مهدی یونسی، استاندار مازندران که در زمان انتخابات سال ۱۴۰۳ رئیس ستاد پزشکیان در استان مازندران بود، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، دربارهی سخنان رئیسجمهور در سازمان ملل نوشت:
استاد فرزانه ام آن هنگام که در بلندای آن تریبون جهانی ایستادید و کلامتان در تالاری طنین افکند که چشم و گوش جهان به آن دوخته شده بود، من تنها صدای مردی را نمیشنیدم که با جهانیان سخن میگوید؛ در نگاه این شاگرد، لحظهای از جنس تاریخ در حال زادهشدن بود؛ لحظهای که واژه از مرز سخن عبور میکرد و به زبان ملتی بدل میشد که آمده بود از رنج و آرمان، از کرامت و آزادگی، و از حق دیرینه خویش برای زیستن با عزت و امید سخن بگوید.
من از آن تریبون صدای مردمی را میشنیدم که توفان دیدهاند و ریشه نگسستهاند؛ داغ دیدهاند و چراغ امید نکشتهاند؛ زخم برداشتهاند و از راه بازنماندهاند؛ مردمی که از مدرسه دشوار تاریخ آموختهاند:
صلح را باید خواست، بیآنکه تسلیم را پذیرفت؛ مدارا را باید پاس داشت، بیآنکه حقیقت را وانهاد؛ قدرت را باید داشت، بیآنکه مروت را قربانی آن کرد؛ و اگر هنگامه دفاع فرا رسد، باید ایستاد، بیآنکه حرمت انسان را از یاد برد.
در آن لحظه، بر بلندای آن جایگاه، تنها یک انسان نایستاده بود؛
حافظه یک ملت ایستاده بود.
حافظه سرزمینی که تاریخ را، نه فقط در کتاب ها، بلکه در جان نسل هایش زنده نگه داشته است.
سرزمینی که فردوسی، خرد و داد را در جان حماسهاش نشاند؛ سعدی، حرمت انسان را از حصار قوم و جغرافیا فراتر برد؛ مولانا، در پس کثرت صورتها، یگانگی جانها را جست؛ و حافظ، آینه حقیقت را در برابر ریا و تزویر نگاه داشت.
من در کلامتان طنین همان میراث را میشنیدم: از صلح میگفتید؛ اما صلحی برآمده از کرامت، نه سکوتی خریداریشده به بهای تسلیم.
از مقاومت؛ اما مقاومتی که خشم را به محک خرد میسپارد و قدرت را در ترازوی اخلاق میسنجد.
و از دفاع؛ دفاعی که در آن سلحشوری با جوانمردی، شجاعت با درایت، اقتدار با اخلاق و پایداری با مسئولیت همپیماناند.
و چه دشوار و چه باشکوه است این هنر:
ایستادن، بیآنکه شیفته جنگ شوی؛
گفتوگو کردن، بیآنکه عزت را واگذاری؛
قدرتمند بودن، بیآنکه جوانمردی را قربانی کنی؛
و صلح خواستن، بیآنکه از دفاع از خانه خویش شرمسار باشی.
من بر این باورم؛ که مخاطب آن کلمات تنها حاضران آن سازمان نبودند؛
تاریخ گوش سپرده بود؛ آینده نیز به انتظار نشسته بود؛ و نسلهایی که هنوز نیامدهاند، روزی داور این روزها خواهند بود.
آنان خواهند پرسید: در روزهای دشوار، چگونه ایستادید؟ هنگامی که خشم آسانتر بود، چگونه خرد را نگاه داشتید؟ هنگامی که تسلیم کمهزینهتر مینمود، چگونه عزت را پاس داشتید؟ و ایران را با چه میراثی به دست فردا سپردید؟
و تاریخ گواهی خواهد داد:
در روزهایی که مکر، چهره عوض می کرد و حقیقت زیر غبار هیاهو، پنهان می شد ایران ایستاد،با حافظه ایی کهن، با خردی که به آسانی فریب نمی خورد، و با سخنی که از عمق تاریخ بر می خاست و آنگاه تاریخ پاسخ خواهد داد؛
در غروب مکر، سخن طلوع کرد؛ و ایران، خود تاریخ بود که دوباره به سخن در آمد.
دکتر مهدی یونسی رستمی
عضو هیات علمی و استاد دانشگاه
انتهای پیام





