مهدی میرابی، نویسنده و روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «ایستگاه آخر» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
انسانها ذاتاً و به دلایل غریضی و داشتن احساسات، وقتی با پدیده «جدایی» مواجه میشوند، غم و اندوه جسموجانشان را فرا میگیرد. در این جهان هستی برای هر آدمی از هر جنس تفکر و بینش، هزاران رخداد و پیشامد وجود دارد که او را با نوعی از اندوه روبرو سازد. بنابراین این فقط مرگ و طلاق و مهاجرت و معلولیت و بیماریِ مهلک نیست که انسانها را درگیر نوعی اندوه بزرگ میکند. خدا حافظی یک ورزشکار، به ویژه در حوزه فوتبال که محبوبترین ورزش دنیاست خود به اندازه کافی میتواند دلیل موجه اندوه میلیونها انسان در سراسر دنیا را رقم بزند.
البته که نه یک ورزشکارِ معمولی یا سوپر استار بلکه بهترین برای تمام دوران، همین بهترین بودن و بیهمتا بودن است که درجه اندوه را در قلب میلیونها آدم به میزان قابل توجهی بالا میبرد. گرچه این خداحافظی رخدادی نادر یا اتفاقی غیرمنتظره نبود، روالی از قوانین نظام هستیست که به شکل طبیعی رخ داده است. اما در مورد این ناراحتیِ برآمده از احساسات، منطقاً باید خوشحال بود. بخاطر خوش اقبالی. چراکه ما دقیقاً در دورهای از تاریخ به دنیا آمدیم که مسی در آن حضور داشت.
به گمانم به خواستهی خودش بود که این روزِ باشکوه خیلی ساده و بدون تجملات برگزار شود. بعد از اعلام رسمی منتظر نماند تا در یک فرصت ایدهآل با رایزنی فدراسیونهای قارهها منتخبی از فوق ستارههای فوتبال را در خاک کشور خود به خط کند. با یک تیم بسیار معمولی از قاره آفریقا جشنی درون خانوادگی برپا کرد. برای فدراسیونی که این همه اعتبار و افتخار و سرمایه آورده نخواست هزینه بتراشد. و چقدر این جشن معمولی از هر جهت باشکوه، زیبا، خودمانی و دلانگیز برگزار شد.
فدراسیون با برنامههای متنوع آواز و نورپردازیهای درخشان به استقبال این شب فراموش نشدنی رفت. مردم هم به اندازه گنجایش مونومنتال و سنگفرشهای بوئنوس آیرس، شب سرد سرزمین نقره را حسابی گرم نگه داشتند. برای کسی که بعد از مارادونا عظمت و افتخار را به کشور آورده بود. همهی اینها هیچ بود. خطاب به مردم گفت: «دلتنگتان میشوم… دوستتان دارم…» فقط جای خورخه خالی بود که با «دلتنگی» از فراقش نامی ماند و یادی ازش کرد. به راستی که محبوب بودن از جنس مسی شبیه رکوردها و افتخاراتش خالص و دست نیافتنیست.
با یک گل و دو پاس گل، روی هر سه گل تیم «تأثیر» مستقیم داشت. موضوعی که دیگر صرفاً جذاب است و از اهمیت چندانی برخوردار نیست! تأثیر و اهمیت او را نباید در ثبت گل و رکورد و کسب افتخارات جستوجو کرد. بسیار فراتر است. باید روی بینش و انواع تصمیماتش تمرکز کنیم. تأثیری که روی زندگی و زیستن از نوع بهترینش بجا گذاشت میراثی به غایت فراتر از فوتبال بود.
انتهای پیام





