مهدی نصیری؛ نمونه جهالت و سقوط اخلاقی

مرتضی زارعی، مدرس دانشگاه در یادداشتی با عنوان «مهدی نصیری؛ نمونه جهالت و سقوط اخلاقی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

چند روز پیش کلیپی از صحبت های مهدی نصیری دیدم که برایم یادآور درسی تلخ از تاریخ معاصر سیاسی ما بود. او که روزگاری مدیرمسئول روزنامه‌ی کیهان و صاحب یکی از رسانه های رسمی کشور بود، اکنون با ادبیاتی که به صراحت از «تجهیز و تسلیح» می‌ گوید، با تکرار عنوان رسوا و روسیاه «شاهزاده»، برای زمینه چینی شورشی مسلحانه در داخل ایران مشغول است. این جابه‌جایی فکری، از یک کنشگر به‌اصطلاح «انقلابی دوآتشه» به یک مُبَلِغِ شورش شاهزاده ای، بیش از آنکه یک تغییر جهت اصولی باشد، ادامه یک روش غیر اخلاقی است.

در ظاهر شگفت‌آور است که روزگار چگونه مهدی نصیری را که زمانی با تیغ تحقیر و تکفیر، زندگی خصوصی هنرمندان و شخصیت‌ها را شخم می‌زد — تا جایی که کار یکی از کارگردانان سینما را به تهدید خودسوزی مقابل دفتر کیهان کشاند — امروز در کنار مخالفان سرسخت دیروزش قرار داده است. این پیوند، اگرچه متناقض می‌نماید، اما در حقیقت ریشه در یک نقطه دارد: «نادیده گرفتن اخلاق برای رسیدن به هدف».

حضرت امیرالمؤمنین (ع) در بیانی حکیمانه فرمودند: «جاهل یا در افراط است یا در تفریط». (نهج البلاغه حکمت ۷۰) بنابراین از آغاز تا انجام این مسیر،در زیر سایه سنگین جهالت قرار دارد. در این مسیر جاهلانه اشخاصی که زمانی در ظاهر، فاصله نوری از هم داشتند، امروز در کنار هم، هم‌داستان شده‌اند تا آتش‌بیار معرکه‌ای باشند که دشمنان این ملت در تدارک مجدد آن هستند.

اما بدتر از روش جاهلانه، «جهالت‌پروری» است؛ اینکه آن زمان و امروز روش های امثال نصیری از سوی  برخی تایید و تشویق می شد و می شود و جریاناتی با ادعای انقلابی‌گری، همان متدهای ضداخلاقی نصیری را در سایه مصونیت ها و بلکه حمایت ها برای کوبیدن رقیب تکرار می‌کنند، تاسف بار تراست.

اگر بخواهیم تفاوت میان “نقد مبتنی بر حقیقت” و “نقد مبتنی بر تخریب” را درک کنیم، باید به تقابل شخصیتی میان آوینی و نصیری بنگریم که در همان زمانی که مهدی نصیری در مطبعه‌ی کیهان، مشغول پرونده‌سازی علیه این و آن بود و خیلی از ظاهربینان، مرعوب فضای ایجادشده بودند، مردان باطن‌بین، راه خود را جدا کرده بودند. از جمله  شهید سید مرتضی آوینی که منتقد برخی جریانات فکری بود؛ اما این روش‌ها را برنمی‌تافت.

او به‌صراحت در مجله‌ی «سوره» نوشت: «روش ما در نقد برخی افراد و جریان های فکری، کاملاً جدا از مسیر روزنامه‌ی کیهان است». مرحوم دکتر مددپور از دوستان شهید آوینی برای شخص بنده نقل می‌کرد که «آوینی از مهدی نصیری بدش می آمد».

البته روشن است شهید آوینی که به گواهی همراهان و دوستانش، کوچکترین غیبت دیگران در حضورش چهر‌ه‌اش را دگرگون می‌کرد و طرف را متوجه خطایش می‌ساخت، چگونه می‌توانست با مشی نصیری که بر پایه آبرو‌ریزی و پرونده‌سازی بنا شده بود، سر سازگاری داشته باشد؟ اخلاق‌مداری آوینی، معیار تشخیص حق از باطل بود؛ معیاری که امروزه نیز باید قطب‌نمای فعالان سیاسی باشد.

و توجه داشته باشیم در دین اخلاق محور اسلام، راه مهم تر از هدف و بلکه عین هدف است؛ لذا مومن در شبانه روز حداقل ده بار در نمازها از خدا می خواهد که او را به صراط مستقیم و راه استوار و درست رهنمون باشد و به کسانی که با ادعای انقلابی‌گری، حد و مرزی اخلاقی برای خود در تخریب رقیب قائل نیستند. باید هشدار داد که ببینند عاقبت این مسیر ممکن است به کجا ختم شود.

داستان مهدی نصیری، داستان سقوط اخلاق در مسلخ سیاست‌زدگی و جدایی سیاست از اخلاق است. باشد که پند گیریم  و بدانیم که ادعای انقلابی بودن، و یا هر ارزش دیگر را داشتن بدون اخلاق، تنها پوسته‌ای بی‌مغز است که چه بسا دیر یا زود، مانند نصیری، مسیرش به سقوط آزاد ختم گردد.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *