آیا روزی خواهد رسید که در کوچههای ایران، دوباره صدای کودکان، صدای امید به آینده باشد؟ به باور من، هنوز فرصت هست؛ اما نه با نادیده گرفتن هشدارها، نه با تکرار شعارها و نه با ارائه گزارشهایی که فاصله میان برنامه و واقعیت زندگی مردم را پنهان میکنند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، دکتر سودابه کاظمی، عضو شورایعالی سازمان نظام پزشکی و رئیس انجمن متخصصین زنان و زایمان ایران در یادداشتی نوشت:
حدود یک ماه پیش، به اتفاق همسرم به تلهکابین نمکآبرود رفتیم. روز تعطیل بود و جمعیت زیادی برای تفریح و گردش آمده بودند؛ خانوادههای ایرانی و در میان آنها، گردشگران عراقی.
اما در میان آن همه جمعیت، صحنههایی دیدم که تلخیشان از آن روز تا امروز با من مانده است. در میان خانوادههای ایرانی، زوجهای جوان و خانوادههای دارای فرزند، کمتر از آنچه انتظار داشتم به چشم میخوردند. بهندرت کودکی یا نوجوانی در کنار خانوادهای دیده میشد. در مقابل، بسیاری از خانوادههای عراقی که به چشمم میآمدند، جوان بودند و چند فرزند همراه داشتند.
میدانم که یک روز گردش، یک مکان تفریحی و مشاهدات شخصی نمیتواند معیار قضاوت درباره وضعیت جمعیتی یک کشور باشد؛ اما گاهی یک تصویر، آدم را به فکر فرو میبرد. گاهی آنچه در یک روز میبینیم، ما را متوجه پرسشی میکند که مدتهاست باید جدیتر از خود بپرسیم:
آینده ایران، با کاهش فرزندآوری، به کجا میرود؟
به کوچههای شهرم فکر میکنم؛ همان کوچههایی که عصرها صدای فوتبال، دویدن و بازی بچهها از آنها بلند میشد. کوچههایی که کودکی و نوجوانی ما در آنها جریان داشت. امروز اما مدتهاست آن هیاهوی آشنا کمتر به گوش میرسد.
به یاد کارتهای عروسی میافتم که روزگاری پیدرپی به دستمان میرسیدند؛ خبر آغاز زندگیهای تازه، تشکیل خانوادهها و امید به آمدن نسل بعد. حالا گاهی مدتها میگذرد و خبری از آن دعوتها نیست. و بعد، به مطب و مراجعانم فکر میکنم.
من متخصص زنان و زایمانم. سالهاست با زنانی سروکار دارم که برای مراقبت از سلامت خود، درمان بیماریها و تجربه بارداری و زایمان به ما مراجعه میکنند. اما این روزها، بیش از گذشته، با زنانی روبهرو میشوم که قصد فرزندآوری ندارند؛ با زوجهایی که تولد فرزند را به آیندهای نامعلوم موکول میکنند یا از تصمیم به داشتن فرزند بیشتر منصرف شدهاند.
در بلوکهای زایمان نیز کاهش تولدها، نگرانی دیگری است که نمیتوان بهآسانی از کنار آن گذشت. این کاهش حتی بر آموزش دستیاران تخصصی زنان و زایمان اثر گذاشته است؛ چراکه فرصت مواجهه با موارد بالینی و کسب تجربه عملی در زایمان، یکی از ارکان اساسی آموزش نسل آینده متخصصان این رشته است.
اینها فقط چند تصویر پراکنده نیستند؛ هرکدام دریچهای هستند به مسئلهای بزرگتر که نیازمند بررسی علمی، گفتوگوی صادقانه و تصمیمهای مسئولانه است.
قرار نیست زنان را به خاطر نداشتن فرزند یا خانوادهها را به خاطر داشتن فرزندان کمتر سرزنش کنیم. فرزندآوری تصمیمی عمیقاً شخصی است. نمیتوان از کسی انتظار داشت در شرایطی که از امنیت اقتصادی، آرامش روانی و اطمینان به آینده برخوردار نیست، یا به هر دلیل دیگری آمادگی فرزندآوری ندارد، بهسادگی برای آوردن کودکی به دنیا تصمیم بگیرد.
اما درست به همین دلیل، باید شرایطی فراهم کنیم که فرزندآوری برای خانوادهها نه یک نگرانی سنگین، بلکه انتخابی همراه با امید، امنیت و اطمینان باشد.
ایران به کودکانی نیاز دارد که متولد شوند، به نوجوانانی که رؤیا داشته باشند، به جوانانی که آیندهای پیش روی خود ببینند و به خانوادههایی که از ساختن فردای خود ناامید نباشند.
کاهش تولدها فقط مسئله امروز بیمارستانها و بلوکهای زایمان نیست. پیامدهای آن، سالها بعد، در ساختار سنی جامعه، نیروی کار، نظام سلامت، مراقبت از سالمندان و پویایی اجتماعی کشور آشکارتر خواهد شد.
ایرانِ بیکودک، فقط ایرانی با جمعیت کمتر نیست؛ تصویر فردایی هراسانگیز، خالی از شور زندگی و تلخ است.
من آن روز از نمکآبرود برگشتم، اما تصویر آن جمعیت و پرسشی که در ذهنم شکل گرفته بود، با من ماند: آیا روزی خواهد رسید که در کوچههای ایران، دوباره صدای کودکان، صدای امید به آینده باشد؟ به باور من، هنوز فرصت هست؛ اما نه با نادیده گرفتن هشدارها، نه با تکرار شعارها و نه با ارائه گزارشهایی که فاصله میان برنامه و واقعیت زندگی مردم را پنهان میکنند.
به عزمی جدی و حرکتی ملی و برخاسته از دل جامعه نیاز داریم؛ حرکتی که در آن، دلسوزان ایران، فارغ از حواشی و حبوبغضهای سیاسی و جناحی، فراتر از قالبهای کلیشهای و برنامههای بیلانمحور، به میدان بیایند.
هر یک از ما میتوانیم سفیر جوانی ایران باشیم؛ نه برای سرزنش کسانی که فرزندی ندارند، نه برای تحمیل انتخابی خاص، بلکه برای تبیین روشن ابعاد این مسئله و عمق پیامدهای آن، شنیدن صادقانه نگرانیهای مردم و مطالبه راهکارهای واقعی و مسئولانه از مسئولان.
بیایید از کلیشهها عبور کنیم، از شعارزدگی فاصله بگیریم و درباره آینده جمعیتی ایران، صادقانه و مسئولانه حرف بزنیم.
برای امید جوانان؛ برای شنیده شدن صدای کودکان؛ برای جوانی ایران و برای مانایی ایران.
انتهای پیام





