ایمان مالی، دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «هدف برگزاری نشست محرمانه آمریکا و اسرائیل با چند کشور عربی» نوشت:
مقدمه
در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ خبری مهم رسانه ای شد که توجه ناظران ژئوپلیتیک خاورمیانه را به خود جلب کرد. ژنرال برد کوپر فرمانده سنتکام نشستی محرمانه با مقامات ارشد نظامی اسرائیل و چند کشور عربی مانند: عربستان سعودی، امارات، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر برگزار کرد. نخستین نشست از این نوع از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه ۲۰۲۶ بود.
این نشست در چند لایه قابل مشاهده است. در میان شرکت کنندگان هم کشورهایی حضور داشتند که با اسرائیل روابط دیپلماتیک رسمی دارند و هم کشورهایی مانند عربستان و قطر که فاقد چنین روابطی هستند. محتوای نشست موضوعاتی حساس مانند جنگ ایران، آزادی کشتی رانی در تنگه هرمز و حملات حوثی ها را در بر میگرفت. مهم تر از همه این نشست کاملاً بدون رسانه برگزار شد. هیچ یک از کشورهای مشارکت کننده خبری منتشر نکردند و سنتکام تنها با بیانیه ای مبهم و غیرمستقیم آن را تأیید کرد.
برای درک اهداف واقعی این نشست محرمانه نمیتوان در سطح روایت بحث درباره جنگ ایران متوقف شد. نشست برگزار شده گویا نشانه بازآرایی اساسی معماری امنیتی خاورمیانه به رهبری آمریکاست، واشنگتن با استفاده از تهدید ایران به عنوان چسب اتحاد در تلاش است همکاری نظامی اسرائیل و کشورهای عربی را از سطح دوجانبه و محرمانه به مرحله هماهنگی چندجانبه و نهادینه شده ارتقا دهد.
هدف اصلی طراحی چارچوب نظم امنیتی خاورمیانه در دوره پس از جنگ ایران است. چارچوبی که در آن اسرائیل در منطقه مسئولیت سنتکام ادغام میشود، با کشورهای عربی شبکه همکاری امنیتی واقعی شکل میدهد و مسئله فلسطین به طور استراتژیک کنار گذاشته میشود.
۱. ابعاد نظامی: «هماهنگی عملیاتی در زمان جنگ»
کوپر در این نشست پیام مهمی منتقل کرد. آمریکا با وجود حملات مستمر ایران به پایگاه هایش از منطقه خارج نخواهد شد. مخاطب مستقیم این پیام کشورهای عربی حاضر در نشست بودند در وسط جنگ بزرگترین نگرانی متحدان منطقه ای این است که آمریکا بزند و برود یا تحت فشار داخلی عقب نشینی کند. تضمین کوپر برای تثبیت اعتماد متحدان و جلوگیری از جستجوی آنها برای گزینه های امنیتی جایگزین طراحی شده بود.
از مهم ترین نکات این نشست این بود که حضور سپهبد ایال زمیر رئیس ستاد ارتش اسرائیل بود که وضعیت عملیات ارتش اسرائیل در جبهه های مختلف را بیان کرد. اینکه یک مقام عالی رتبه نظامی اسرائیل به نمایندگان نظامی کشورهای عربی درباره عملیات جنگی گزارش دهد. چند سال پیش تقریباً غیرقابل تصور بود، خود این ترتیب پیامی سیاسی روشن رد و بدل می شود. اسرائیل به گره اطلاعاتی و عملیاتی ضروری در همکاری امنیتی منطقه ای به رهبری آمریکا تبدیل شده است.
۲. الگوی همکاری نیابتی در جبهه یمن
یکی از موضوعات مشخص این نشست، الگوی عملیاتی چنین همکاری را آشکار میکند که اسرائیل و عربستان با کمک سنتکام در حال بحث درباره نحوه ارائه پشتیبانی اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی اسرائیل به عربستان علیه حوثی های یمن هستند. نکته ظریف این ترتیب این است که اسرائیل مستقیماً به حوثی ها حمله نخواهد کرد، بلکه از طریق پشتیبانی اطلاعاتی به طور غیرمستقیم مداخله میکند.
این الگو هم از درگیر شدن مستقیم اسرائیل در جنگ یمن که میتواند حساسیت سیاسی ایجاد کند، اجتناب میکند و هم توان رزمی عربستان را به طور واقعی تقویت میکند. مهم تر از همه این الگو تأیید میکند که آمریکا نقش واسطه و هماهنگ کننده را در همکاری نظامی اسرائیل و اعراب ایفا میکند. نقشی که واشنگتن میخواهد آن را نهادینه کند.
۳. اهداف استراتژی وسیع
الف- ادغام اسرائیل در معماری امنیتی آمریکا در منطقه: هدف بلندمدت این نشست عادی سازی حضور نظامی اسرائیل در چارچوب امنیتی به رهبری آمریکا در خاورمیانه است. با ایجاد سازوکار هماهنگی چندجانبه اسرائیل به تدریج از دشمن مشترک عرب ها به شریک امنیتی تبدیل میشود. بدون نیاز به حل مسئله فلسطین، این همان منطق صلح سرد است که در پیمان آبراهام دنبال شد، اما این بار در سطح نظامی و عملیاتی.
ب- ایجاد بازدارندگی جمعی در برابر ایران: با تشکیل شبکه ای از کشورهای عربی و اسرائیل ذیل چتر امنیتی آمریکا و واشنگتن در پی ایجاد بازدارندگی جمعی در برابر ایران است. این شبکه میتواند شامل تبادل اطلاعات، پدافند هوایی مشترک، امنیت دریایی و هماهنگی عملیاتی باشد. هدف نهایی بر این است که، کاهش بار مالی و انسانی آمریکا در تأمین امنیت منطقه از طریق برونسپاری بخشی از مسئولیت ها به متحدان است.
ج- تثبیت نظم امنیتی پس از جنگ: اگر جنگ ایران با تغییراتی در تهران یا تضعیف شدید آن پایان یابد، خلأ قدرت ناشی از آن میتواند منطقه را بی ثبات کند. نشست آلمان پیشاپیش چارچوبی برای پر کردن این خلأ طراحی میکند که شبکه ای از کشورهای عربی و اسرائیل که تحت هدایت آمریکا امنیت منطقه را تأمین کنند. این همان نظم پس از جنگ است که واشنگتن میکوشد آن را از هم اکنون مهندسی کند.
۴. پیامد ها و چالش ها
این نشست محرمانه هرچند گامی بلند در جهت همگرایی امنیتی اسرائیل و اعراب است ولی با چالش های جدی نیز روبه رو است:
الف- شکاف افکار عمومی: در بسیاری از کشورهای عربی افکار عمومی همچنان به شدت ضد اسرائیلی است. همکاری نظامی پنهان با اسرائیل در صورت افشا شدن میتواند مشروعیت دولت های عربی را در داخل به چالش بکشد.
ب- مسئله فلسطین: کنار گذاشتن مسئله فلسطین اگر چه در کوتاه مدت امکانپذیر است، اما در بلندمدت میتواند به عنوان عامل بی ثبات کننده بازگردد. حمایت ایران از گروه های مقاومت فلسطینی دقیقاً بر همین شکاف سرمایه گذاری میکند.
ج- وابستگی به آمریکا: این معماری امنیتی به شدت به تضمین های آمریکا وابسته است. تغییر دولت در واشنگتن یا تغییر اولویت های استراتژیک آن میتواند کل این ساختار را فرو بریزد.
د- واکنش ایران و روسیه: این نشست را تهدیدی علیه منافع خود تلقی خواهند کرد و ممکن است با تشدید همکاری های متقابل از جمله در سوریه، عراق و یمن پاسخ دهند.
نتیجه گیری
نشست محرمانه در آلمان صرفاً یک جلسه هماهنگی نظامی در زمان جنگ نیست بلکه نشانه ای از یک چرخش استراتژیک در سیاست آمریکا در خاورمیانه است. واشنگتن می کوشد با استفاده از جنگ ایران به عنوان کاتالیزور، اسرائیل و کشورهای عربی را در یک چارچوب امنیتی چندجانبه ادغام کند چارچوبی که در آن مسئله فلسطین به حاشیه رانده میشود، ایران به عنوان تهدید مشترک تعریف شود و آمریکا همچنان به عنوان معمار و ضامن نظم امنیتی منطقه باقی می ماند.
این استراتژی در کوتاه مدت میتواند به تقویت بازدارندگی در برابر ایران و کاهش بار آمریکا منجر شود. اما در بلندمدت با سه چالش بنیادین روبه رو است: ۱- مشروعیت داخلی دولت های عربی، ۲- مسئله حل نشده فلسطین و آسیب پذیری ساختار در برابر تغییرات سیاست آمریکاست. اگر این چالشها مدیریت نشوند، نظم امنیتی جدید خاورمیانه ممکن است به جای ثبات، زمینه ساز تنش های جدیدی شود که منطقه را برای دهه ها درگیر کند.
انتهای پیام





