند، اما جنگ‌ها در لایه‌های زیرین، انسان‌ها را هدف می‌گیرند. اگرچه صورت‌مسئله در نگاه ژئوپلیتیک، آبراه‌ها و جغرافیاست، اما در جنگ شناختی، هدف اصلی، «ادراک» انسان‌هاست. این جنگ، پیش از آنکه تمامیت ارضی را نشانه برود، تمامیت ذهنی ما را هدف گرفته است.

خنک کردنِ فضای جامعه؛ یک وظیفه در تراز امنیت ملی
بیش از دو سال است که با استفاده لز ابزارهای گوتاگون و به ویژه حوزه رسانه‌، ذهنیت ایرانیان و امیدهای مردم مورد هجمه بوده است. دشمن می‌خواهد جامعه را «داغ» کند و به اضطراب بکشاند؛ در چنین شرایطی، وظیفه هر کنش‌گر و مسئول، «خنک کردن» فضای جامعه و ایجاد آرامش روانی است. متأسفانه گاهی گرایش‌های سیاسی باعث می‌شود که اهمیت این «آرامش‌بخشی عمومی» به درستی درک نشود. ایجاد چشم‌انداز امید در لحظاتی که خشم در حال تولید و گسترش است، نه یک امر تزئینی، بلکه یک وظیفه فوری و حیاتی است؛ چرا که هدف دشمن، قطع امید جامعه از توانایی دولت و پدید آوردن خستگی ذهنی مردم است.

تاب‌آوری ادراکی؛ سنگر اصلی
نقطه پیروزی یا شکست در این میدان، در خیابان‌ها و در ذهن مردم رقم می‌خورد. روزی که دشمن احساس شکست کرد، همان روزی بود که دید مردم به فراخوان‌هایش پاسخ ندادند. این یعنی تاب‌آوری ادراکی جامعه، خط مقدمِ دفاع است. اگر فرض را بر این بگیریم که متجاوزان روزی احساس کنند پیروز شده‌اند، آن روز جامعه از نظر تاب‌آوری شکست خورده است، چرا که قبل از شکنندگی فیزیکی، شکنندگی ذهنی و ادراکی ایجاد می‌شود.

از تجربهِ زیسته تا سیاست‌گذاری؛ ضرورت سامان‌دهیِ دانشِ ضمنی
در این میان باید به ظرفیت‌های مغفول سازمان بهزیستی توجهی ویژه داشت. بهزیستی دارای کارکردهای پنهان و ارزشمندی است که متأسفانه دانش ضمنی آن هنوز به‌درستی سامان نیافته است. ما باید بتوانیم تجربه‌های کارکنان این سازمان را که گنجینه‌ای از زیست اجتماعی است، مکتوب و مدل‌سازی کنیم. سیاست‌گذار باید به سلاح مفهوم‌سازی مجهز شود تا بتواند با سیاست‌های درست، مقاومت ادراکی جامعه را افزایش دهد.

در پایان تأکید می‌کنم که باید عزم خود را جزم کنیم تا این «بایستگی‌های اجتماعی-روانی» را از سطحِ گفتار، به سطحِ سیاست‌گذاریِ ملموس بیاوریم؛ چرا که حفظ تمامیت ذهنی مردم، همان حفظ تمامیت ایران است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *