حمید نجف، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
بهدنبال مصاحبه اخیر حسین مرعشی درباره جایگاه ماهان و تحقیر هما این حکایت تمثیلی تقدیم میگردد، این حکایت، داوری درباره اشخاص نیست؛ تلنگری است درباره انصاف در قضاوت و فراموش نکردن سهم گذشته در شکلگیری موقعیت امروز.
آوردهاند که بازرگانی را دو خاتون بود؛ یکی هما نام داشت و دیرینههمدم او بود و دیگری ماهین نام داشت و تازه به خانه آمده بود. هما سالیان دراز در آن سرا زیسته و در آبادی و اعتبارش سهمی بسزا داشت؛ اما چون بازرگان به سالهای میانسالی رسید، دل در گرو ماهین بست و چندان مال و منال و اسباب توانگری بدو سپرد که رفتهرفته خزانه و اختیار خانه به دست وی افتاد.
روزگار بگذشت و بازرگان روی در نقاب خاک کشید. هما از مکنت و شوکت پیشین بیبهره ماند و ماهین بر سریر توانگری نشست. چندی نگذشت که ماهین بر دارایی خویش مغرور گشت و هما را به ناتوانی سرزنش کرد و چنان سخن گفت که گویی هرچه از رونق و اعتبار نصیبش شده، حاصل هنر و تدبیر خویش بوده است.
هما آهی برکشید و گفت: «ای ماهین، عجب دارم که تو بر رونق امروز خویش مینازی و مرا به ویرانی سرزنش میکنی! تو هنوز قدم در این سرا ننهاده بودی که نام و آوازهاش از در و دیوار میرفت. اگر امروز تو بر خوان نعمت نشستهای و من از آن بیبهرهام، روا مدار که همه هنر را از خویش دانی و همه تقصیر را بر من نهی.»
ماهین گفت: «اکنون مال از آنِ من است و اختیار به دست من؛ هر که توانگر است، بیگمان هنر و تدبیری داشته است.»
هما پاسخ داد: «مال امروز تو را انکار نیست؛ سخن در آن است که توانگری را با هنر خویش یکی مپنداری و تهیدستی مرا دلیل بیهنری مشماری. چه بسیار کسان که بر خوانی نشینند که دیگران گستردهاند و چون سفره رنگین بینند، گمان برند که تمامی هنر از ایشان است.»
سپس روی از ماهین بگردانید و گفت: «آنکه بر ویرانه خانهای قصر سازد، سزاوار آفرین است؛ اما اگر بر ویرانهنشین فخر فروشد و آبادی دیروز را به هیچ شمارد، نه رسم مروت دانسته و نه قدر نعمت شناخته است.»
و راویان حکایت گفتهاند که رونق امروز، همیشه گواه هنر امروز نیست؛ چنانکه فرودستی دیروز نیز دلیل بیهنری نیست. در داوری هر کس، نهتنها باید حاصل کار را دید، بلکه باید پرسید این حاصل چگونه به دست آمده و چه کسانی در فراهم آوردن اسباب آن سهم داشتهاند.
زیرا هنر آن نیست که بر سفرهای رنگین بنشینی و صاحبخانه دیروز را به تهی دستی ملامت کنی؛ هنر آن است که اگر به مکنت رسیدی، ریشههای رونق خویش را از یاد نبری و بر کسی که روزگاری نام و اعتبار این خانه را بر دوش کشیده است، فخر نفروشی جناب آقای مرعشی!
انتهای پیام





