حجت الاسلام هادی سروش، مدرس حوزه، در یادداشتی با عنوان «بررسی خطاء یک جوان و خطای یک نهاد منتسب به نظام» به بهانهی ماجرای «مائده هژبری» نوشت:
اما بررسی خطاء یک جوان
جوانی در محیط نه چندان مثبتی قرار میگیرد و احساسات افراطیش برای نشاط و شادی گُل میکند و میرقصد!
در مرحله بعد این جوان، در رسانه سراسری آورده میشود و بااشک و آه از کرده خود اظهار پشیمانی میکند!
این دو موضوعی است که نیاز به دهها کارشناسی بر اساس علوم مختلف جامعه شناسی و روانشناسی و سیاسی و دینی دارد.
💠اما فقه و اخلاق در اینجا چه میگوید؟
اول؛
بحث “رقص” که یک موضوع نچندان ساده پژوهشی و اجتهادی است که گزارشی از آن، از روزنه فقه چنین است:
تنها حدیثی که فقهاء برای حرمت “رقص” به آن تمسک کردهاند، این است:
کلینی به سندش از سکونی – که براساس مبانی مشهور معتبر است – از امام صادق نقل کرده است که؛ پیامبر همگان از چهار چیز، نهی فرموده است؛ «انهاکم عن الزَفن و المِزمار وعن الکُوبات و الکُبرات.»(کافی ۴۳۲/۶)
” زفن” به رقص تقسیر شده است.
“مزمار” هم نوعی نی است.
“کوبات” به معنای طبل کوچک است. ولی معنای های دیگری هم احتمال داده شده: نرد و شطرنج و ساز و آواز.
و”کبرات” طبلها و یا نوع خاصی از آن است.
◀️اما تحقیق در این حدیث مقتضی دو نکته است:
✔️اولاً؛
راوی روایت “ابی اسماعیل سَکُونی” است و ایشان از آنجا که شیعه نبوده؛ همه حدیث شناسان و رجالیون و فقه اندیشان، فردی صد درصد مورد اطمینان نمیدانند.
ما با اتکاء به قول مشهور؛ از این تردید صرف نظر کرده و بر روایات نقل شده بوسیله “سکونی” مُهر تأیید میزنیم.
✔️ثانیاً؛
کلمه “زفن” که در حدیث آمده و مورد نهی پیامبر (ص) است؛ در مشهور به معنای “رقص” است.
بر این اساس باید گفت “رقص” از سوی پیامبر (ص) بعنوان یک فِعل و رفتار حرام معرفی شده.
اما در برخی از کتابهای لغتی و ترجمه، معنای متفاوتی از “زفن” گفتهاند: “الزفن الوطی الارض برجله”. زفن را بمعنای “پایکوبی” تعریف کردهاند و پایکوبی مورد حرمت فتوائی قرار ندارد.
لذاست که مرحوم آیت الله تبریزی معنای قطعی “زفن” را رقص ندانسته و حرمت رقص را، مستند به این حدیث نمیداند و حرمت رقص را از زاویههایی مانند ایجاد فحشاء با تحریک نیروی جنسی میداند.
💠 موضوع بعدی معرفی و نمایاندن شخص خاطی است.
بر اساس تسالم و قبول “حرمت رقص” در تمام موارد و نیز در تمام امور و حتی از تمام اشخاص، آیا برای معرفی و نمایاندنِ شخص خاطی، در سطح عموم، آن هم در رسانه عمومی و سراسری، همراه با اعتراف گیری و ایجاد فشار روانی بر شخص و اشکی را در آوردن، دارای مجوز شرعی میباشد؟
◀️آیه نوزدهم سوره نور؛ حرمت قطعی این کار را مطرح نموده:
«إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَاتَعْلَمُونَ» ترجمه؛ کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنها در دنیا و آخرت است.
پیامبر اسلام (ص) فرمود:
«کسی که کار زشتی را نشر دهد همانند کسی است که آن را در آغاز انجام داده است». (تفسیرکنزالدقائق)
عجبا از ادعای دین داری آقایان! افشاء گناه و آلودگی اخلاقی که مربوط به فحشاء و امور آلوده دامنی میشود را قرآن در سطح خصوصی اجازه نفرموده تا چه برسد به سطح “رسانهی به اصطلاح ملی”!
◀️چند سؤال:
آیا در ظاهر جامعه، با گفتنها و میزگردها و مصاحبهها در مورد خطاء چند جوان، قُبح گناه شکسته نمیشود؟
آیا این شکستنِ سدی که امروز متاسفانه شاهدش هستیم، آثار حرکات بیرون از چهارچوبهای شرعی و عقلی مدعیان! نیست؟
آیا با این روشها؛ جامعه و خصوصاً نسل جوان را علاقمند به معنویت کردهایم؟
💠آنانکه مدعی دین و مسئول ارائه ارزشها به جامعه هستند! با دید انصاف این حدیث را بارها و بارها بخوانند:
◀️مردی خدمت امام کاظم (ع) آمد و گفت:
فدایت شوم؛ از برادر دینیام کاری نقل کردند که من آن را ناپسند دانستم و از خودش پرسیدم، انکار کرد در حالی که جمعی از افراد موثق و قابل اعتماد این مطلب را از او نقل کردند؟
حضرت امام کاظم (ع) فرمود:
گوش و چشم خود را در مقابل برادرت تکذیب کن حتی اگر “پنجاه نفر قسم” خوردند که او کاری کرده و او بگوید نکردهام از او قبول کن و از آنها نپذیر..
هرگز چیزی که مایه عیب و ننگ میشود و شخصیتی را از بین میبرد در جامعه منتشر نکن …(کافی ۱۴۷/۸)
خدا نکند که پنجاهها نفر جمع شوند که بخاطر مطامع شخصی و جناحی، فردی را خراب کنند!
🔰 خلاصه سخن؛ همانطوریکه “ذائقهی فقهی و اخلاقی” دین اسلام بر محافظت از شخصیت معنوی فرد و جامعه است و حرکاتی که جامعه را به بد اخلاقی در بی بندو باری سوق میدهد، مخالف است.
همین “ذائقه فقهی و اخلاقی” دین ما از شکستن حریم افراد و نمایان کردن خصوصیات منفی آنان و یا رفتار به اشتباه رفتهی آنان، بشدت مخالف است.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید